• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • شنبه 1389/11/23
  • تاريخ :

قدم‌بخیر‌ مادربزرگ من بود

قدم‌بخیر‌ مادربزرگ من بود


یوسف علیخانی که دانش‌اموخته‌ی دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران است، زندگی خود را وقف فعالیت‌های ادبی کرده است. نویسندگی، کارهای پژوهشی، نشر کتاب و...


زمان زیادی از آن روزی نمی‌گذرد که نویسنده‌ی اهل روستایی در حوالی قزوین، به تهران آمد تا دست‌ خودش را در زندگی شهری بیازماید و برخلاف دیگرانی که برای پول و کار به سراغ این شهر هولناک می‌آیند، او به دنبال رسیدن به کلمات بود. یا حداقل چنین چیزی را ادعا می‌کند.

او کارش را در حوزه‌ی روزنامه‌نگاری در حالی آغاز کرد که نه فقط آدم‌های شهیر را به جز به نام‌شان نمی‌شناخت، که تقریبا هیچ در موردشان نمی‌دانست.

مفصل ماجراهای آشنایی‌اش با این آدم‌های شهیر را در وب‌سایت‌اش ثبت کرده است و تاکنون سه مجموعه‌داستان کوتاه هم منتشر کرده است.

‌قدم‌بخیر مادربزرگ من بود‌، بیش‌تر مجموعه‌یی از حکایت، تمثیل و لحظه‌نگاری‌ست، تا خودش را به ساختارهای مرسوم و غرب‌زده‌ی داستان‌ کوتاه نزدیک نگه ‌دارد. اولین چیزی که خواننده‌ی شهری را مجذوب خودش می‌کند‌ زبان روستایی و سنگین نثر کتاب است‌ که در دیالوگ‌ها خودش را نشان می‌دهد.

هرچند دیالوگ‌ها به لطف پانوشت‌های متعدد تلطیف شده‌اند، اما نویسنده به هدف خودش نزدیک شده است؛ او می‌خواهد به تو نشان بدهد که جور دیگری می‌نویسد

هرچند دیالوگ‌ها به لطف پانوشت‌های متعدد تلطیف شده‌اند، اما نویسنده به هدف خودش نزدیک شده است؛ او می‌خواهد به تو نشان بدهد که جور دیگری می‌نویسد.

کل کتاب مجموعه‌یی از تصویرسازی‌های سنگین است، که بعد از بارها بازنویسی، شکل کنونی‌شان را پیدا کرده‌اند. تقریبا همگی کوتاه هستند، شخصیت‌پردازی ساده ولی تاثیرگذاری دارند، به خواننده کمک زیادی در درک روایت نمی‌کنند‌ و قواعد کلاسیک داستان‌نویسی غربی را فدای نزدیک‌ شدن به سنت حکایت‌گویی ایرانی کرده‌اند.

می‌شود کتاب را خواند و بعد گفت که مجموعه‌یی بازنویسی‌شده از یک متن کهن را بوده است. می‌توان خواند و گفت تصویرهایی زیبا از زندگی روستایی بوده است. می‌توان خواند و به جهان لبریز از خرافه و جن‌و‌جادوی روستا نزدیک شد، جایی‌که نویسنده بیش‌تر نقاش خشونت‌هایش شده، تا گرمای زندگی‌اش را طرح بزند.

دوازده حکایت کتاب، روستایی را با مردمان و امام‌زاده‌اش نقش می‌زند که به کتاب‌های دیگر نشت می‌کند، تا جایی باشد که علیخانی همیشه روایت‌هایش را در آن استوار می‌کند: روستای میلک. روستایی که حالا بخشی از هویت ادبی ایران شده است.

کل کتاب مجموعه‌یی از تصویرسازی‌های سنگین است، که بعد از بارها بازنویسی، شکل کنونی‌شان را پیدا کرده‌اند

علیخانی تاکنون نامزدی بسیاری از جشنواره‌های ادبی ایران را تجربه کرده و در برخی از موارد هم موفق به کسب جایزه شده است. در ادامه به چند نمونه از این موارد اشاره می‌شود:

- نامزد دوازدهمین دوره جایزه کتاب فصل برای نوشتن مجموعه داستان عروس بید.

- شایسته تقدیر در نخستین جایزه ادبی جلال آل‌احمد و نامزد نهایی هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری برای نوشتن مجموعه داستان اژدهاکشان.

- نامزد بیست و دومین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و برنده جایزه ویژه شانزدهمین جشنواره روستا برای نوشتن مجموعه داستان قدم‌بخیر مادربزرگ من بود.

- برنده جایزه بهترین فیلم هفتمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان ایران برای ساخت فیلم مستند عزیز و نگار.

کتاب "قدم‌بخیر مادربزرگ من بود" با قیمت 2200 تومان در دست‌رس علاقه‌مندان قرار گرفته است.

 

بخش کتاب‌خوانی تبیان


منبع: سایت اینترنتی هزار کتاب
UserName