• تعداد بازديد :
  • جمعه 1389/11/15
  • تاريخ :

عامل اصلی قیام مردم مصر، تحقیر آنها توسط "نامبارك" بود


رهبر انقلاب از جمله در یك خطبه 20 دقیقه ای به زبان عربی، رهنمودهای مهمی را خطاب به مردم، علما و ارتش مصر بیان كردند و اظهار كردند:شكی نیست كه قیام ملتها بسته به اقتضائات هر كشوری دارای مختصات منحصر به فردی است و نمی توان چیزی را كه در انقلاب اسلامی ایران واقع شد، در دیگر كشورهای اسلامی انتظار داشت.


مقدمه:

مواضع رهبری درباره انقلاب مصر

سرمای هوای تهران، یخبندان و زمستان بهمن ماه باعث نشد که گرمای نماز جمعه تهران که با حضور انبوه مردم تهران با امامت رهبر معظم انقلاب کاسته شود. خطبه های نماز جمعه رهبر معظم انقلاب ،حضور مردم و تظاهرات آنان در حمایت انقلاب مصر این روز تهران را گرمایی خاص بخشیده بود. اگرچه خطبه های نماز جمعه آقا بیش از 100 دقیقه به طول انجامید و بخشی از آن به زبان عربی قرائت شد اما این لحظات مانند چشم به هم زدنی گذشت.

اگرچه ایشان به مباحث زیادی در این خطبه ها اشاره کردند و نکات زیادی را مورد بحث قرار دادند اما تحولات اخیر جهان عرب،خاورمیانه و شمال آفریقا مهم ترین فرازهای خطبه های نماز جمعه تهران را به خوذ اختصاص داد.اگرچه تا کنون برخی مقامات کشورمان درباره این تحولات نکاتی را گوشزد کرده بودند اما بیانات ایشان چارچوب سیاستهای نظام را در قبال این تحولات ترسیم نموده و خط تحلیلی واضحی را برای افکار عمومی ایران و منطقه ترسیم کرد.لذا به نظر می رسد می بایست دوباره فرازهای مهم این خطبه ها برای تحلیلهای آینده مان مورد مطالعه قرار گیرد.

می توانید مسأله مصر شکست آمریکاست ، از سخنان رهبری را بشنوید.

به همین منظور فراز های مهم  خطبه های نماز جمعه امروز تهران برای تحلیل و تبیین ارائه شده و درباره آن به بررسی و تحلیل اقدام می شود:

انقلاب اسلامی مدل ایران یا انقلاب نارنجی اوکراین؟

شكی نیست كه قیام ملتها بسته به اقتضائات هر كشوری دارای مختصات منحصر به فردی است و نمی توان چیزی را كه در انقلاب اسلامی ایران واقع شد، در دیگر كشورهای اسلامی انتظار داشت.

این فراز از سخنان معظم له بر نکته بسیار اساسی اشاره دارد. در این روزها در جامعه ما و افکار عمومی منطقه این مساله مطرح است که رابطه انقلاب بهمن(فوریه)2011 مصر با انقلاب بهمن/ فوریه (1979) 1357  ایران چیست؟ عده ای از فعالان سیاسی رابطه این همانی بین این دو پدیده قائلند و معتقدند انقلاب اسلامی دوم در مصر در حال اتفاق است و نتیجه آن نظام اسلامی مانند ایران است.از سوی دیگر عده ای بویژه جریان های غرب گرا و رسانه های وابسته به آنها معتقدند که این جنبش جنبشی سکولار و لیبرال است و اصولا ارتباطی با انقلاب ایران ندارد.این دو نگاه افراطی در واقع  با ذهنی سازی بر اساس پیش فرض های خود وقایع سیاسی را تحلیل می کنند. گروه اول نقش تشیع، مرجعیت، رهبری امام خمینی و شرایط سیاسی و اجتماعی ایران را به عنوان عواملی که به انقلاب اسلامی ایران ویژگی های ممتازی بخشید فراموش کرده اند و گروه دوم با هراس از اسلام گرایی در منطقه، چشم بر واقعیتها بسته و فراموش کرده اند مصر اولین گهواره اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه بوده است و جنبش اخوان المسلمین از اوائل قرن بیستم یکی از بزرگترین بازیگران سیاسی مصر بوده است.نگاه رهبر انقلاب بر واقع بینی سیاسی استوار است که وقایع سیاسی و اجتماعی متناسب با شرایط تاریخی و ساختارهای خاص هر کشوری   تحلیل باید شود. در واقع بر مبنای این نگاه قیامها در تونس و مصر نشانه‌ای از بیداری اسلامی در جهان است که در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده است و بعد از سال‌ها، مردم ایران می‌بینند که صدای آنها در دیگر ملت‌های جهان اسلام شنیده شده است  اما لزوما این انقلابها همان انقلاب اسلامی نیست.

در واقع بر مبنای این نگاه قیامها در تونس و مصر نشانه‌ای از بیداری اسلامی در جهان است که در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده است و بعد از سال‌ها، مردم ایران می‌بینند که صدای آنها در دیگر ملت‌های جهان اسلام شنیده شده است  اما لزوما این انقلابها عینا همان انقلاب اسلامی نیست.

نفس های حبس در سینه جهان اسلام و غرب

امروز نفس در سینه دنیای غرب و دنیای اسلام هر یك به دلیلی حبس شده كه ببینند مصر بزرگ، مصر نوابغ قرن اخیر"محمد عبده " و "سید جمال "، مصر "سعد زغلول " و "احمد شوقی "، مصر "عبدالناصر " و "شیخ حسن البناء "،اكنون چه خواهد كرد و پرچم همت خود را تا كجا بلند خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط كند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد كشید.

این فراز از سخنرانی  رهبر معظم انقلاب در واقع مبین دو نکته اساسی است.اول اینکه تحولات مصر را نباید در خلاء دید. مصر به یکباره به قیام روی نیاورده و نباید سیر تاریخ مصر را فراموش کرد. مصر اولین کشور عربی است که با غرب آشنا شد و جلوه های تمدن مدرن را ملاحظه کرد.از سوی دیگر مصر با سنت  بیداری اسلامی  عجین است. خود رهبر معظم انقلاب در سنین جوانی خود کتابی از سید قطب را ترجمه کرد و جامعه آن روز ایران را تحت تاثیر قرار داد.سید جمال الدین اسد آبادی در قرن 19 میلادی مصر را برای رساندن پیام خود مناسب دید و نهایتا جنبش اخوان المسلمین به عنوان اولین جریان مدرن سیاسی اسلام گرای معاصر از جامعه مصری نشات گرفت.اینها همه نشان دهنده این است که بر خلاف تبلیغات موجود برای تحریف جریانات سیاسی امروز مصر و فروکاستن آن به طیفهای سکولار و یا ملی گرا امری صرفا با اغراض سیاسی است.

خود رهبر معظم انقلاب در سنین جوانی خود کتابی از سید قطب را ترجمه کرد و جامعه آن روز ایران را تحت تاثیر قرار داد

نکته دوم این است که بر خلاف باور عمومی هنوز کار رژیم وابسته مصر به پایان نرسیده است و ما در میانه راه هستیم.

مواضع رهبری درباره انقلاب مصر

برخی جریانهای تندرو به ویژه در سیستمهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و اتاقهای فکر آمریکایی بر این باورند که حتی صرف رفتن مبارک و باقی ماندن سیستم فعلی نیز باعث تشجیع جنبشهای مخالف در سایر کشورهای عربی وابسته به غرب شود و حتی نباید این امتیاز را داد. حتی ممکن است که در چند روز آینده مبارک ظاهرا کنار رود و عمر سلیمان به جای بنشیند اما این نقطه مطلوب برای مردم مصر نیست. حتی شخصیتهای مانند عمرو موسی نیز تا حد زیادی تداوم وضع موجود را پیگیری خواهند کرد.لذا پیروزی نهایی برای مردم وقتی رخ خواهد داد که نه تنها  حاکمان و نخبگان سیاسی مسلط برکنار که ساختار سیاسی جدیدی مبتنی بر رای مردم و مشارکت بدون تبعیض آحاد مردم مصر اتفاق بیافتد.امری که هم اکنون غربی ها و رسانه هایشان اگرچه به ظاهر آن را حمایت می کنند اما در عمل به خاطر هراسشان از تجربه دموکراتیک عراق،فلسطین و الجزایر در 1990 چندان به آن راغب نیستند. لذا باید توجه کرد که این جنبش در میانه راه است و استقرار نظام مردم سالار بدون مشارکت اسلام گرایان بی معناست و آن چیزی است که غربی ها از آن می هراسند.

آیا آمریکا به دنبال گذار به  دموکراسی  در مصر است؟

آمریكا امروز در مواجهه با ملت مصر دستپاچه شده و به دروغ، دم از حمایت از ملت مصر می‌زنند.

اگرچه این روزها اوباما برای مردم مصر دست به دعا شده است و مدعی است به دنبال گذار مسالمت آمیز به نظامی دموکراتیک در مصر می باشد اما واقعیتهای سیاسی  مخالف این معناست. واقعیت اینجاست که رژیم حسنی مبارک طی سی سال گذشته عملا به صورت تک حزبی اداره می شده است اما هیچ گاه در رسانه های جمعی آمریکایی، افکار عمومی غرب و محافل روشنفکری آمریکا به دیکتاتوری معرفی نشده است. مبارک طی این سی سال با تمدید قانون

مواضع رهبری درباره انقلاب مصر

 وضعیت اضطراری باعث تعطیلی احزاب رقیب، محدودیت بر مطبوعات و نقض حقوق فردی و اجتماعی مردم مصرشد اما هیچ گاه به عنوان ناقض حقوق بشر معرفی نگردید. نه تنها رژیم مصر به خاطر این گونه اقدامات تنبیه نشد که بعد از اسراییل بیشترین کمکهای نظامی و اقتصادی آمریکارا دریافت می کرد.چرا که رژیم مبارک تنها حامی عرب و متحد رژیم غاصب اسراییل است و به همین دلیل باید تقویت شود! اکنون نیز که آمریکایی ها ظاهرا از جریان مردم حمایت می کنند به این علت است که مبارک را برخی از سیاستگذارانشان مهره سوخته می دانند و به دنبال این هستند که با مهره قابل اعتمادتری جابجا کنند.

واقعیت اینجاست که رژیم حسنی مبارک طی سی سال گذشته عملا به صورت تک حزبی اداره می شده است اما هیچ گاه در رسانه های جمعی آمریکایی، افکار عمومی غرب و محافل روشنفکری آمریکا به مصر به دیکتاتوری معرفی نشده است.

اقتصاد عامل قیام؟یا....

 در تحلیلهای جهانی سعی میكنند عامل اصلی قیام مردم مصر نادیده گرفته شود. عامل اصلی این حركت عظیم مردم مصر و تونس احساس تحقیری است كه مردم از وضعیت سرانشان دارند.

همانگونه که مقام معظم رهبری اشار کردند در رسانه های جهانی تلاش می شود که علت اصلی قیام های مردم مصر و تونس به صرف مسائل اقتصادی فروکاهیده شود. اگرچه نمی توان ناتوانی اقتصادی و ناکارآمدی رژیمهای دیکتاتور را که به فساد اقتصادی آلوده می شوند را فراموش کرد اما این که ما صرفا گمان کنیم این اعتراضات ریشه اقتصادی داشته اند امری ناصواب است. جرقه اعتراضات در تونس با خود سوزی یک جوان به خاطر مسائل اقتصادی زده شد اما این جرقه خشم فروخورده ای را بیدا کرد که ریشه های متنوع سیاسی،اجتماعی،روانی،مذهبی و اقتصادی داشت. بحران اقتصادی ،فقر و بیکاری در بسیاری دیگر از مناطق جهان وجود دارد. چرا در این کشورها یک جرقه اقتصادی انبار باروت مطالبات سیاسی و اجتماعی را منفجر کرد؟این جا همان نقطه کلیدی و حساس است که رهبری فرمودند: "نامبارک مصر" ملت مظلوم و آزادیخواه مصر را ذلیل کرد. این نکته یک امر کلیدی است که مردم مصر احساس می کردند آزادی آنها،دیانت آنها،شرافت و حقوق آنها برای امنیت رژیم غاصب به گروگان گرفته شده است.


یوسف قاضی زاده

بخش سیاست

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName