• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1389/11/18
  • تاريخ :

بی رحمی انسان نسبت به خودش

گناه


انسان گنهکار، در پاسخ به مسئولیت خود، بی اساس ترین و باطل ترین حجت را دارد، و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر، و خوشحالی او از جهل و نادانی اوست.

ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جسور کرده است؟! و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته است؟! به چه جهت است که بر نابودی خود علاقه مندی؟! آیا بیماری تو را درمان نیست؟! چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم نمی کنی؟! 


«ادخص مَسؤول حجةً، و أقطع مغترًّ معذرهً، لقد أبرح جهالهً بنفسه. یا أیها الانسان، ما جرّأک علی ذنبک، و ما أنّسک بهلکه نفسک؟ أما من دائک بلول، أم لیس من نومتک یقظه، أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک؟

فلربّما تری الضاحی من حرّ الشمس فَتُظلّه، أو تری المُبتلی بألم بمضّ جده، فتبکی رحمهً له! فما صبرّک علی دائک، و جلّدک علی مصابک، و عزّاک عن البکاء علی نفسک و هی أعزّ الأنفس علیک! و کیف لا یوقظلک خوف بیات نقمةٌ، و قد تَوَرَّطتَ بمعاصیه مدارج سطواته1

ترجمه: انسان گنهکار، در پاسخ به مسئولیت خود، بی اساس ترین و باطل ترین حجت را دارد، و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر، و خوشحالی او از جهل و نادانی اوست.

ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جسور کرده است؟! و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته است؟! به چه جهت است که بر نابودی خود علاقه مندی؟! آیا بیماری تو را درمان نیست؟! و خواب زدگی تو بیداری ندارد؟! چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم نمی کنی؟! چه بسا کسی را در آفتاب سوزان می بینی و برای او سایبان درست می کنی، یا بیماری را می نگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک می ریزی، اما چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟! و بر مصیبت های خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟! در حالی که هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست! چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بیدار نکرده است؟ که در گناه غوطه ور و در پنجه قهر الهی مبتلا شده ای؟

امیر بیان علی (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (واعلموا عبادالله ان الامل یذهب العقل و یکذّب الوعد و یحث علی الغفلة و یورث الحسرة)5. بدانید ای بندگان خدا، آرزوهای دراز، عقل را از بین می برد و وعده قیامت را دروغ می شمارد و انسان را بر غفلت ترغیب می سازد و سرانجام حسرت به جای خواهد گذاشت

شرح گفتار

امیر بیان امام علی (علیه السلام) در این خطبه نورانی، آدمی را نسبت به غفلت و بی خبری هشدار داده و شدیداً او را سرزنش می نماید، در جمله ای از این خطبه زیبا آمده است که (أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیر؟!) چرا آن گونه که به دیگران رحم می کنی، به خود رحم  نمی کنی؟!

حجة الاسلام و المسلمین سید میرزا آقا شیرازی استاد نهج البلاغه

با اندکی دقت و تأمل در فرمایش نورانی مولای متقیان (علیه السلام) خواهیم یافت که حضرت دقیقاً به نکته ای اشاره فرمودند که درد اصلی انسان غافل به حساب می آید، که آن چیزی نیست جز، بی خبری از خویشتن، آری انسان غافل خود را فراموش، و همواره به فکر دیگران بوده و به آنها می نگرد، اگر عیب و نقصی در دیگران مشاهده کند، به شدت از آن متأثر گشته و از آن رنج می برد. اما هرگز به مملکت درون خود سری نمی زند که از اوضاع و احوال آن مطّلع و از عیب و ایرادش آگاه شود.

چنین انسانی در حقیقت چون دستگاه عیب یابی است که تنها در پی یافتن عیوب دیگران بوده و از عیب خود بی خبر است. او با این اوصاف، دچار خسارت فراوانی گشته که بعد از مرگ، هرگز توان جبران آن را نخواهد داشت و لذا به کار بردن کلام نورانی خداوند بی همتا که می فرماید: (انّ الانسان لفی خسر)2. در مورد چنین اشخاصی، کاملاً به حق و منصفانه خواهد بود، زیرا چه خسارتی بالاتر از اینکه عمری انسان، در مسافرخانه دنیا، زندگی کند و از عیوب خود غافل و تنها در پی یافتن عیوب دیگران باشد، این گونه از افراد با دستان خود، خانه آخرت خویش را به ویرانه ای تبدیل نموده اند که در آن غیر از عذاب و بدبختی و بیچارگی چیز دیگر یافت نمی شود، اما افسوس که گروهی از آنها، همچنان در خواب غفلت و نادانی به سر برده و قصد بیداری هم ندارند. امیر متقیان علی (علیه السلام) در مورد چنین اشخاصی می فرماید: (فما صبرک علی دائک و جلّدک علی مصابک، و عزّاک عن البکاء علی نفسک و هی أعزّ الانفس علیک...). چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟ و بر مصیبت خود صبور و شکیبا و از گریه بر حال خویش باز داشته است؟ در حالی که هیچ چیز، برای تو عزیزتر از جانت نیست!

آری این اشخاص باید بر حال اسف بار خود بگریند و با تضرع و زاری از درگاه الهی، جهت بیداری خود طلب مدد و یاری نمایند.

عصاره و چکیده پیام امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این فراز از خطبه 223 از کتاب شریف نهج البلاغه، آن است که ما باید هر چه زودتر نسبت به شناسایی عوامل غفلت در وجود خویش اقدام نماییم، تا از این طریق بتوانیم آنها را ریشه کن کرده و مملکت درون خود را پاکسازی، و به سعادت ابدی دست یابیم.

 

چرا به غفلت دچار می شویم؟!

به یقین، بیماری مهلک و خطرناک غفلت، اسباب و عللی داشته و این گونه نیست که ناخودآگاه و کاملاً اتفاقی کسی به آن دچار شود و یا اینکه به صورت غریزی در وجود برخی انسان ها قرار گرفته باشد.

با رجوع به روایات گهربار پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) و دقت و نظر در آنها، به مواردی دست خواهیم یافت که از عوامل اصلی بیماری غفلت محسوب می شوند، که ما در ادامه به ذکر آنها می پردازیم:

1- جهل و نادانی

جهل و نادانی یکی از مهمترین عوامل غفلت در آدمی است، زیرا انسان آگاه هرگز در چاه تاریک غفلت و بی خبری گرفتار نمی شود، بلکه همواره با چشمانی باز و گوشی شنوا مسیر حق را می یابد و در آن قدم می گذارد و در نهایت خود را به ایستگاه سعادت و خوشبختی ابدی می رساند.

آری این جهل است که انسان را در چنگال غفلت گرفتار، و به خاک سیاه شقاوت و بدبختی ابدی می کشاند، جهل نسبت به جایگاه رفیع پروردگار هستی و عظمت و بزرگی آن قدرت بی مثال، جهل نسبت به قیامت و حوادث هولناک آن روز سرنوشت ساز، جهل نسبت به بی اعتباری دنیا و عدم ماندگاری ثروت و دارایی، خوشی و راحتی آن، جهل به وجود غول هولناکی به نام نفس اماره و خواسته های خطرآفرین آن، جهل و نادانی نسبت به شیطان و وسوسه های آن... همه و همه، انسان را در گرداب غفلت گرفتار و در سیلاب ویرانگر آن غرق می نمایند.

حال اگر انسان، دلسوز خود بوده و به خوشبختی خود علاقه مند است باید پرده جهل و نادانی را کنار زده و با روی آوردن به قرآن و پیامبر عزیز خدا (صلی الله علیه و آله) و پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) خود را به سلاح علم و عمل مسلح نماید، تا از این طریق بتواند خود را از بیماری مهلک غفلت نجات و در آغوش رحمت الهی جای دهد، در کلامی امیر بیان علی (علیه السلام) به این مهم اشاره نموده و در این باره به زیبایی می فرماید: (فانّ العامل بغیر علم کالسائر علی غیر طریق، فلا یزیده بُعدُ عَنِ الطریق الواضح الا بُعداً من حاجته، و العامل بالعلم کالسائر علی الطریق الواضح...)3. عمل کننده بدون علم، چون رونده ای است که بیراهه می رود، پس هرچه شتاب کند از هدفش دورتر می ماند، و عمل کننده از روی علم، چون رونده ای است که بر راه راست است.

امیر المؤمنین علی (علیه السلام) درباره دلبستگی به دنیا و مال و ثروت به زیبایی می فرماید: (مَن غَفَلَ عن حوادث الایام أیقَضَهُ الحمام). کسی که از حوادث روزگار غافل شود، مرگ او را بیدار خواهد نمود
غرور

2- غرور و خودبینی

انسان مغرور تنها به خود می اندیشد، پیروزی خود را می بیند، رفاه و آسایش خود را می خواهد، به موفقیت و پیروزی خود می بالد و گاه تمام این ها را برای خود جاودانه و همیشگی می داند و همین امر موجب غفلت و بی خبری او شده است. با مراجعه به کتب تاریخی و ورق زدن صفحات آن، با زندگی افرادی آشنا می شویم که به واسطه غرور و تکبر در دام غفلت گرفتار و در نهایت در اثر عجز و ناتوانی نسبت به رهایی از آن دام مهلک، به هلاکت ابدی دچار گشته اند،افرادی چون نمرود، فرعون و ... که عمری به قدرت و ثروت و دارایی خود بالیدند و عاقبت در چنگال مرگ گرفتار و با خفت و خواری به دَرَک واصل گشته و برای همیشه کاخ ظلم و ستم آنها فرو ریخت و چیزی جز بد نامی و رسوایی از خود به جای نگذاشتند.

 

3- دلبستگی به دنیا و امور مادی

انسانهای کم ظرفیت وقتی به مال و ثروتی دست می یابند و خود را در ناز و نعمت       می بینند به کل از خود و خدا و آینده خود غافل می شوند و این غفلت و بی خبری همچنان ادامه می یابد، تا اینکه فرشته مرگ به سراغشان آمده و آنها را از این خواب مرگبار بیدار می نماید.

امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در این باره به زیبایی می فرماید: (مَن غَفَلَ عن حوادث الایام أیقَضَهُ الحمام) 4 . کسی که از حوادث روزگار غافل شود، مرگ او را بیدار خواهد نمود.

 

4- آرزوهای دراز و دست نیافتنی

آرزو

در دنیای فانی و زود گذر دنیا عدّه ای آن چنان در آرزو و آمال خویش غرقند که گویی هدفی غیر از دستیابی به آنها را ندارند، اما این دسته از انسان ها باید بدانند که این رفتار در آنها بسیار خطرآفرین و مشکل ساز خواهد بود، زیرا این عملکرد ناشایست تمام وقت ارزشمند آنها را گرفته و به خود مشغول می سازد و در نتیجه از سایر امور غافل می شوند.

امیر بیان علی (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (واعلموا عبادالله ان الامل یذهب العقل و یکذّب الوعد و یحث علی الغفلة و یورث الحسرة)5. بدانید ای بندگان خدا، آرزوهای دراز، عقل را از بین می برد و وعده قیامت را دروغ می شمارد و انسان را بر غفلت ترغیب می سازد و سرانجام حسرت به جای خواهد گذاشت.

در پایان از ذات باری تعالی، به منظور شناسایی هرچه بهتر عوامل غفلت مدد و یاری می طلبیم و امید است که با کمک رسانی آن قدرت بی مثال، هرچه زودتر بتوانیم این بیماری مهلک را در وجود خود ریشه کن و نابود نموده و برای همیشه خود را از شر آن خصلت شیطانی رها سازیم و در رفتار و گفتار خود، دقت لازم را مبذول نماییم.

 

نتیجه:

آن چه که انسان را نسبت به خود بی تفاوت و بی رحم میکند غفلت و بی خبری است اگر آگاهی انسان بالا برود میبیند این دنیا جای ماندن نیست  و دلبستن به آن اشتباه محض است و پس آرزوهای دور و درازش را به دور می افکند و عمر عزیز را در میابد تا در از سقوط  بازش دارد این میشود رحم به خویشتن  و مایه سعادت بشر .

در پایان از ذات باری تعالی، به منظور شناسایی هرچه بهتر عوامل غفلت مدد و یاری می طلبیم و امید است که با کمک رسانی آن قدرت بی مثال، هرچه زودتر بتوانیم این بیماری مهلک را در وجود خود ریشه کن و نابود نموده و برای همیشه خود را از شر آن خصلت شیطانی رها سازیم و در رفتار و گفتار خود، دقت لازم را مبذول نماییم.

 


پی نوشت ها :

1- نهج البلاغه، خطبه 223، ترجمه محمد دشتی، ص 456

2- سوره عصر، آیه 2

3- نهج البلاغه، خطبه 154، ترجمه محمد دشتی، ص 284

4- غرر الحکم، ص 266، حدیث 5766

5- بحارالانوار، ج 74، ص 295

مهدی صفری

بخش نهج البلاغه تبیان

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName