• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1389/11/20
  • تاريخ :

دعاى خالصانه در مظانّ اجابت


در زندگی روزمره چه بسیار کارهایی که که انجام می دهیم به امید آنکه هم در این دنیا بهره ای از آن برده باشیم وهم عاملی برای روشنایی وسعادت در قیامت باشد .

اما از این نکته نباید غافل بود که هیچ یک از اعمال ما در عالم قیامت مورد قبول نبوده ، مگر آنکه مزیّن به ملکه ی اخلاص ورضایت خداوند بوده باشد .


اخلاص

خشم موج دریا

« وَ إِذا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ ؛ و هنگامى كه (در سفر دریا) موجى همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالاى سرشان قرار گیرد)، خدا را با اخلاص مى‏خوانند امّا وقتى آنها را به خشكى رساند و نجات داد ، بعضى راه اعتدال را پیش مى‏گیرند (و به ایمان خود وفادار مى‏مانند ، در حالى كه بعضى دیگر فراموش كرده ، راه كفر پیش مى‏گیرند) ولى آیات ما را هیچ كس جز پیمان‏شكنان ناسپاس انكار نمى‏كنند! »  (لقمان32)

ایمان گروهى از مردم، دائمى و پایدار است، ولى ایمان گروهى مقطعى و موسمى است، یعنى فقط هنگامى كه اسباب و وسایل مادّى قطع شود، این گروه متوجّه خدا مى‏شوند؛ مثل برق اضطرارى كه وقتى همه‏ى برق‏ها خاموش شود، سراغ آن مى‏روند .

برداشت هایی از آیه :

1ـ انسان به طور فطرى خداشناس است ، لكن وسایل و اسباب مادّى همچون پرده‏اى روى فطرت را مى‏پوشاند و بروز حوادث و خطرها ، این پرده را كنار مى‏زند : « غَشِیَهُمْ ... دَعَوُا اللَّهَ »

2ـ رفاه مادّى ، عامل غفلت است ، ولى خطرها و تنگناها ، عامل توجّه ، تضرّع ، خلوص و غرورزدایى : «إِذا غَشِیَهُمْ ... دَعَوُا اللَّهَ »

3ـ قطع امید از اسباب عادّى ، یكى از راه‏هاى رسیدن به اخلاص است : « مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ »

4ـ براى اولیاى خدا ، غفلت عارضى: «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَكَّرُوا » (اعراف، 201) و براى گروهى ، اخلاص عارضى است : «إِذا غَشِیَهُمْ ... مُخْلِصِینَ »

اخلاص آن است كه تمایلات و خواسته‏هاى نفسانى ، طاغوت‏ها و گرایش‏هاى سیاسى و خواسته‏هاى این و آن را در نظر نگیریم، بلكه انگیزه‏ى ما تنها یك چیز باشد و آن اطاعت از فرمان خدا و انجام وظیفه

5ـ دعاى خالصانه در مظانّ اجابت است : « دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ ... نَجَّاهُمْ »

6ـ انسان داراى اختیار و اراده است : « فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ » (بعضى پس از رهایى از مشكلات ، بر راه حقّ باقى مى‏مانند ، ولى بعضى به راه انحراف و شرك بر مى‏گردند ، و این نمایان‏گر آزادى اراده و اختیار بشر است .)

7ـ لازمه‏ى ایمان ، اعتدال است : (به جاى آنكه بفرماید : « فمنهم مؤمن »، فرمود : « فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ » )

8ـ پیمان‏شكنى و ناسپاسى ، انسان را به كفر مى‏كشاند : «وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ»

اخلاص‏:

اخلاص آن است كه كارى صد در صد براى خدا باشد . تا آنجا كه حتّى اگر یك درصد و یا كمتر از آن هم براى غیر خدا باشد ، عبادت باطل و یا مورد اشكال است .

اگر مكان نماز را براى غیر خدا انتخاب كنیم ، مثلًا در جایى بایستیم كه مردم ما را ببینند و یا دوربین ما را نشان دهد ، اگر زمان عبادت را براى غیر خدا انتخاب كنیم ، مثلًا نماز را در اوّل وقت بخوانیم تا توجّه مردم را به خود جلب كنیم ، اگر شكل و قیافه‏اى كه در آن نماز مى‏خوانیم ، براى غیر خدا باشد ، مثلًا عبایى به دوش بگیریم ، گردنى كج كنیم ، در صداى خود تغییرى بدهیم و هدفى جز رضاى خدا داشته باشیم ، در همه‏ى این موارد ، نماز باطل است و به خاطر ریاكارى ، گناه هم كرده‏ایم .

دعا

به بیانى دیگر، اخلاص آن است كه تمایلات و خواسته‏هاى نفسانى ، طاغوت‏ها و گرایش‏هاى سیاسى و خواسته‏هاى این و آن را در نظر نگیریم، بلكه انگیزه‏ى ما تنها یك چیز باشد و آن اطاعت از فرمان خدا و انجام وظیفه .

براستى رسیدن به اخلاص جز با امداد الهى امكان ندارد . قرآن در آیه 32 سوره لقمان مى‏فرماید : " هنگامى كه موجى همچون ابرها آنان را فراگیرد ، خدا را خالصانه مى‏خوانند ، امّا زمانى كه آنان را به خشكى نجات داد ، (تنها) بعضى راه اعتدال را پیش مى‏گیرند (و به ایمان خود وفادار مى‏مانند)."

راه‏هاى كسب اخلاص‏:

1ـ توجّه به علم و قدرت خداوند

اگر بدانیم تمام عزّت‏ها ، قدرت‏ها ، رزق و روزى‏ها به دست اوست ، هرگز براى كسب عزّت ، قدرت و روزى به سراغ غیر او نمى‏رویم .

اگر توجّه داشته باشیم كه با اراده‏ى خداوند ، موجودات خلق مى‏شوند و با اراده‏ى او ، همه چیز محو مى‏شود ، اگر بدانیم او هم سبب ساز است هم سبب سوز، یعنى درخت خشك را سبب خرماى تازه براى حضرت مریم قرار مى‏دهد و آتشى را كه سبب سوزاندن است ، برای حضرت ابراهیم گلستان مى‏كند ، به غیر او متوسّل نخواهیم شد .

صدها آیه و داستان در قرآن ، مردم را به قدرت‏نمایى خداوند دعوت كرده تا شاید مردم دست از غیر او بكشند و خالصانه به سوى او بروند .

2ـ توجّه به بركات اخلاص

انسان مخلص تنها یك هدف دارد و آن رضاى خداست و كسى كه هدفش تنها رضاى خدا باشد ، نظرى به تشویق این و آن نخواهد داشت ، از ملامت‏ها نمى‏ترسد ، از تنهایى هراسى ندارد ، در راهش عقب‏نشینى نمى‏كند ، هرگز پشیمان نمى‏شود ، به خاطر بى اعتنایى مردم ، عقده‏اى نمى‏شود ، یأس در او راه ندارد ، در پیمودن راه حق ، كارى به اكثریّت و اقلیّت ندارد .

اگر بدانیم كه دلهاى مردم به دست خداست و او مقلّب القلوب است ، كار را براى خدا انجام مى‏دهیم و هر كجا نیاز به حمایت‏هاى مردمى داشته باشیم، از خدا مى‏خواهیم كه محبّت و محبوبیّت و جایگاه لازم را در دل مردم و افكار عمومى نصیب ما بگرداند

قرآن مى‏فرماید : رزمندگان مخلص باكى ندارند كه دشمن خدا را بكشند ، یا در راه خدا شهید شوند . امام حسین (علیه السلام) در آستانه‏ى سفر به كربلا فرمود : ما به كربلا مى‏رویم ، خواه شهید شویم ، خواه پیروز، هدف انجام تكلیف است .

3ـ توجّه به الطاف خدا

راه دیگرى كه ما را به اخلاص نزدیك مى‏كند ، یاد کردن از الطاف خداوند است . فراموش نكنیم كه ما نبودیم ، از خاك و مواد غذایى نطفه‏اى ساخته شد و در تاریكى‏هاى رحم مادر قرار گرفت ، مراحل تكاملى را یكى پس از دیگرى طى كرد و به صورت انسان كامل به دنیا آمد .

در آن زمان این نوزاد هیچ چیز نمى‏دانست و تنها یك هنر داشت و آن مكیدن شیر مادر. غذایى كامل كه تمام نیازهاى بدن را تأمین مى‏كند ، شیر مادر همراه با مهر مادرى ، مادرى كه بیست و چهار ساعته در خدمت او بود. آیا هیچ و جدان بیدارى اجازه مى‏دهد كه بعد از رسیدن به آن همه نعمت ، قدرت و آگاهى، سرسپرده‏ى دیگران شود؟ چرا خود را به دیگرانى كه نه حقّى بر ما دارند و نه لطفى به ما كرده‏اند ، بفروشیم ؟!

4ـ توجّه به خواست خدا

اگر بدانیم كه دلهاى مردم به دست خداست و او مقلّب القلوب است ، كار را براى خدا انجام مى‏دهیم و هر كجا نیاز به حمایت‏هاى مردمى داشته باشیم، از خدا مى‏خواهیم كه محبّت و محبوبیّت و جایگاه لازم را در دل مردم و افكار عمومى نصیب ما بگرداند .                       

کعبه

حضرت ابراهیم در بیابان‏هاى گرم و سوزان حجاز، پایه‏هاى كعبه را بالا برد و از خداوند خواست دلهاى مردم به سوى ذرّیه‏اش متمایل گردد . هزاران سال از این ماجرا مى‏گذرد و هر سال میلیون‏ها نفر عاشقانه ، پر هیجان‏تر از پروانه ، دور آن خانه ی نور طواف مى‏كنند .

چه بسیار افرادى كه براى راضى كردن مردم خود را به آب و آتش مى‏زنند ، ولى باز هم مردم آنان را دوست ندارند ، و چه بسا افرادى كه بدون چشم داشت از مردم ، مادّیات ، نام ، نان و مقام ، دل به خدا مى‏سپارند و خالصانه به تكلیف خود عمل مى‏كنند ، امّا در چشم مردم نیز از عظمت و كراماتى ویژه برخوردارند ، بنابراین ، هدف باید رضاى خدا باشد و رضاى مردم را نیز از خدا بخواهیم .

5ـ توجّه به بقاى كار

كار كه براى خدا شد ، باقى و پا برجا مى‏ماند ، چون رنگ خدا به خود گرفته و كار اگر براى خدا نباشد ، تاریخِ مصرفش دیر یا زود تمام مى‏شود. قرآن مى‏فرماید : «ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ » (نحل، 96) و هیچ عاقلى باقى را بر فانى ترجیح نمى‏دهد و با آن معامله نمى‏كند .

6ـ مقایسه‏ى پاداش‏ها

در پاداش مردم ، انواع محدودیّت‏ها وجود دارد ، مثلًا اگر مردم بخواهند پاداش یك پیامبر را بدهند ، بهترین لباس ، غذا و مسكن را در اختیار او قرار مى‏دهند ، در حالى كه تمامى این نعمت‏ها محدودیّت دارد و براى افراد نااهل نیز پیدا مى‏شود . نااهلان هم مى‏توانند از انواع زینت‏ها ، كاخ ، باغ و مَركب‏هاى مجلّل شخصى استفاده كنند ، امّا اگر كار براى خدا شد ، پاداشى بى‏نهایت در انتظار است ، پاداشهاى مادّى و معنوى .

در اینجا نیز اگر درست فكر كنیم ، عقل به ما اجازه نمى‏دهد كه پاداشهاى بى‏نهایت و جامع را با پاداشهاى محدود بشرى عوض كنیم .

آمنه اسفندیاری

بخش قرآن تبیان


منابع:

- تفسیر نور، ج 9

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName