• تعداد بازديد :
  • شنبه 1384/12/20
  • تاريخ :

نگاهى به نمایشگاه عكس هاى غوغا بیات گالرى گلستان

عاشقانه هاى دست به دست


  

كشف خود و پى بردن به ابعاد یك نگاه تازه لذتى دارد كه فقط یك حرفه اى طعم و طراوت آن را مى شناسد.

هیجان نابالغ جرقه اى كه دست و ذهن را از انجام آنچه مألوف و آشناست، باز مى دارد و تو را در آستانه راههاى نرفته و میدانهاى ناشناخته قرار مى دهد.

پرسش هایى خسته كننده، برآمده از محدودیتها و باورهاى محدود كننده... و در پى آن گفت و گویى درونى كه بال مى گشاید و از چارچوبها و قالبهاى نزدیك و معمولى فراتر مى رود.

«نگاه تو كجاست؟ وراى صحنه هاى چیده شده و نورپردازى شده... از این جهان چه دیدى؟ روایت تو چه بود؟... تا كى عكاسى فیلم؟ در جایى كه هر روز بر تعداد آزمون و خطاهاى تهیه كننده هاى سینما در انتخاب عكاسان جوان (مستعد و غیر مستعد) افزوده مى شود و شنیدن این جمله تكرارى كه ما در فلان فیلم اصلاً عكس نداشتیم... این دور تكرارى تا كى؟». «پس حرف خودت به عنوان عكاس چیه؟».

غوغا بیات، عكاس فیلم، این بار در نقش یك عكاس مستقل، فیلم درونى ذهن پرغوغاى خودش را بر دیوارهاى یك گالرى قاب كرده و آن سوى پرده سینما و چشم در چشم مخاطبانى نزدیك كه براى دیدار - نوع نگاه او - آمده اند؛ قرار گرفته است.

«یادداشت هاى دست به دست» عنوان ابداعى غوغا بیات بر اندیشه اى است كه او را به جست و جو و كار بر روى پدیده اى متمركز كرد كه آشناترین، معروف ترین، در دسترس ترین و در عین حال دورترین وسیله مورد مصرف جوامع انسانى است: اسكناس!

اسكناس، برگه بهادارى است كه مسافر بى مقصد راههاى غیر منتظره و پیچ در پیچ است.

آنچه امروز در كیف پول شماست، اى بسا فردا در كیف پول كسى باشد كه با او قهرید یا آرزوى دیدارش را دارید.

غوغا بیات، سوژه جدیدى ابداع نكرده است. در واقع اهمیت كار او نه در ابداع، بلكه در كشف است و كشف، زمانى به تأمل و تعمق بیشتر مى انجامد كه از دل یك امر متعارف زاده شود.

جلوه بخشیدن، تأكید كردن و به بیان صریح تر، به زیر نورافكن كشاندن چیزى كه از فرط استعمال اصلاً دیده نمى شود؛ یكى از مؤلفه هاى خلاقیت است. ادبیات آشناى پشت كامیونها، وانت بارها و تریلرها را به درشتى و آشكارا مى توان دید، اما ادبیات ثبت شده بر روى اسكناس ها، بسیارى اوقات یا در حالت مچاله شده در جیب افراد پنهان است و یا در داخل یك كیف، بى آنكه تماشایى در كار باشد، جابه جا مى شود.

ثبت یك یادگارى، نوشتن یك عاشقانه، ذكر یك نصیحت یا اندرز در قالب شعر، یادآورى یك جمله قصار، نقل گفته هاى یك نویسنده... نشاندن یك حسرت یا غفلت بر سطح اسكناس... و مكث و دقت یك عكاس بر آنچه روزى و در لحظه اى در خلوت یك آدم رخ داده تا قلم بردارد و بر اسكناس چیزى بنویسد، منجر به برپایى نمایشگاهى شد كه نه تنها مخاطبان عام را راضى كرد، بلكه مقامات بانكى و پولى نیز از شكار پولهایى كه دست به دست در اعماق زندگى در گردش اند و به واسطه ذهن كنجاو و نگاه تیز یك عكاس، ثبت شده اند استقبال كردند. عاشقانه هاى دست به دست، امروز به دست من، فردا به دست تو... اكنون در جیب من، لحظه اى دیگر در كیف او، الآن در شلوغ ترین میدان شهر، ساعتى دیگر در هواپیما و در سفر...

لینک ها :

 فصل‌نامه‌ی «‌عكاسی حرفه‌یی» 

 فصل‌نامه‌ی «‌عكاسی حرفه‌یی» 

 انتخابات انجمن ملی عكاسی برگزار می‌شود 

UserName