• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6151
  • دوشنبه 4/7/1384
  • تاريخ :

جنگ رسانه ای در چالش هسته ای علیه ایران


وقتی درسال 1996 كتاب Strategic Information Warfare به سفارش دفتر وزیر دفاع آمریكا (OSD) و توسط مؤسسه تحقیقات دفاع ملی آمریكا «رند» (Rand) نگاشته می شد، اهمیت بهره گیری از فنون اطلاعاتی (خبری) درمقوله نبردهای استراتژیك به اهمیت امروز نبود. گذشت زمان باعث دكترینالیزه شدن تئوری «جنگ اطلاعات استراتژیك» درسطوح عملیاتی گردید و اینك «عملیات اطلاعاتی» به عنوان بخشی از «عملیات روانی» با بهره گیری از فنون متعدد نظیر «بمباران حجیم خبری» به ایفای نقش حیاتی و تعیین كننده در صحنه منازعات جهانی پرداخته و نقشی برجسته در قدرت بازیگران عرصه بین الملل و تعاملات عناصر دخیل در آن بازی می كند.

آمریكا كه تجربه وحشتناك «ناهمراهی افكار عمومی با پدیده جنگ» را در صحنه ویتنام از نزدیك مشاهده نموده است به منظور پرهیز از تبعات دومین «عارضه ویتنام» از تبلیغاتpropaganda  یعنی «ستون ششم» در عملیات نظامی خود به شدت بهره می برد و بدین منظور از به كارگیری همه گونه رفتار سخیف رسانه ای نظیر سانسور، دروغ، كتمان حقایق و... ابائی نمی كند تا «افكارعمومی» را به عنوان حساس ترین رقیب خود، همواره در كنار خود داشته باشد نه در مقابلش!

اگر افكار عمومی را به معنای «واكنش گسترده توده جامعه نسبت به حوادث و جریاناتی كه اغلب افراد آن مجموعه آنها را حیاتی و مهم تلقی می كنند» فرض نموده و از سوی دیگر قدرت تأثیرگذاری رسانه ها در خلق یا رفع چنین واكنش هایی را مد نظر قرار دهیم؛ توان فوق العاده انگیزشی رسانه به عنوان «سائقه بی رقیب» در جهت دهی به تمایلات، رفتارها و احساسات مخاطبین- كه اتفاقا درشعاع اثر آرگومان آن قرار دارند- اهمیتی دوچندان می یابد.

در جهان كنونی كه جهانیان، محیط پیرامونی خویش را از دریچه رسانه ها می نگرند، نقش واژگونه نمایی گونه های واژگان توسط ابزار رسانه ای درخلق آنی آثار تبعی مطلوب نظر «رسانندگان» به خوبی متبادر می گردد.

از این رو رسانه ها كه اصالتا راویان وقایعند به «خالقان حوادث» بدل گردیده اند و طراحان «هندسه جمعی» با این چنین ابزاری دقیق به جهت دهی خیزش های منتجه ناشی از سیلان اطلاعات، در راستای «مهندسی اجتماع» به سمت و سوی مطلوب خویش می پردازند.

نقش همراهی افكار عمومی با افكار و منافع نظام سلطه در پیشبرد اهداف استعماری، آنان را وامی دارد تا برخلاف رسالت اطلاع رسانی صحیح آن و با سوءاستفاده از رسانه ها از این ابزار خدوم به عنوان سربازی مطیع در هژمونی استیلاجوی خویش بهره بگیرد.

نمونه بارز این امر در فضاسازی سنگین رسانه ای بر علیه كاركرد صلح آمیز فعالیت های هسته ای كشورمان به خوبی محسوس است و این درحالی است كه غول های رسانه ای جهان نظیر آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویترز، فرانس پرس و... با كاركرد تولید و پخش بالغ بربیش از 49 میلیون كلمه در روز، عملا كار «پمپاژ القائیات خویش» را به نحو احسن انجام می دهند و توان فوق العاده ای در راست انگاری انگاره های القائی خویش دارند. مقابله با چنین جو سنگین، كاری بس شگرف و مشكل می نماید. در چنین وضعیتی بخش اعظمی از توان فكری- دیپلماتیكی جمهوری اسلامی معطوف به زدودن ابهامات منتجه و صرف شفاف سازی اذهان گردیده، عملا قدرت مانور روی هر مؤلفه دیگر غیر از مقوله شفاف سازی از ایران سلب می گردد. تعلیق خود خواسته غنی سازی اورانیوم و تعطیلی موقت داوطلبانه فعالیت های صلح آمیز تأسیسات نطنز و اصفهان در همین راستا و با هدف شفاف سازی و اعتمادآفرینی درعرصه بین الملل و افكار عمومی صورت پذیرفته بود.

به موازات این مسئله، ایادی نظام سلطه با افزودن بر حجم تبلیغات مسموم خویش در سایت های خبری و مراكز تحلیلی به تعمیق آن فضای كذایی دامن می زدند. این خباثت تاكنون تداوم داشته و با خیانت منافقین فریب خورده داخلی و خارج نشین ادامه خواهدداشت، اما آنچه كه مسلم است پاسخگویی فوری، متقن و مدبّرانه به اتهامات مزبور ضمن خنثی سازی آثار تبلیغات مسموم هژمونی غرب، بستر شكوفایی امید را در دل ملل محروم و آزاده جهان در قطع زنجیرهای وابستگی فراهم خواهد آورد. نخست به عنوان یك نمونه خوب است نظری برمقدمه كتاب «Iran’s Developing Military Capabilities »بیافكنیم كه به قلم «آنتونی كردزمن» تحلیلگر نظامی شبكه ABC نیوز آمریكا درتاریخ اوائل خردادماه 1384 نوشته شده و توسط مؤسسه صهیونیستی CSIS (مركز مطالعات استراتژیك بین المللی) به چاپ رسیده است.

«مؤسسه CSIS دربخش «سری مباحث پرمعنا» از انتشارات خود كتاب فوق را چنین معرفی می نماید:

«ایران در مقایسه با زمان شاه و دوران جنگ ایران- عراق، یك قدرت نظامی خیلی كم پیشرفت یافته است. با این حال به آرامی نیروهای رزمی متعارف خویش را اصلاح می كند و اكنون «تنها قدرت نظامی منطقه ای» است كه برای ثبات خلیج فارس تهدید نظامی متعارف جدی به شمار می رود، ایران ظرفیت های معناداری برای «جنگ نامتقارن» دارد و تهدیدی فزاینده برای مقوله تكثیر سلاح های هسته ای است و شواهدی شایان توجه وجود دارد كه نشان می دهد ایران در مقوله قدرت، سلاح های موشكی دور برد و تنوع سلاح های كشتار جمعی خویش را توسعه داده است.

این كشور هرگز نگهداری سلاح های شیمیایی خویش را به طور شفاف آشكار نساخته است و وضعیت برنامه های تسلیحاتی بیولوژیكی اش ناشناخته می باشد. افشاسازی آژانس بین المللی انرژی اتمی درسال 2002 مشخص كرد كه احتمال دارد ایران به جست و جو و دنبال كردن تسلیحات هسته ای به طور مخفیانه ادامه دهد.

آنتونی كردزمن دراین تحلیل و ارزیابی جدید، گستره متنوعی از منابع طبقه بندی شده و غیرطبقه بندی شده به تصویر كشیده تا تصویری شفاف ازظرفیت های توسعه نظامی ایران در سال 2005 را نمایان كند.»

گفتنی است آنتونی اچ كردزمن Anthony H. Cordesman دارای كرسی استراتژی Arieigh A Burke در موسسه CSIS می باشد و مفسر همیشگی رادیو BBC و National Public و همچنین نویسنده سرشناس كتب متعدد در همین مركز CSIS نظیر «جنگ عراق» (Iraq war) در سال 2003 و «جنگ بعداز جنگ» (war after war) درسال 2004 و نیز تعادل نظامی در خاورمیانه (Military Balance in the Middle East) است.

مهدی فیروز كوهی

UserName