• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1384/10/13
  • تاريخ :

سیرى در چند حج ‏نامه


حج نماد اصلى مسلمانان جهان است . هرساله صدها هزار مسلمان، سیاه و سفید، شیعه و سنى، عرب و فارس و ترك و هندو و ... گرد هم مى‏آیند تا به سنت محمدى، حج ابراهیمى را به جا بیاورند .

دهها و صدها نویسنده و شاعر ایرانى از هزار سال پیش به این سو، پس از سفر حج، حج‏ نامه‏هایى نگاشته‏اند . این نوشته‏ها براى کسانی كه این توفیق عظیم را تجربه نكرده‏اند بسیار شیرین و خواندنى است . اینک، نگاهى كوتاه به چند سفرنامه حج‏ :

قدیمى ترین سفرنامه حج‏به زبان فارسى از ناصر خسرو قبادیانى است. هموكه هزارسال پیش چنین نوشت:

«و احرام گرفتن آن باشد كه جامه دوخته از تن بیرون كنند و اِزارى بر میان بندند و اِزارى دیگر یا چادرى بر خویشتن درپیچند و به آوازى بلند مى‏گویند كه لبیك اللهم لبیك و سوى مكه مى‏آیند ...»

معاصران ما هم، سفرنامه‏هاى حج زیبایى نوشته‏اند، كسى كه با سفرنامه او این سنت قدیمى جانى دوباره گرفت جلال آل احمد است . حج نامه این قصه‏نویس «خسى در میقات‏» نام دارد:

«و من هیچ شبى چنان بیدار نبوده‏ام و چنان هشیار به هیچى، زیر سقف آن آسمان و آن ابدیت، هر چه شعر كه از برداشتم خواندم، به زمزمه‏اى براى خویش، هرچه دقیق‏تر كه توانستم در خود نگریستم تا سپیده دمید، و دیدم كه تنها خسى است و به میقات آمده و نه كسى به میعادى و دیدم كه «وقت‏» ابدیت است‏ یعنى اقیانوس زمان و میقات در هر لحظه‏اى و هرجا و تنها با خویش . چرا كه میعاد جاى دیدار توست ‏با دیگرى، اما میقات زمان همان دیدار است تنها با خویشتن ...»

دكتر على شریعتى هم حج نامه‏هایى دارد:

«از اولى كه انسان براى رفتن به حج آماده مى‏شود در حال حركت است . از وقتى كه حج‏ شروع مى‏شود هیچ توقفى نیست. نه عملاً و نه نظراً، نه آدم مى‏تواند توقف بكند و نه هم باید توقف كند ... این تحرك دائم از آغاز یادآور تحرك ابراهیم در راه مبارزه با بت‏ پرستى است و احیاء توحید و استقرارعدالت در تاریخ بشرى ... یادآور تحرك هاجر، یادآور مهاجرت دائم است كه ادیان ابراهیمى و دین اسلام، دین هجرت هستند . هجرت از درون؟ دائماً . هجرت از برون؟ دائماً . نه در جایت‏ بمان! نه در حالت ‏بمان! همواره روحى مهاجر باش! به سوى مبدأ، به سوى مقصد، به سوى آنجا كه مى‏توانى انسان باشى .»

پس از انقلاب، حج نامه‏ها رونقى دو چندان یافت .

اگر یك مجتهد بخواهد سفرنامه بنویسد چه خواهد نوشت؟ سفرنامه حج آیت الله العظمى لطف اله صافى گلپایگانى را بخوانیم:

«اینجا عمل، عبادت و خداپرستى است . اینجا سرزمینى است كه انسان‏ها در آن، خود را به رحمت‏ خدا نزدیكتر از سایر مكانها مى‏بینند. عرفان و وجدان و یافت و احساس حضورى كه براى شخص متوجه به موقف خود حاصل مى‏شود مادى نیست .

در هنگام دعا اشكها بى‏اختیار جارى مى‏شود و ناله‏ها بلند مى‏گردد، دستها به سوى درگاه قاضى الحاجات بالا مى‏رود .

شعور انسان به فقر و ناچیزى و مسكنت و تقصیر خودش، و غنا و بى‏نیازى و توانایى و رحمت و آمرزش و عفو و بخشش خداى تعالى زیاد مى‏شود. دعاهایى كه خوانده مى‏شود همه عروج دهنده و بینش آفرین و كمال بخش روح است ...»

هدایت اله‏ بهبودى یك روزنامه نگار حرفه‏اى است، مدیر دفتر ادبیات انقلاب اسلامى و صاحب امتیاز مجله كمان:

«به قلبم نگاه مى‏كنم . ضربه‏ها را یواش‏تر مى‏زند. به اطراف نگاه مى‏كنم، چشم مى‏گردانم . گرما بدون تبعیض همه را منبسط كرده، از امام جمعه گرفته تا خدمه . چشم مى‏گردانم، این دو تكه پارچه همه را به یك خط كرده، از رئیس سازمان صدا و سیما گرفته تا یك خبرنگار. چشم مى‏گردانم، عضو شوراى نگهبان، نماینده مجلس، مدیر كل، مدیر جزء و من . عدالت‏ خدا اینجا چشیدنى است . باور كنید هیچ كس جرأت نمى‏كند خودش را یك وجب بالاتر از دیگرى بداند . همه آن مقام ها، همه آن میزها و بى. ام. و. ها به دو تكه پارچه محدود شده است. و به دلى كه در حد تقوایش جز خدا براى همه پوشیده است. چشم مى‏گردانم، چپ ها و راست هاى بنام در اینجا مستقیم‏اند. رو به خدا. همه جذب فراكسیون برهوت شده‏اند. اى كاش وقتى برگشتند، این خط كش هاى سیاسى را براى همیشه به صندوقچه فراموشى بسپارند ... .»

زهرا زواریان قصه نویس نام آشنایى است . سفرنامه او واقعاً یادداشت هاى او در لحظه حج است، بى‏هیچ تغییرى . سفرنامه‏اى متفاوت و از معدود حج‏نامه‏هاى زنان، «شبستان دل‏»:

«الله‏اكبر! الله‏اكبر! الله‏اكبر! عجب شگفتى عظیمى! عجب بهت ‏باشكوهى! عجب و هزار عجب كه از گیجى و حیرت آن، نه مى‏توانم چیزى بنویسم و نه دلم مى‏خواهد سطورى بنگارم . این را هم كه مى‏نویسم فقط به خاطر این است كه بدانى به یادت هستم و یادگارى از این لحظات داشته باشم . روى كوه صفا نشسته‏ام . طواف انجام داده‏ایم، نماز طواف را هم خوانده‏ایم . صداى غوغاى جمعیت و همهمه تكبیر گویان عشق، لرزه بر اندام زمین و آسمان افكنده است . اینجا همه عشق است و شیفتگى و هرچه هست زبان از بیان آدم قاصر است. طواف عشق به پایان رسیده است و هنوز سعى شروع نشده است. نمى‏دانم چه بنویسم. اینجا نگاه خدا جارى است ...»

به نظر شما سفرنامه حج‏سردبیر مجله موعود چگونه باید باشد؟ اسماعیل شفیعى سروستانى حج‏نامه‏اى با نام «شوق كعبه‏» نگاشته است:

«داستان میثاق و رجعت به حق، داستان انسان است. داستان همراه شدن با همه سنت‏هاى لایتغیر هستى، همه قانون‏مندى ویژه‏اى كه عالم و آدم را در بسترى طبیعى و ساده به سوى حق مى‏خواند .

انالله و اناالیه راجعون.

از همین منزل است كه «حج‏» آدمى را به آینده پیوند مى‏دهد . به آن سان كه بایسته است و نه بدان صورت كه زائر از خانه بیرون آمده بود .

خروج از شهر و دیار، از زائر، طالبى مى‏سازد كه خود را مهیاى تجدید عهد مى‏سازد . او مى‏رود تا همه حج را به حال و روز كنونى‏اش پیوند دهد، ورنه، همه اعمال و مناسك مخصوص به آن تبدیل به اعمالى كور، تكرارى و بى‏معنى مى‏شود .

شاید از همین روست كه امروزه، حاجى، در وقت ‏بازگشت از سفر، قادر به نشر دروس حج و بسط اخلاق ویژه حاجیان نیست .

حج نگاه معنى خویش را باز مى‏یابد كه زائر، با میثاق آغاز كند، رجعت ‏به هویت فراموش شده از طریق تذكر تاریخى، و حج آن زمان به آینده حاجى پیوند مى‏خورد كه، عاملى براى استمرار حیات حقیقى او در عرصه هستى شود . زیرا، تنها در وقتى «حج‏» از زندان صورت‏ها خارج مى‏شود كه، حاجى، با دریافت‏ سنت‏ها و شناخت قانون‏مندى‏ها، پا به پاى نمونه و الگوها، جایگاه خویش را دریابد . مصادیق عینى كفر و حقیقت زمانش را بشناسد و پى ببرد كه او و دیگر هم دینانش در كجاى این مسیر طولانى قرار گرفته‏اند .

دریابد كه در كجا و چگونه آن عهد و میثاق شكسته شده و بالاخره چگونه مى‏توان آن عهد را تجدید كرد و مهیاى عروج شد.»

خدا توفیق حج را نصیب همه ما بگرداند . توفیق درك حقایق باطنى حج و معرفت‏ به اسرار آن .

ان شاءالله

سیدعلى كاشفى خوانسارى

(ماهنامه موعود)

لینکهای مرتبط:

 عرفان در عرفات 

 حج ، عرصه وارستگی از وابستگی ها 

 حج در قرآن و روایات 

 آداب و احکام حج تمتع 

 حج در کلام رهبر 

 كعبه او را مى‏شناسد... 

 کاروانی که به حج نرفت 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName