• تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1389/11/17
  • تاريخ :

حوزه و پاسخی به نیاز دنیای جدید

حوزه و فرهنگ

با آغاز قرن بیستم، بشریت با دنیایی عصیان‌زده، غرق در صنعت و شکست خورده در برابر هویت خود مواجه شد. به وجود آمدن جنگ‌های سخت جهانی و منطقه‌ای و هم‌چنین درگیری‌های اجتماعی، دنیای هولناک و فاقد حقیقت را رقم زد.

زیرساخت‌های نگاه دنیایی سرمایه زده که در آن «پول» و «سرمایه» حرف اول را می‌زد، اندک اندک انسان قرن بیستم را در روابطی به شدت سودجویانه قرار داد و به تبع آن صفاتی چون وحشی‌گری، خشونت، تمایلات شدید جنسی، تنفر ازخویش و دیگران، اضطراب ناشی از تنهایی به شدت منحط را پدید آورد که نتیجه‌ی آن جهانی بی‌هویت و متزلزل بود.

چنین تزلزلی راهکارهای برون رفت از این بحران را به سبب نبود تعادل بین آن چه در ذهنیت بشر به ثبت رسیده بود و عینیت موجود، به بن بست کشانده و او را در خلایی جبران ناپذیر رها ساخت.

انسان امروز، مواجه است با ترس و لرزی كه بر تمام جهان سیطره پیدا كرده است. و بدین جهت در پی یافتن تكیه‌گاه محكمی ‌برای خروج از این دلهره‌ها، ناامنی‌ها و ترس‌ها است. قرن بیست ‌و‌ یكم به اعتقاد تحلیل گران بزرگ دنیا، قرن دین و فرهنگ است.

پرسش هایی ذهن انسان را به خود مشغول داشته است که نیازمند پاسخ های قانع کننده است. همچون:

• من کیستم؟

• چرا من خلق شده ام؟

• هدف از آفرینش من چیست؟

• من با پای خودم به این دنیا نیامده ام، چرا مرا خلق کردند؟

• اصلا زندگی چه معنایی دارد؟

• زندگی فقط سختی و عذاب است، یا خوشی و عیاشی؟

• چرا بعضی ها به پوچی می رسند؟

• خدا با وجود ملا ئکه و حیوانات چرا انسان را آفرید؟

• چرا انسان اشرف مخلوقات عالم است، و برتری او به حیوانات چیست؟

• چه باید بکنیم؟

• چگونه باید زندگی کرد؟

• چرا زنده ایم؟

• زنده باشم یا زندگی کنم؟

 

بنابراین انسان امروز، مواجه است با ترس و لرزی كه بر تمام جهان سیطره پیدا كرده است. و بدین جهت در پی یافتن تكیه‌گاه محكمی ‌برای خروج از این دلهره‌ها، ناامنی‌ها و ترس‌ها است. قرن بیست ‌و‌ یكم به اعتقاد تحلیل گران بزرگ دنیا، قرن دین و فرهنگ است. ساموئل هانتیگتون در این‌باره می‌نویسد:

«قرن بیستم قرن ایده‌ئولوژی و رقابت سوسیالیسم، كمونیسم، لیبرالیسم، اقتدارگرایی، فاشیسم و دموكراسی بود. البته هنور تمام نشده است، ولی دست كم در حال حاضر به پایان ایده‌ئولوژی رسیده‌ایم. سده بیست‌و‌یكم لااقل در آغاز، قرن فرهنگ است، و تفاوتها و تعاملها و تعارضهای فرهنگها با یكدیگر در آن نقشهای اصلی را ایفا می‌كنند. ... ركن محوری فرهنگ، زبان و دین است.»(1)

 

و همو در جای دیگر می‌نویسد:

«قرن بیست ‌و‌ یكم به عنوان عصر مذهب در حال آغاز شدن است. مدل های سكولار غربی از سوی دولت به چالش كشیده شد و در حال كنار رفتن است. در ایران تلاش‌های شاه برای ایجاد یك دولت مدرنیته، سكولار و غربی، با انقلاب ایران با شكست مواجه شد...»(2)

 

هانتینگتون در ادامه به روند رو به افزایش مذهب و معنویت در روسیه، تركیه، هند، جهان عرب و نهایتآً اروپا و آمریكا می‌پردازد. با این حساب، حوزه علمیه بر پایه معارف ناب اسلامی می‌تواند چشم اندازی روشن به آینده انسان و جهان ارائه دهد و وحدت همگان را در بسط معنویت و کرامت با نگاه امیدوار به آ‌ینده میسّر سازد و انسان را از بحران ناامنی درونی و بیرونی نجات دهد. آری می‌توان انسان را در پناه مكتب مهدویت طور دیگر و متفاوت از مكاتب مسلط بر جهان غرب معنا كرد كه امید، حیات، زیبایی، عشق، شور و نشاط معنوی در زندگی او موج زند و چشم انداز زیبا و نوینی از آینده انسان و جهان ارائه دهد.

 

منابع:

1. ساموئل هانیگتون ، تعارض و همگرایی فرهنگ ها در قرن بیست ویكم، ترجمه عزت الله فولادوند، ص211-212.

2. ساموئل هانیگتون ، چالش های هویت در آمریكا، ص 488.


سید مهدی موسوی، گروه حوزه علمیه تبیان

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName