• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1381/12/22
  • تاريخ :

امام حسین  (ع) در حدیث دیگران


سرور آزادمردان

ابن ابی الحدید

آن کسی که حمیت به مردم آموخت و به آنان فهماند که زیر سایه شمشیر مُردن  بهتر از پستی و مذلت است ، حسین بن علی علیه السلام است.

به او و یارانش پیشنهاد امان شد؛ نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و گفت : « آگاه باشید که ناکس فرومایه ای به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان کشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته است . اما ذلت از من دور است . نه خدا راضی است که من ذلیل شوم، نه پیغمبر و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاکی که مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعتی که من دارم . من هرگز طاعات لئیمان را بر کشته شدن با شرافت ترجیح نخواهم داد. »


زندگی چیست؟!

عبدالحمید جودة السحار ( نویسنده مصری )

حسین (ع) زندگی را از دریچه چشم حقیقت بین خود بررسی و قضاوت می کرد. افرادی که حب ریاست و مقام چشم باطنشان را کور و گوششان را کر کرده است، نمی توانند عقیده و راه حسین را درک کنند و در راه آن گام بردارند.

امام حسین(ع) ، روی اصل طرز تفکر صحیح خود می فرماید که :« زندگی( یا دنیا) عبارت است ازعقیده و جهاد در راه آن » و با صدای رسا اعلام می دارد که « مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمین را جز ذلت و عدم سعادت نمی بینم ، اگر بدن ها برای موت خلق شده اند، کشته شدن با شمشیر در راه خدا فضیلت برتر است.»

صاحب چنین فکری، نمی تواند با حکومت یزید بسازد و یزید را زمامدار مردم مسلمان ببیند. این است که مردانه به پا می خیزد و با جهاد و انقلاب خونین خود ، به دنیا نشان می دهد که یزید و اطرافیان پست او حق حکومت ندارند و حکومت ، حق خاندان پیغمبر خدا و تربیت شدگان مکتب اسلام است.

دراین نبرد آشتی ناپذیر، حتی اهل و عیالش در حکم « خارجی» به اسیری رفتند. ولی امروز ، دنیا به حسین درود می فرستد و نام جاویدان او با احترام ذکر می شود، اما نام یزید ، جیره خواران و غلامان حلقه به گوش او با ننگ و انزجار همیشگی قرین شده است.


جنبش حسین(ع)

 عباس محمود عقاد ( نویسنده نامدار مصری)

جنبش حسین (ع) و رفتن او از مکه به کشور عراق حرکتی نیست که با سنجش حوادث امروز و پیش آمدهای روزانه معمولی به آسانی بتوان در مورد آن قضاوت کرد؛ زیرا جنبش حسین یکی از بی نظیر ترن جنبش های تاریخی است که تا کنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار شده است...

آن جنبش، نهضت مردی سیاسی ، نیرنگ فریب کاری دغل باز ، سودای بازرگانی کالا فروش یا دست آویزی برای جلب دنیا به سوی خود و یا خود به سوی دنیا نبود؛ بلکه آن نهضت بهانه و دست آویز کسی بود که روان خود ، همه جهان و جهانیان را بدهکار آیینی می دانست که خود بدان مرام ایمان داشت و معتقد به لزوم گرویدن و ایمان همه مردم بدان بود و اگر دنیا مرامش را می پذیرفت، او نیز دنیا را می پذیرفت و گرنه پیش او هیچ تفاوت نمی کرد که مرام مقدس و عزیز خود را به مردن از دست دهد یا به زندگانی در چنین جهانی ،  واژگون و ناگوار و... ! بلکه نزد او این منطق بسی خوش آیند و پسندیده تر است که مرام خود را به مرگ ترک گوید تا به زندگی در محیطی چنین رسوا...


زنده جاوید

علامه شیخ عبدالله علائلی ( دانشمند مصری)

نویسنده مصری پس از تجزیه وتحلیل داستان کربلا چنین می نویسد : دانستم که حسین (ع) نگاهبان ما مسلمانان بود ،  تا آخرین نفس در فکر دفاع از شرافت ما بود و به ما یاد داد که چگونه باید برای پیشنهاد مقدس دینی کار کنیم و چگونه زعیم و رئیس دینی که به منزله باغبان است ، باید اراده ثابت داشته باشد که هرگز نرم نشود و تسلیم باطل نگردد ...

.... حسین سرمشقی به ما داده که بفهمیم چگونه باید به مصالح عامه خدمت کرد و این معنی را هیچ کس مانند حسین مراعات نکرده است. زیرا همه رجالی که تاریخ به ما نشان می دهد، مانند آن حضرت نبوده اند وآن حضرت  نظیر ندارد. کجا کسی پیدا می شود به سوی مرگ بشتابد ، چنانچه کودک برای پستان مادر می شتابد؟

استعداد واندام در کودک ، برای آن است که تحصیل حیات کند؛ ولی در مرد آن است که خود را به دامن مرگ اندازد . در زندگی ، طفل زنده می شود که بمیرد؛ ولی مرد می میرد که زنده شود. پس حسین(ع) در مقام دفاع ، درسی به ما داد که در تقریرآن می گوییم دفاع از مقصد ِ مقدس ممکن نیست ، مگر آن که مقصد جزء روح و جان مدافع گردد . در این صورت ، دیگر ترس از مرگ و رغبت به حیات او را از دفاع باز ندارد ؛ بلکه تا آخرین نفس ایستادگی کند و این چه تکلیف سختی است که شانه هر کس زیر آن خرد خواهد شد ، جز شانه حسین(ع).

ای مرد میدان، تو یک باره رفتی  ، مرگ را ظفر خود قرار دادی و دشمن تو، زندگی را اسباب اقتدار خود دانست . پس دشمنت نابود شد و تنها تو تا ابد پایداری.

برای هر کس ، روز زنده شدن و روز مردنی است و میان این دو روز، نمایش کارهایی است که تا ابد درجهان می ماند. اما ای بزرگوار، برای تو فقط روز زنده شدن بود؛ زیرا که تو، آن گونه که مردم می میرند، نمردی . بلکه بر سر عقیده جان دادی و تا عقیده حق و اسلام در جهان زنده است ، تو زنده ای.


شخصیت بزرگ

علامه شیخ عبدالله علائلی ( دانشمند مصری)

.... تاریخ هر ملتی ، واقعاً تاریخ بزرگان آن است. پس هر ملتی که رجال بزرگ ندارد، تاریخ ندارد یا تاریخش شایسته نگارش نیست و ما چون حسین را بین  رجال تاریخ بیاوریم  باید بدانیم که او  بزرگترین ِ رجال تاریخ است که نام همه را کوچک کرده و شخصیت خود را سرآمد همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست . زیرا همه مردان عالم را که تاریخ شناخته ، عمرخود را در تحصیل مجد و بزرگواری زمین صرف کرده اند ، ولی حسین مجد آسمان را طلبید و جان را فدای آن کرد...  بلی، مردی که پیدایشش از عظمت نبوت محمد(ص) و عظمت مردانگی علی(ع) و عظمت فضیلت فاطمه (س) است، نماینده عظمت انسان و آیت الایات بینات است . لذا یاد کردن او و ذکر حالات و مصایبش  ، فقط یاد کردن مردی از مردان جهان نیست ؛ بلکه یادکردن انسانیت است که ابدی است. اخبار او اخبار یک نفر بزرگ نیست ؛ بلکه اخبار بزرگواری  بی مانند و مردی است که وجودش آیت مردان جهان است ، حسین ،  بزرگواری است که در او حقیقت بزرگ مجسم است و باید همیشه او را یاد کرد و از او موعظه و پند گرفت. از این جهت ، شایسته است که ما همیشه در ذکر او باشیم ... هر کس در پایان کار حسین(ع) بنگرد ، باید بداند که بزرگ ترین پایان و بزرگ ترین فداکاری است در جهان ، که گویا دست خدا با خامه توانایی به خطی سرخ تا ابد این کلمات را بر صفحه عاقبت کار حسین نوشته است...


خوابی که برعکس تعبیر شد.

دکتر طه حسین( دانشمند مصری)

ابن زیاد چنان می پنداشت  که با کشتن حسین ، فتنه را ریشه کن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب ، آنان را وادار خواهد کرد که دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند ، سر فرود آورند. ولی ابن زیاد فتنه را گداخته تر کرد و کار بد او، کارهای بد دیگری را سبب شد و خون های ریخته شده و شکنجه هایی که به کودکان و زنان داده شد، همه بر خلاف آنچه ابن زیاد می خواست، نتیجه به بار آورد.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName