• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1126
  • پنج شنبه 5/8/1384
  • تاريخ :

گفتگو با احسان حدادی قهرمان پرتاب آسیا و جهان

آدم باورش نمى شود، قهرمان جهان باشى و آن وقت براى خوردن یك وعده غذا، وقتى كه پولى ندارى، مجبور باشى خودت را و افتخارت را گرو بگذارى. قهرمان جوانان جهان باشى و ركورددار آسیا. در رؤیاهایت به روزى فكر كنى كه با قهرمانى ات پرچم كشورت در میدان المپیك بالا برود و آن وقت دغدغه گذران زندگى تو را به جایى برساند كه شك كنى نكند همه این راهى كه آمده اى اشتباه بوده است.

احسان حدادى، جوان20ساله اى كه با پرتاب65متر و25سانتیمترى اش از مرزهاى آسیا گذشت و طلا گرفت، فكر نمى كردیم در اوج افتخار و پیروزى، اینگونه دلتنگ باشد.

**بعد از مدال طلاى جوانان جهان، انتظار نمى رفت در بزرگسالان اینقدر زود نتیجه بگیرى چه اتفاقى افتاد كه توانستى ركورد آسیا را بزنى؟

<سال پیش كه مسابقه هاى جوانان تمام شد، مى خواستم دیسك دو كیلو پرتاب كنم، خیلى سخت بود. قرار بود زمستان را در بلاروس اردو بزنیم كه آقاى جلالى (رییس فدراسیون) موافقت نكرد. گفت تو بروى آنجا تمرین نمى كنى. همان موقع ویكتور گوتور، مربى ام گفت اگر ركورد تو را به بالای60متر نرسانم، روس نیستم. گفت من این كار را مى كنم كه دیگر كسى نگوید مدال طلاى جهانى تو شانسى بوده. تمرین كردم در بندرعباس و بوشهر، خیلى سخت بود. در آغاز فصل60 متر پرتاب كردم. براى اولین بار بود كه در ایران به این ركورد مى رسیدم. در لیگ61/38پرتاب كردم. اما براى جهانى بدشانسى آوردم و ركوردم هفت سانتیمتر از ورودى كمتر شد. اگر جهانى مى رفتم حتماً جزو هشت تا مى شدم اما نشد و براى آسیایى تمرین كردم. آنجا هم كه دیگر شانسى طلا نگرفتم. اگر این طور بود فقط یك پرتاب خوب مى رفت. من دیسك اول را65متر، دومى را64 متر پرتاب كردم كه دومى را خودم خطا كردم. یك ركوردم هم63متر بود. با این ركورد هم اول بودم با پرتاب62/90هم اول مى شوم. به هر حال طلا را گرفتم و ركورد آسیا را هم زدم.

**این نتیجه برنامه ریزى احسان حدادى و مربى اش است یا نه، فدراسیون دو و میدانى طورى حركت كرده كه سال84در مسابقه هاى آسیایى احسان حتماً باید مدال طلا را مى گرفت؟

<فدراسیون چیزهایى را كه من مى خواستم بهم نداد. اگر اجازه مى داد همان اردوى بلاروس را مى رفتم خیلى بهتر از این نتیجه مى گرفتم. من همان یك ماهى كه بلاروس رفتم خیلى انگیزه ام را بالا برد. دیدم كه قهرمانان بزرگ دنیا چطور تمرین مى كنند، چطور استراحت مى كنند و غذا مى خورند و... اما نگذاشتند. این طلا نتیجه زحمات خودم بود.

**چرا روى بلاروس اصرار دارى، شرایط خاصى براى تمرین دارد؟

<من نمى گویم فقط بلاروس خوب است. همه كشورها براى تمرین خوب هستند. هزینه اردو در بلاروس خیلى كم است، حتى كمتر از ایران است. یك ماه در بندرعباس تمرین كردم خرجم سه میلیون شد. در بلاروس با دو هزار دلار یك ماه در اردو بودم.

**برنامه اى كه ویكتور برایت گذاشته بود همین ركورد65متر بود؟

<برنامه من براى ركورد بالاتر بود.66-67بود ولى وقتى ركورد آسیا را زدم دیگر پرتاب نكردم. گفتم دفعه دیگر بیشتر مى زنم، ركوردى مى زنم كه یكى دو سال نتوانم جابه جایش كنم.

**عباس صمیمى مى گوید ویكتور مربى خیلى خوبى نیست و احسان به خاطر استعداد خودش به اینجا رسیده؟

<نه، نمى شود این را گفت. مگر عباس صمیمى استعداد ندارد؟ هركس این حرف را مى زند، شوخى مى كند. قد و هیكل به آن خوبى دارد. با آقاى یورى كار كرد62متر انداخت. نمى شود گفت استعداد خود احسان است. بالاخره یك مربى بالاسرت باشد صبح مى گوید پاشو برو تمرین. من اگر خودم مثل عباس تنها بودم شاید56متر هم نمى توانستم بیاندازم، واقعاً نمى توانستم. ویكتور برایم خیلى زحمت كشیده. مى گوید اگر من تو را قهرمان المپیك نكنم از ایران نمى روم. او مى گوید تو70متر مى اندازى و خودم هم امیدوارم. واقعاً تمریناتش هم خیلى سخت است. خیلى از بچه ها آمدند پیش او تمرین، اما بعد از دو هفته فرار كردند. گفتند تو چطور طاقت مى آورى.

**تمریناتش با مربى ایرانى چه فرقى دارد؟

<روس ها كلاً سخت گیرند و مى گویند فقط تمرین. اما بعضى از مربى ها روزى كه ورزشكار خسته است مى گویند نباید تمرین كند. ویكتور این چیزها سرش نمى شود خسته هستى یا نیستى فرق نمى كند باید تمرین را انجام بدهى.

**روزى چند ساعت تمرین مى كنى؟

<هشت ساعت. دو ساعت دیسك پرتاب مى كنم، دو ساعت تكنیك ها را یاد مى دهد، سه ساعت بدنسازى دارم و یك ساعت مى روم شنا.

**خسته كننده نیست؟

<همین است، دیگر نمى شود كارى كرد.

**فكر مى كنى با همین روش مى توانى به70متر برسى یا نه، برنامه دیگرى مى خواهى؟

<من دو سال دیگر مى توانم70متر پرتاب كنم تا جهانى2007.

**امسال چرا نتوانستى ورودى جهانى را بیاورى؟

<از شروع فصل فقط براى ركورد ورودى جهانى تمرین مى كردم. در چند مسابقه شركت كردم و بیشتر از62/93پرتاب نكردم. بدنم زیاد آماده نبود. كارهاى سرعتى نكرده بودم، دیگر فقط براى آسیایى تمرین كردم.

**شركت جهانى ارزش بیشترى داشت یا طلاى آسیایى؟

<من همیشه مى گویم هر مسابقه اى مى روم باید مدال بگیرم. دوست ندارم جایى بروم و بدون مدال برگردم. اگر زمانى مدال نگیرم، دوست دارم ورزش را كنار بگذارم.

**2007در قهرمانى جهان اگر در فینال هم بروى، مدال را كه نمى گیرى؟

<چرا مى گیرم.

**اگر نشد، چطور؟

<اگر قول هایى كه به من دادند، عملى كنند من هم قول مى دهم كه مدال بگیرم.

**چه قول هایى؟

<قول خانه و ماشین. من باید در آكادمى تمرین كنم، دو ساعت بروم خانه، دوباره برگردم. روزى دو جلسه تمرین داشته باشم باید چهار بار بروم و بیایم خیلى مشكل است. من یك خانه نزدیك آكادمى مى خواهم. اگر ندهند من هم بى انگیزه مى شدم و فكر نكنم دیگر در ایران بمانم. مى روم براى باشگاه هاى خارجى پرتاب مى كنم.

**فكر مى كنى بدهند؟

<اگر ندهند، نامردى است. یك فوتبالیست كه در دسته سه بازى مى كند20-30میلیون قرارداد مى بندد. یكى كه قهرمان و ركورددار آسیا شده، نباید یك خانه60میلیونى داشته باشد؟

**باشگاه این پول را مى دهد؟

<فدراسیونش مبلغ قراردادها را بالا برده. یا مى روند جام جهانى یك ماشین زانتیا جایزه مى گیرند. چرا دوومیدانى كارها نباید بگیرند؟ خونشان رنگین تر از ماست. به فدراسیون هم گفته ام، اگر خانه ندهند، تمرین نمى كنم.

**تو كه خیلى وقت ها تهران نیستى، در شهرستان تمرین مى كنى.

<اگر خانه بدهند، چرا شهرستان بروم. همین جا در تهران یك زمین مى گیرم و تمرین مى كنم، مثل قبل از آسیایى كه با آقاى آذرى صحبت كردم و زمین شماره3آزادى را گرفتم و تمرین كردم.

**اگر ندهند چه اتفاقى مى افتد؟

<چرا نباید بدهند؟ من الان از امریكا دعوتنامه دارم. قطرى ها گفتند شركت آدیداس زنگ زده كه بیا براى آلمان تمرین كن.

**پیشنهادهایشان چطورى است؟

< عید كه قطر رفتم گفتند هفت میلیون دلار مى دهیم. تبعیت ما را قبول كن، اما من هیچ وقت دوست ندارم براى كشور دیگرى مسابقه بدهم.

**آلمان و امریكا چه پیشنهادى دارند؟

<امریكا هم دعوتنامه داده كه بیا اینجا درس بخوان و ورزش كن. بعد از یك مدت هم امریكایى شو، اما براى چه قبول كنم، من ایرانى ام. آدیداس هم مى خواهد اسپانسرم شود. یك ماه دیگر مى روم آنجا بیشتر صحبت كنیم. همین تى شرتى كه تنم است آنها داده اند. دبى بودیم زنگ زدند كه برو شركت آدیداس، لباس هایت را بگیر.

**اگر در ایران تمرین كنى، چطور باز هم آدیداس حاضر است حمایتت كند؟

< گفتند باید بیایى در آلمان تمرین كنى و آنجا هم مسابقه بدهى. اگر بروم آلمان باید تبعه آنها شوم. فكر كنم در ایران هم بتوانم براى تیم ملى پرتاب كنم. اما دقیقش را نمى دانم، باید بروم آنجا صحبت كنیم.

**در ایران باشگاه ها خیلى از دو و میدانى حمایت نمى كنند. خود تو الان با هیچ تیمى نیستى؟

<باشگاه! من با شركت نفت قرارداد داشتم، در مرحله اول، ركورد لیگ را زدم. پول مرا ندادند، در مرحله دوم شركت نكردم. در مرحله سوم پول ندهند، شكایت مى كنم. باشگاه ها فكر مى كردند، پولى را كه به ما مى دهند دور مى ریزند یا به گدا مى دهند. قرارداد من7-8میلیون بود. سه میلیون كم مى كنند. چهار میلیون را خودشان مى خورند و یك میلیون هم مى خواهند به من بدهند. پارسال هفت میلیون قرارداد داشتم، سه میلیون دادند. گفتند یك مسابقه ندادى چهار میلیون كم كردند. در صورتى كه قهرمان جهان شدم، یك ماه جلوى در باشگاه زدند كه قهرمان جهان عضو تیم نفت است.

**وقتى تو مدال مى گیرى یا بقیه بچه ها ركورد مى زنند، به نظر مى رسد كه باشگاه ها بیشتر حمایت مى كنند.

<اتفاقاً بدتر مى شود، برعكس فوتبال است. فوتبالى ها تا یك كارى مى كنند همه شركت ها اسپانسرشان مى شوند. در خیابان راه مى روند مى گویند آقا این یك میلیون جایزه تو. اما دو و میدانى كار رد مى شود، نگاهش نمى كنند. اسپانسر ما فقط شركت تفال است آقاى پریزاد كه واقعاً لطف دارد. گفته كه اگر بچه ها ركورد بزنند و اول شوند، زانتیا مى دهد. ان شاءالله هم الان زانتیا را مى دهد و ما هم روحیه مى گیریم.

**فكر مى كنى مشكل از كجاست كه خیلى به رشته شما توجهى نمى شود؟

<تبلیغ نمى شود، سر مسابقه ها فقط دو تا تماشاچى در استادیوم مى نشیند، باید بگویند قرعه كشى مى كنیم پراید مى دهیم، زانتیا مى دهیم تا تماشاگر هم بیاید. این كار را بكنند مى بینند در استادیوم صد هزار نفر مى نشیند. پذیرایى كنند، در خیابان ها تبلیغ كنند كه مسابقه ها این روز و در این سالن برگزار مى شود. باید خرج كنند.

**اما باید قبول كنى كه یك دلیلش هم این است كه در این رشته رقابت نیست، در پرتاب دیسك تویى و عباس صمیمى، در800متر هم سجاد مرادى و احسان مهاجر شجاعى. در بقیه ماده ها دو نفر رقیب نیست كه بخواهد مسابقه را جذاب كند، در این شرایط تماشاگر هم به استادیوم نمى آید. <این را قبول دارم كه رقابت نیست، من و عباس كه نباید در پیست تنها باشیم. باید10تا دیسكى خوب داشته باشیم.10تا100مترى خوب. كمیته ملى المپیك و سازمان تربیت بدنى باید استعدادیابى كند. نفرات زیاد بشود و رقابت ها را جذاب كند. اما مشكل فقط این نیست. پخش تلویزیونى این مسابقه ها هم خوب نیست. فیلمبردارى اش حرفه اى نیست. من پرتاب مى كنم، فیلمبردار روبروى من است و انگار دیسك مى خورد روى سر دوربین. فوتبال باشد500دوربین در زمین است.

**بگذریم . از كره بگو. آسیایى ها فكر مى كردند یك ایرانى بتواند، ركورددار شود؟

<در خواب هم نمى دیدند من65متر بیاندازم قبل از مسابقه گرم مى كردم، آقاى جلالى و عیدى جانى گفتند كه به رییس كنفدراسیون آسیا گفتیم یك نفر را داریم كه هم عباس را مى گیرد هم ورزشكار شما را، اما او گفته بود ورزشكار ما اول است. پرتاب اول را انداختم یا همه مى زدند در تور یا مى خوردند زمین. الان در اینترنت نگاه كنید جوان ترین ورزشكارى كه ركورد65متر را زده من بودم. بهترین ورزشكار پرتابى در سن من ركوردش63متر بوده.

**در تمرینات چقدر انداخته بودى؟

<62/83بهترین ركوردم بود.

**چطور مى شود در مسابقه كه شرایطش سخت تر است، بهتر نتیجه بگیرى؟

<دوست دارم كسى تشویقم كند. تشویق شوم دیگر دست خودم نیست، یك روز مى بینید70متر انداختم. در كره خیلى شلوغ بود.60هزار نفر نشسته بودند. پرتابگر هندی62/60متر انداخت. گفتم این فعلاً اول است. بالا را نگاه كردم. ویكتور50متر بالاتر نشسته و جیغ مى زند. گفتم رفتم كه كار را بسازم.65متر انداختم و كار تمام شد.

**بقیه پرتاب ها مهم نبود.

<ویكتور گفت بیا بیرون نمى خواهد بیندازى. ما خیلى وقت بود تمرین نكرده بودیم. یك كم تمرین كردم.

**خود ركورددار آسیا هم در كره بود؟

<نه. ركوردش برای9سال پیش بود. دیگر پرتاب نمى كند. پرتابگر هندى هم در امریكا تمرین مى كند. بعد از مسابقه در اینترنت گفته بود دیگر زده شده ام. من خیلى سنگین تمرین كرده بودم و طلا مال من بود، نمى دانم یكدفعه این ایرانى از كجا آمد و مدال را از دستم گرفت اما گفته مدال دوحه مال خودم است. نمى دانم منظورش كدام مدال است.!

**دیگر آسیا تمام شد. به بالاترین سطحش رسیدى. از این به بعد چه كار مى كنى؟

<ویكتور مى گوید، اگر قرار است یك آسیایى در المپیك و جهان اول شود، یك ایرانى باید باشد. اگر به من انگیزه بدهند، قول مى دهم هم جهانى، هم المپیك دست خالى برنگردم.

**تا2007برنامه ات مشخص است؟

<هنوز معلوم نیست كه ورزش كنم یا نه. گفتم اگر چیزهایى را مى خواهم ندهند، ورزش را كنار مى گذارم.

**تصمیم ات این قدر جدى است؟

<بله جدى است. براى چه تمرین كنم. موقعى كه من پرتاب نكنم، دیگر بقیه هم سرد مى شوند و كسى دو و میدانى كار نمى كند و این ورزش مى میرد. چرا همه چیز را باید به فوتبالیست ها بدهند، به بازیكنى كه روزى فقط یك ساعت تمرین مى كند اما ما كه روزى چند ساعت جلوى آفتاب مى ایستیم نباید چیزى بگیریم؟

**در همه كشورهاى دنیا، فوتبال یك جایگاه ویژه اى دارد.

<در بیشتر كشورها با اینكه فوتبالش قوى است اما دو و میدانى ورزش اول است بیشترین قراردادها براى دو و میدانى كارها است. بیشتر از همه دو و میدانى كارهایشان را مى شناسند. دو و میدانى در ایران این طورى است. من در كره مدال گرفتم. برگشتیم یك شب در دبى بودم. همه من را با انگشت نشان مى دادند كه این قهرمان آسیا شد. در تهران فدراسیون مى روم، كمتر كسى من را مى شناسد. هندى هاى دبى همه مى پرسیدند كه تو بودى پرتابگر هندى را گرفتى؟ همه روزنامه هاى دبى ركوردزنى من را نوشته بودند، عكسم را هم انداخته بودند. باز مى گویم اگر چیزهایى را كه مى خواهم ندهند، تمرین نمى كنم. من الان20سالم است. به امید خدا سه سال دیگر طلاى جهان و المپیك را هم مى گیرم. بعدش چه كار كنم. خداى نكرده دستم آسیب ببیند چه كار كنم. من كه هیچ سرمایه اى ندارم. كار هم ندارم. تنها كارى كه مى توانم انجام بدهم، كارگرى است. ما كه اینقدر زحمت مى كشیم، پرچم ایران را بالا مى بریم باید یك فرقى بین ما و بقیه باشد.

**اگر این مشكل حل شد، چطور، برنامه دارى كه براى قهرمانى جهان و المپیك آماده شوى؟

<همه برنامه هایم را نوشته دارم. مهر و آبان در بوشهر تمرین مى كنیم. آذر ماه مى رویم لهستان، سه ماه آنجا هستیم. عید را در سارى تمرین داریم. بعد از سه ماه در یكى از كشورهاى عربى اردو مى زنیم تا بازیهاى آسیایى دوحه2006. در دوحه به ركورد67/8مى رسم.

**خیالت از بابت طلا راحت است؟

<همه حریفانى كه در آسیا بودند، آنجا هستند. بالاتر از آنها دیگر كسى نیست. البته اگر انگیزه بدهند. من فقط حقم را مى خواهم. به خاطر اینكه در اردوها خیلى سختى كشیده ام. خیلى بى پول مانده ام. در بندرعباس كه بودم پول سر تمرین رفتن را هم نداشتم. همه فكرم این بود كه من قهرمان جهان هستم. چرا نباید در جیبم پول باشد. فقط ویكتور بود كه روحیه مى داد و مى گفت من تو را قهرمان جهان مى كنم. بمان و تمرین كن. زده شده بودم.

**مگر به تو حقوق نمى دهند؟

<من كه در اردو اصلاً پول نمى گرفتم. سه ماه است كه به من حقوق مى دهند.80-270تومان. اردو مى رفتیم خرج اردو را هیأت مى داد و فدراسیون حساب مى كرد. براى رفت و آمد از ویكتور قرض مى گرفتم. البته فدراسیون پول را مى داد اما براى من سخت بود كه در جیبم پول نداشته باشم. مى توانستند بگویند این چند میلیون را بگیر در حسابت باشد.

**جایزه هاى قهرمانى جهان چه شد؟

<چیزى ندادند. قرار بود یك پژو206بدهند و پنج هزار دلار پول. فقط جایزه قهرمان قهرمانان سازمان صدا و سیما بود. آن هم با ماشین پدرم چپ كردم و همه را براى آن خرج كردم.

**ویكتور چطور، از حقوقش راضى است؟

<ماهیانه1300-1400دلار مى گیرد. بیشتر مى خواهد. عربستان مى گوید سه هزار دلار بهت مى دهیم، نمى رود. به خاطر من در ایران ماند، مى گوید تا این پسر را قهرمان جهان نكنم از ایران نمى روم. قلق بدنى من را فهمیده. مى خواهد من را به یك جایى برساند.

**با چند متر قهرمان جهان مى شوى؟

<با70متر.69متر اول جهان مى شوى. در المپیك70/17اول،68دوم،65متر سوم شد. ركورد من سوم شد.

**حالا گذشته از ماشین و خانه اى كه مى گویى، براى رسیدن به ركورد70متر چه چیزهایى لازم دارى؟ یك مربى بهتر یا...؟

<یك دكتر مى خواهم و یك مربى ماساژور كه همیشه بالا سر تمریناتم باشند. وقتى از تمرین مى آیم به ویكتور التماس نكنم كه دستم را ماساژ بدهد. ویكتور هم مى گوید حال ندارم و فردا باید با دست درد پرتاب كنم. دكترى باشد كه همه داروها و مكمل ها را بدهد.

**در كشورهاى دیگر همه دكتر و ماساژور را دارند؟

<ورزشكار عربستان دوم جوانان آسیا شد. دوازدهم جوانان جهان شد. در كره هم56متر انداخت. دكتر و ماساژور دارد، مربى اش یورى است و مترجم دارد. او با یك پسر دیگر كه53متر مى اندازد، شش ماه در امریكا تمرین كردند. بعد لهستان رفتند. این اكیپ همیشه با هم هستند.

**با این شرایط فكر مى كنى چقدر بتوانى بیندازى؟

<برای78متر تمرین مى كنم. مى خواهم ركورد جهان را بزنم. انگیزه اش را هم دارم.

**كى این كار را مى كنى؟

<پنج سال دیگر. سال بعد دوحه است.2007جهانى دارم. ویكتور نوشته68/90سانت باید بیندازم. اگر من امسال62مى انداختم، برنامه ام68/90بود اما ركوردم65متر شد و معلوم نیست2007 چقدر بیندازم. خودم فكر مى كنم ركوردم بیشتر شود. البته اگر انگیزه بدهند.

ما اصلاً امكانات درستى هم نداریم. عید كه رفته بودم قطر، استادیومشان را دیدم. یك زمین پرتاب مثل استادیوم آزادى داشتند با همه امكانات، امكاناتشان از توپ هم گذشته بود! همه ورزشكاران كنیایى را خریده بودند اما استادیوم خالى بود. گفتم ورزشكارانتان كجا هستند؟ گفتند امكانات نداریم فرستادیم آفریقاى جنوبى تمرین كنند. دو دستى زدم تو سرم كه اینها دیگر كى هستند ما چه كار مى كنیم، اینها چه كار مى كنند.50میلیون دلار بودجه فدراسیون دو و میدانى شان است. ساختمان فدراسیون هم30طبقه است. خیلى جالب است یك چیز برایتان تعریف كنم. قبل از عید گفتم آقاى جلالى، مى خواهم بروم قطر براى لیگ باشگاه ها بیاندازم ببینم بدنم براى كشورهاى اسلامى چطور است. گفت باشد گفتم پول بدهید، گفت نداریم برو، خرج كن بیا حساب مى كنیم. دو تا بلیت گرفتند رفتیم قطر. هیچ جا را بلد نبودیم. نه عربى مى دانستیم نه انگلیسى. ویكتور هم كه خیلى انگلیسى اش خوب است! فقط بلد است بگوید DO YOU SPEAK ENGLISH بعد شروع مى كند روسى حرف زدن. به زحمت فدراسیون را پیدا كردیم. شیخى بالا نشسته بود، پرسید احسان حدادى (با لهجه عربى) گفتم بله. گفت، یك هتل در نظر گرفتیم بروید آنجا شبی100دلار است. ما هم كه پول نداشتیم یك منتى سرمان گذاشت. ما را فرستاد یك سلول.200-300دلار داشتم تمام شد. به ویكتور خودم400دلار داده بودم، گفت خرج نمى كنم گفتم پول من را بدهد گفت نمى دهم. پول غذا هم نداشتیم. یك رستوران ایرانى بغل دست ما بود. گفتیم ما ورزشكار ایرانى هستیم و پول نداریم چند شبى را كه آنجا بودیم غذاى ما را داد، دستشان درد نكند.

**اینها را كه شوخى مى كنى؟

<نه جدى مى گویم.

احسان حدادی قهرمان پرتاب دیسک جهان از اهداف خود می گوید 

افتخاری کم نظیر برای ورزش ایران 

UserName