• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1470
  • يکشنبه 1389/11/17
  • تاريخ :

مصر را با ايران 2009 مقايسه نکنيد


وسوسه اي در غرب امروز بيداد مي‌کند براي مقايسه حوادث تونس، مصر و ديگر حوادث جهان عرب با ايران در سال 2009 ميلادي و حاشيه‌هاي پس از انتخابات رياست جمهوري در اين کشور. تحليل‌گران آنچه را که امروز در مصر عليه ديکتاتوري حسني مبارک رخ مي‌دهد به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران تشبيه مي‌کنند.


مصر و حسني مبارک ديکتاتور

وسوسه اي در غرب امروز بيداد مي‌کند براي مقايسه حوادث تونس، مصر و ديگر حوادث جهان عرب با ايران در سال 2009 ميلادي و حاشيه‌هاي پس از انتخابات رياست جمهوري در اين کشور. تحليل‌گران آنچه را که امروز در مصر عليه ديکتاتوري حسني مبارک رخ مي‌دهد به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران تشبيه مي‌کنند. در ايران جرقه اعتراض‌ها به شمارش آراي رياست جمهوري بود و در مصر مردم فرياد رفتن حسني مبارک را سر مي‌دهند. در تهران اما دولت از آغاز خيزش‌هاي اصلاح طلبانه در جهان عرب استقبال مي‌کند و هيچ کس نام فتنه يا شورش را به اين جريان‌ها نمي‌دهد. همگان 2011 مصر را با 1979 ايران و قيام مردم عليه شاه مقايسه مي‌کنند. انقلابي که شاه ايران را راهي تبعيد کرد و جمهوري اسلامي‌ نوزاد خيزش‌هاي مردمي‌ در آن بود.

اين روزها همه در ايران حسني مبارک را با محمد رضا شاه پهلوي ديروز مقايسه مي‌کنند. محمد رضا پهلوي هم درست مانند حسني مبارک از نزديکان به واشنگتن و متحدان آمريکا در منطقه بود. حقيقت هم اين است که امروز مصر به انقلاب اسلامي‌ ايران شباهت بسيار دارد. اگر در آمريکا کساني هستند که دوست دارند با شبيه خواندن حوادث مصر به ماجراهاي پس از انتخابات در ايران در سال 2009 ميلادي، جريان سبز را مجددا در ايران زنده کنند بايد به آنها بگويم که سخت در اشتباه هستيد.

مقايسه‌هاي اشتباه را هم که به حاشيه برانيم بايد تاکيد کنم که پارسي‌ها شباهتي به اعراب و خلق و خوي آنها ندارند و اين تفاوت تنها در مسائل فرهنگي نيست بلکه ريشه در اختلاف‌هاي سياسي و مذهبي هم دارد. برخلاف اعراب، ايراني‌ها تاريخ پررنگ جنبش‌هاي آزادي بخشي را پشت سر خود دارند که قدمت آن به بيش از يک قرن بازمي‌گردد. تلاش ايراني‌ها براي برخورداري از دولتي مسئول و متعهد حتي پس از سقوط شاه هم خلاصه به يک يا دو خانواده نبوده است. اين باور غرب که ايران مانند مصر از ديکتاتوري رنج مي‌برد و اين جريان سبز است که کمر همت به نابودي آن بسته در حقيقت از پايه و اساس اشتباه است. چه پيش و چه پس از انتخابات در ايران، پويايي سياسي در اين کشور به کشورهايي مانند آمريکا شبيه تر بود تا اعراب. رسانه‌ها در غرب روي تظاهر کنندگان و مطالبات آنها در سال 2009 و به تبع آن سرکوب مردم توسط نيروهاي امنيتي بيشتر تمرکز کردند.

ايران هدف تحريم‌هاي آمريکا قرار گرفته است. تحريم‌هايي که عمدتا زندگي عامه مردم را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين در حالي است که کشورهاي عربي دوستان استراتژيک آمريکا هستند و دولتمردان انها سالانه ميليون‌ها دلار وجه نقد کمکي دريافت مي‌کنند. البته بخش اندکي از اين پول در اختيار شهروندان آنها قرار مي‌گيرد

همين رسانه‌ها ميزان و حجم حمايتي که از محمود احمدي نژاد به عمل آمد را فراموش کردند. رسانه‌ها حمايت مردمي ‌و ميليوني از رهبري ايران و ديگر دولتمردان را پوشش ندادند.  در دو سال گذشته رسانه‌هاي غربي و ايراني‌هايي که در تبعيد بودند تنها و تنها به ديکتاتوري خواندن سيستم حکومتي در ايران بسنده کردند. اما در داخل ايران سياستمداران مانند هميشه به بحث‌ها و تبادل نظرهاي سياسي ادامه مي‌دهند و البته مشاجره ميان سه قوه هم همچنان ادامه دارد. البته که رئيس جمهور در تمامي‌اين مباحت هم در راس نايستاده است.  البته اين بدان معنا نيست که جريان سبز يا نارضايتي‌ها در ايران کاملا صفر شده اند. غرب دوست دارد جريان سبز را جوانان انقلابي بداند با نيت براندازي و اين در حالي است که آنها تنها معترض هستند. در جهان عرب معترضان تنها مي‌توانند حسرت آنچه را بخورند که ايراني‌ها سي سال پيش به آن دست يافتند. در جهان عرب رهبراني هستند که توسط واشنگتن حمايت مي‌شوند و البته از کاخ سفيد هم حمايت مي‌کنند و برخلاف ميل و اراده مردمان خود در سطح بين المللي عمل مي‌کنند. ايران اما تحت تاثير هيچ نيروي خارجي قرار ندارد و اين قاعده حتي در مواردي که شهروندان با سياست‌هاي دولت موافق هم نيستند مصداق عيني دارد.

مصر و حسني مبارک ديکتاتور

ايران هدف تحريم‌هاي آمريکا قرار گرفته است. تحريم‌هايي که عمدتا زندگي عامه مردم را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين در حالي است که کشورهاي عربي دوستان استراتژيک آمريکا هستند و دولتمردان انها سالانه ميليون‌ها دلار وجه نقد کمکي دريافت مي‌کنند. البته بخش اندکي از اين پول در اختيار شهروندان آنها قرار مي‌گيرد. ايراني‌ها اين روزها اصرار دارند که اعراب هم به سياست‌هاي ديکتاتورهاي خود اعتراض مي‌کنند و هم مخالفت خود را با واشنگتن نشان مي‌دهند. حقيقت هم اين است که بخش اعظمي‌ از افکار عمومي ‌در کشورهاي عربي مخالف آنچه هستند که ما منافع آمريکا در منطقه مي‌خوانيم. اين مساله در ايران و در ميان اکثريتي هم که دوشادوش دولت ايستاده اند مصداق دارد. حس امريکا ستيزي در ايرانيان در حقيقت همان حس ضد امپرياليستي است و اين که حوانان ايراني امريکا را دوست دارند به معناي دوست داشتن سياست خارجي اين کشور در منطقه نيست. يک دليل سکون در جريان سبز و اندک احتمال باقي مانده براي خيزش آن در آينده اي نزديک، تصوير مثبتي است که دولت از خود نشان داده است. دولت ايران حداقل به خوبي براي طيف ميانه رو حفظ ظاهر کرده است. من در روزهاي ترک تونس توسط زبن العابدين بن علي و سقوط دولت حريري در لبنان در تهران بودم. رسانه‌هاي ايران هر دو ماجرا را به بهترين شکل پوشش دادند. با اين همه نشانه‌هاي اندکي براي جنب و جوش در ميان جوانان براي آغاز جريان سبز ديده مي‌شد. در غرب طرفداران جريان سبز به سرعت شعارهايي را براي برانگيختن احساسات مردم در داخل و تشويق جريان سبز ساختند. شعارهايي که معناي آن اين بود که تونسي‌ها توانستند اما ايراني‌ها نه. شايد برخي ايراني‌ها باشند که از موفقيت اعراب در مهار رهبران خود حسودي کنند اما جريان سبز در ايران ترجيح مي‌دهد خود را به خيزش لبناني‌ها در سال 2005 عليه جريان سوري شبيه بداند و نه به انقلابي در آفريقاي شمالي. درست مانند لبنان در سال 2005 ميلادي، جريان سبز پشت سر يک هدف جمع شد و البته اين هدف هم بسيار توخالي از کار درآمد. بسياري از مطالبه‌هاي جريان سبز همچنان از احمدي نژاد پابرجاست. اما بايد اعتراف کنيم که احتمال تغييرات جدي و به خيابان آمدن معترضان بسيار ضعيف است. ايراني‌ها مانند مصري‌ها نيستند که از رهبران خود تا اين اندازه نااميد باشند.


منبع:ديپلماسى ايرانى

بخش سياست

زمان ارائه اولین گزارش برجام

زمان ارائه اولین گزارش برجام

زمان ارائه اولین گزارش برجام
حق سکوت آمریکا لو رفت!

حق سکوت آمریکا لو رفت!

حق سکوت آمریکا لو رفت!
بدعت مضحک داعش

بدعت مضحک داعش

بدعت مضحک داعش
رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی

رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی

رهبر انقلاب در حرم مطهر رضوی
UserName