• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 63151
  • دوشنبه 1384/6/28
  • تاريخ :

گنجینه: سوالات كاربران تبیان در باره حضرت مهدی(عج)

دوست محترم!

اندیشه مهدویت، به طور كلی، اعتقاد به ظهور منجی و نجات دهنده در آخرالزمان است. این اعتقاد در همه یا اكثر ملل جهان وجود دارد.

این اعتقاد در فرهنگ شیعی نیز، عقیده به ظهور امام عصر(عج) است كه با آمدن ایشان جهان پر از عدل و قسط می شود، و ریشه ظلم و ظالم و بساط تبعیض و بی عدالتی برچیده می گردد.

مهدویت در نزد شیعیان همان باور و ایمان به ظهور امامی از تبار امامان معصوم(ع) و از فرزندان رسول گرامی اسلام(ص) كه از طرف خداوند متعال برگزیده شده، و از همان صدر اسلام وعده ظهور او در آخرالزمان داده شده است. خصوصیت بارز مهدویت شیعی آن است كه ایشان منجی موعود را زنده غائبی می دانند كه هم اكنون هم ناظر بر اعمال انسانها است، و احیاناً به طور محسوس نیازها را پاسخ می دهد.

كسی كه به مهدویت قائل است همیشه حق را زنده و باقی می داند، و این اثر بزرگی در ایجاد امید و رفع یأس ناامیدی دارد؛ امری كه برای حیات و پیشرفت مادی و معنوی یك جامعه لازم و گریزناپذیر است.

این خصیصه در مهدویت به معنای شیعی آن پر رنگ تر است؛ چرا كه این امید تنها به آخرالزمان معطوف نیست، بلكه در هر لحظه این امید وجود دارد.

با مهدویت و ظهور امام مهدی(عج)، اسلام همچنان در آغاز یا میانه راه است؛ یعنی با این اعتقاد، اسلام بیش از آن كه دین چهارده قرن پیش باشد، دین حال و آینده است.

پس نقش عملی مهدویت در پاسداری از اسلام موجود و گسترش و توسعه آن بسیار حساس و قابل توجه است؛ و این اندیشه عقیده ای است كه مسلمانان را از این كه عمر اسلام را تمام بدانند و تسلیم كفار و مكتب های منحرف شوند، و یا جهان را از اسلام بی نیاز و یا محروم بدانند، مصونیت می بخشد.

عقیده مهدویت با ابعاد سازنده خود سنگر روحی و عقیدتی مقاومت مسلمانان بوده و هست.

اعتقاد به مهدویت و ایمان داشتن به ظهور منجی عالم بشریت، روح تازه ای در كالبد اسلام می بخشد و مسلمانان را از یأس و ناامیدی بیرون آورده و به آنان اعتماد به نفس و بیداری می دهد، و به آنان تذكر می دهد كه آینده نگر باشید و اول در فكر و عمل به دنبال اصلاح خود، و سپس اصلاح و تربیت جامعه خویش باشید و بدانید كه آینده اسلام و مسلمین روشن بوده، و آینده از آن حق است.

به امید رسیدن به چنین روزی.

برای مطالعه بیشتر می توانید به كتاب "امامت و مهدویت"، نوشته آیت الله صافی گلپایگانی، در 3 جلد، به ویژه جلد دوم، مراجعه نمایید.

پیروز باشید- مشاوره مذهبی ـ قم.

 آیا در بین سربازان امام زمان(عج) زنان نیز وجود دارند؟ تعداد آنها چقدر است؟

بیشتر یاران مهدی(عج) از چه گروهی می باشند؟ پیران، جوانان یا.....؟

دوست عزیز!

1ـ در روایاتی از اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به وجود زن در بین سربازان امام زمان ـ عج الله تعالی فرجه الشریف ـ اشاره شده است.

در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ آمده است: «با حضرت قائم ـ علیه السلام ـ سیزده زن همراه است.»(اثبات الهداة، ج7، ص150)

و در روایتی از امام باقر ـ علیه السلام ـ چنین آمده است: «سوگند به خدا، سیصد و اندی مرد می‌آیند كه در میانشان 50 نفر زن هستند.»(بحارالانوار، ج52، ص223)

2ـ روایتی از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ نقل شده است كه فرمودند: «أصحاب المهدی شباب لا كهل فیهم إلا كالكحل فی العین او كالملح فی الزاد» یعنی اصحاب امام زمان ـ علیه السلام ـ جوانانند و پیر در بین آنان نیست، مگر به اندازه سورمه در چشم یا نمك در غذا ـ یعنی خیلی كم.(معجم الملاحم والفتن، ج1، ص98)

با آرزوی توفیق- مشاوره مذهبی ـ قم.

آیه ای صریح در باره امام زمان (عج) بیان نمایید؟

دوست گرامی!

مفسران با استناد به روایات، آیات بسیار زیادی را بر امام زمان(عج) تطبیق داده و ایشان را مصداق اكمل آن آیات دانسته اند؛ كه به سه آیه اشاره میشود:

1ـ «و نُریدُ اَنَّ نَمُنُّ علی الذینَ استضعفوا فی الأرض و نَجعَلُهُم أئمة و نَجعَلُهُم الوارثین» یعنی اراده كرده ایم كه بر آن طایفه ضعیف نگاهداشته شده در آن سرزمین منت گذارده و آنها را پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك و جاه گردانیم.(قصص/5) در برخی از روایات، این آیه بر ظهور امام زمان(عج) تطبیق داده شده است؛ از جمله حضرت علی(ع) كه در باره این آیه میفرمایند: مراد آل محمد(ص) میباشد كه خداوند مهدی(عج) ایشان را بعد از سختی هایشان ظاهر كرده و باعث عزت آنها و ذلت دشمنانشان میشود. (تفسیر نورالثقلین، عبدعلی حویزی، ج4، ص110)

2ـ «وَعَد الله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض …» یعنی خداوند به كسانی از شما بندگان كه ایمان آورد و نیكوكار گردد وعده فرمود كه در زمین خلافت دهد.(نور/55) كه روایات مصداق اكمل این خلافت را دوران ظهور امام زمان(عج) معرفی مینماید؛ از جمله امام صادق(ع) بعد از خواندن این آیه فرمود: مراد از آن حضرت قائم(عج) و اصحاب حضرت میباشند.(بحارالانوار، ج51، ص58، حدیث50)

3ـ «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون» یعنی بعد از تورات در زبور داود نوشتیم كه حتماً بندگان نیكوكار من وارث زمین خواهند شد.(انبیاء/105) امام باقر(ع)می فرماید: مراد این آیه اصحاب مهدی(عج) در آخر الزمان میباشند.

نكته قابل توجه این است كه این گونه برداشتها از آیات قرآن كریم ناظر به جنبه تأویلی آیات است، و بر اساس آن مصداق آیات قرآنی محدود به یك مورد خاص نیست، و می تواند مصادیق و موارد متعددی را شامل شود. ولی آنچه مسلم و حتمی است این است كه تأویلات فوق، كه مستظهر به روایات معصومین است، از بارزترین مصادیق و مواردی است كه این آیات شریفه آنها را در بر می گیرد.

پیروز باشید- مشاوره مذهبی_ قم.

چه دلیلی بر متولد شدن امام مهدی(ع) درست است؟ آیا كسی آن حضرت را بعد از تولد دیده است؟

دوست گرامی!

بنابرآنچه كه مورخان شیعه و سنّی در خصوص تاریخ و چگونگی ولادت حضرت مهدی(عج) نوشته اند، اصل ولادت خجسته امام زمان(ع) و به دنیا آمدن ایشان، جزء امور مسلم و قطعی تاریخ بشر است.

به عنوان نمونه، مورّخ شهیر اهل سنت، علی بن حسین مسعودی می گوید:"در سال 260 ابومحمد حسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بی علی بن ابیطالب علیهم السلام، در زمان خلافت معتمد عباسی درگذشت. او به هنگام درگذشت، 29 سال داشت، و او پدر مهدی منتظر است."("مروّج الذّهب"، مسعودی، ج4، ص199)

و شیخ سلیمان قندوزی گوید:"خبر معلوم و مسلّم، در نزد موثّقان، این است كه ولادت قائم(ع)، در شب نیمه شعبان سال 255 هجری قمری، در شهر سامرّا واقع شده است."("ینابیع المودّة"، قندوزی، ج3، ص144)

اما از آنجایی كه خلفای بنی عباس دانسته بودند كه دوازدهمین امام شیعیان همان مهدی موعود است كه زمین را پر از عدل و داد می كند و دژهای گمراهی و فساد را درهم می كوبد و نیز می دانستند كه از فرزندان امام حسن عسكری(ع) است؛ در صدد برآمدند این نور را خاموش كنند. از این رو امام مهدی(عج) از نخستین روز ولادت، همواره در نهان می زیست و مردم به طور عموم او را نمی دیدند. ولی با این وجود، عدّه ای از اصحاب امام حسن عسكری(ع) بودند كه توفیق شرفیابی را یافته بودند. بعضی از آنها عبارتند از:

1. حكیمه خاتون، دختر امام جواد، خواهر امام هادی و عمه امام حسن عسكری علیهم السلام، كه شب تولد حضرت مهدی(ع)، او را زیارت كرد، و نسیم و ماریه ـ كنیزان آن حضرت ـ گفتند: تا آن كودك متولد شد به خاك سجده كرد و انگشت سبّابه را رو به آسمان بلند نمود و عطسه زد و گفت"الحمدلله رب العالمین، و صلی الله علی محمد و آله".("الزام النّاصب"، شیخ حائری یزدی، ج1، ص340)

2. ابوبصیر خادم است كه گفت: بر صاحب الزمان(ع) وارد شدم، در حالی كه درون گهواره بود، نزدیك رفتم و سلام كردم، حضرت فرمود: مرا می شناسی؟ عرض كردم: آری، تو بزرگ و سید من و فرزند امام من هستی ... حضرت فرمود:"انا خاتم الاوصیاء، و بی یرفع البلاء من اهلی و شیعتی."("كشف الغمّه"، علامه اربلی، ج2، ص499)

3. سعدبن عبدالله قمی است كه با نامه های فراوان با جمعی برای زیارت آن حضرت به سامره رفته و طرف راست امام حسن(ع)، كودكی را دیدند كه مانند ماه درخشان بود، پرسیدند: این كیست؟ گفته شد:"مهدی قائم آل محمد(ص)" است. ("الزام النّاصب، ج1، ص342)

4. روزی جمعی از شیعیان ـ چهل تن ـ نزد امام یازدهم آمدند، و از آن امام تقاضا كردند كه حجّت پس از خویش را به آنان بنمایاند و بشناساند و امام چنین كرد. و آنان پسری را دیدند كه بیرون آمد همچون پاره ماه، شبیه به پدر خویش، امام عسكری(ع) فرمود: "پس از من، این پسر، امام شماست، و خلیفه من است در میان شما، امر او را اطاعت كنید، از گرد رهبری او پراكنده نگردید كه هلاك می شوید و دینتان تباه می گردد این را هم بدانید كه شما او را، پس از امروز، نخواهد دید، تا این كه زمانی دراز بگذرد، بنابراین از نایب او،"عثمان بن سعید"، اطاعت كنید." (الزام النّاصب، ج1، ص341)

5. ابوسهل نوبختی گوید: در آن حال بیماری، امام عسكری خواست تا آن كودك را نزد او آورند. مهدی را كه در آن هنگام كودك بود، نزد پدر آوردند. وی به پدر سلام كرد. من به او نگاه كردم، رنگی سفید و درخشان داشت، موهایش پیچیده و مجعّد بود و دندان هایش گشاده، امام حسن(ع) او را با جمله"یا سیّد اهل بیته" ـ یعنی این سرور خاندان خود ـ مخاطب قرار داد، سپس از آن فرزند خواست تا در خوردن دوایی كه برایش جوشانیده بودند به او كمك كند. او چنین كرد. سپس پدر را وضو داد. آنگاه امام عسكری(ع) به او فرمود:"ای پسرك من! تویی مهدی، و تویی حجّت خدا بر روز زمین ... ." (همان، ص 351)

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوغ مراجعه نمایید.

پیروز باشید- مشاوره مذهبی_ قم.

چرا نباید امام زمان را با نام م_ح_م_د ایشان خواند؟

دوست گرامی!

در این باره، چند نظریه را می‌توان مطرح كرد.

1ـ نام نبردن حضرت صاحب الزمان(عج) به اسم اصلی، شاید كنایه از بزرگداشت مقام و تعظیم آن حضرت باشد. معمولاً انسان كسی را كه برایش بسیار حرمت قائل است به اسم، حكایت و خطاب نمی‌كند.

2ـ پنهان داشتن امر از غیر شیعیان: در زمان سلاطین غیر شیعی انتساب به حضرت صاحب الزمان(عج) می‌توانست موجبات اذیت و آزار شیعیان را فراهم آورد. از این رو امامان شیعه با نهی از نامیدن آن حضرت با اسم اصلی ایشان، در حقیقت شیعیان را امر به تقیّه كرده‌اند.

3ـ شاید نامیدن ایشان به اسم واقعی، كنایه از نشان دادن ایشان و راهنمایی اشخاص به مكان آن حضرت باشد. و از این جهت در بعضی روایات از نامیدن ایشان تنها در مجامع عمومی نهی شده است. در توقیعی از حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) در این باره آمده است:«ملعون ملعون من سمّانی فی محفل من الناس» یعنی از رحمت خدا به دور است هر كس در میان مردم نام مرا ببرد.(بحارالانوار، ج51، ص33)

4ـ احتمال دیگر هم آن است كه این امر به جهت حفظ احترام حضرت رسول اكرم(ص) باشد، تا نكندتوجه و توسلات ما به حضرت ولی عصر(عج)، نام مبارك حضرت ختمی مرتبت را تحت شعاع قرار دهد؛ خصوصا كه كنیه مبارك امام هم همان كنیه مبارك رسول گرامی اسلام است. نگارنده احتمال اخیر را ترجیح می دهد، هر چند در كتاب و منبعی ندیده است.

با آرزوی توفیق- مشاوره مذهبی ـ قم.

اوّلین كسی كه با امام زمان(عج) بیعت كرده و دست حضرت را می بوسد كیست؟

دوست گرامی!

از روایات چنین استفاده می شود كه اوّلین كسی با حضرت مهدی(عج) بیعت كرده و به دست مبارك آن جناب بوسه می زند، حضرت جبرئیل امین فرشته مقرّب الهی است.

مفضّل بن عمر، از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود:"آنگاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت كند، و به خداوند سوگندشان دهد، و به حق خویش آنها را بخواند، و به این كه بین ایشان و روش رسول خدا(ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت عمل كند. آنگاه خداوند جبرئیل را می فرستد كه نزد او بیاید، جبرئیل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می آید و می گوید: به چه چیز مردم را می خوانی؟ حضرت قائم(ع) دعوت خود را به او خبر دهد. جبرئیل می گوید: من نخستین كسی هستم كه با تو بیعت می نمایم، دست خویش را برای بیعت باز كن، پس دست به دست آن حضرت گذارد، و متجاوز از سیصد و ده مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند، و در مكه می ماند تا یارانش به ده هزار نفر برسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد."("مهدی موعود"، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص1154)

و نیز وارد شده كه حضرت قائم(عج) پشت به حرم(خانه كعبه) می دهد و دست خود را دراز می كند مثل دست موسی ... آنگاه می فرمایند: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا كشیده شد، و این آیه را تلاوت می كند :"ان الذین یبایعونك انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم، فمن نكث فانما ینكث علی نفسه ...". پس اول كسی كه دست آن حضرت را می بوسد جبرئیل است، و با آن جناب بیعت می نماید و پشت سر او فرشتگان و نجبای جنّ و نقیبان آن حضرت بیعت می كنند." (اسرار العقائد، ج 2، ص 100 ـ به نقل از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوغ ).

پیروز باشید- مشاوره مذهبی_ قم.

امام زمان (عج)بر اعمال ما ناظر هستند ؟ اگر جواب بلی است ، چگونه حضرت بر اعمال ما ناظر است؟ (كیفیت آن را توضیح دهید)

دوست گرامی!

امام عصر (ع) نه تنها بر اعمال ما بلكه به همه حوادث عالم احاطه علمی دارد. اثبات این مطلب غیر از تحلیل چگونگی این احاطه است. اثبات این مطلب از راه نقل روایات متواتره ای ممكن است كه در جوامع حدیث شیعه ـ مانند كافی، بصائر، كتب شیخ صدوق و كتاب بحارالانوار و غیر آنها ـ ضبط شده است.

به موجب این روایات كه به حد و حصر نمی آید امام از راه موهبت الهی، به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا با توجهی كه می كند، می داند.(ر.ك. به "معنویت تشیع"، علامه طباطبائی، ص214)

برای این مطلب برهان عقلی هم اقامه كرده اند، كه به تعبیر مرحوم علامه تقریر آن به سلسله ای از مسائل پیچیده عقلی متوقف است؛ و چون از موضوع سؤال خارج است، ما هم از آن می گذریم.

اما در مقام تحلیل چگونگی این علم به اجمال می توانیم بگوئیم كه امام زمان علیه السلام انسان كامل است، و انسان كامل آئینه ای است كه جز جمال و كمال و جلال خداوند چیزی را نشان نمی دهد ـ یعنی هر آنچه از جمال و كمال و جلال حق در آن تابید همان را نشان می دهد. خاصیت آیینه شفاف آن است كه از خود چیزی ندارد، و هر صورتی كه در مقابل آن قرار گرفت همان را نشان می دهد.

به عبارت دیگر، انسان كامل مظهر اسم اعظم خداست، و اسم اعظم نه لفظ است و نه مفهوم، بلكه مقامی است كه هر كس به آن مقام رسید می تواند در عالم تصرف كند و منشأ كارهای خارق العاده شود.

بنابراین امام عصر علیه السلام كه مظهر اراده فعلی حق است، می تواند با اراده خود هر چه را خواست در خارج از صحنه نفس خود محقق كند، یعنی همانگونه كه با صدور فرمان "كن" ـ یعنی باش ـ اراده تكوینی خداوند محقق می شود، با "بسم الله" آن حضرت علیه السلام نیز هر چیزی محقق می گردد. "بسم الله" آن حضرت به منزله "كن" خداوند است.

فعل خدای سبحان در موطن قلب امام عصر علیه السلام ظهور می كند، چون او مظهر اسماء الهی است.

این اجمالی از مقام امام معصوم و انسان كامل بود، كه با توجه به آن علم او به حوادث عالم هم روشن می شود.

نكته ای در اینجا هست، كه استاد جوادی آملی حفظه الله در باره آن می فرماید: امام علیه السلام كه كون جامع و دارای همه نشات وجودی است، در مرتبه نورانیت و ولایت كلیه، كه حقیقت امامت اوست ـ و نه این بدن عنصریـ به عنایت الهی مسلط بر همه عوالم هستی است، و چیزی از احاطه علمی آن حضرت مخفی نمی ماند. به عبارت دیگر، تمام حوادث بزرگ و كوچك نظام هستی حتی پلك زدن انسانها، قیام و قعودشان، افتادن برگی از درخت و .. در معرض دید اوست، و چیزی به نام زمان گذشته حال و آینده برای وی ـ همان حقیقت نوری ـ مطرح نیست. لیكن وقتی آن حضرت به مرحله ماده و عالم طبیعت ـ یعنی مرحله ناقص ـ می رسد، مانند دیگران است؛ بدین معنا كه شاید چیزی را نخواهد بداند و از سیطره عالم كنونی او خارج باشد.

البته فرق او با دیگران این است كه دیگران به آن خزانه بی پایان راهی ندارند، لذا ممكن است دلشان بخواهد چیزی را بدانند، ولی نتوانند؛ اما صاحب ولایت كلیه كه كلید دار و خزان آن خزانه بی پایان است، هر چه را بخواهد می تواند بداند.

از اینرو در روایت آمده است: «إن الإمام إذا شاء أن یعلم علم» یعنی امام معصوم هر چه را بخواهد بداند می داند. (كافی ج1 ص852)

(ر.ك. به "علی علیه السلام، مظهر اسمای حسنای الهی"، آیت الله جوادی آملی)

مشاوره مذهبی_ قم.

اكنون در زمان غیبت امام عصر (عج)، ولایت ایشان چگونه است و در چه اموری جاری است؟

دوست محترم!

1. ولایت از یك حیث به دو قسم یا دو شعبه تقسیم می شود: یكی ولایت باطنی و تكوینی است و یكی ولایت ظاهری؛ اولی اصلاً نیاز به حضور فیزیكی امام معصوم در بین مردم ندارد. چنانچه در زمانه حضور ائمه(ع) امام از افرادی در دوردست مملكت اسلامی و غایب در مدینه و كوفه و... دستگیری معنوی می كردند و توفیق به آنها می دادند، توسلات آنان را پاسخ می گفتند و...، امروز نیز امام عصر(عج) از پشت پرده غیبت همان كار را می كند و هیچ نائبی هم در این بخش ندارد.

اما ولایت ظاهری كه همان خلافت ظاهری و تبیین و اجرای احكام الهی است، در زمان غیبت باز هم از آن امام معصوم است، ولی اعمال آن نائبان آن حضرت كه همان فقهای جامع الشرائط هستند، واگذار شده است. چنانچه در زمان حضور هم، حضرات معصومین(ع) برای ممالك دور و نزدیك، نماینده و نائب داشته اند، در دوران غیبت هم این امر را به نحو عام به فقهای عادل سپرده اند. مثلا، امام علی(ع) خود حاكم همه كشور اسلامی است، ولی مالك اشتر را به نیابت از خود به مصر می فرستد، یا سلمان را نائب خود در مدائن قرار می دهد تا به جای او بیان و اجرای احكام الهی و رهبری جامعه را بر عهده گیرند.

امروز نیز خلافت ظاهری امام عصر(عج) از سوی فقهای عظیم الشأن قابل نیابت است، كه به آن نیابت عام می گویند.

خود امام عصر(عج) فقهای واجد شرایط را به این مقام، به خصوص در تبیین دین، نصب كرده است؛ پس ولایت فقیه به نیابت امام عصر(عج)، امروزه به مثابه نیابت سلمان و مالك اشتر از جانب امیرالمؤمنین(ع) است.

در وجود نیابت عامه برای فقها به طور كلی اختلافی بین فقها نیست؛ ولی در حدود و ثغور آن اختلافاتی هست، كه پرداختن به آن مجال دیگری می طلبد.

مشاوره مذهبی ـ قم.

امام زمان (عج) چگونه انسانها را تربیت می كند؟

دوست گرامی!

تربیت و هدایت انسان به كمال مطلوب و نهایی‌اش، دو مرحله می‌تواند داشته باشد: یكی ارائه طریق، و دیگر رساندن به مقصد یا ایصال به مطلوب.

معلم یا استاد مشاوری كه راه درست شدن و كسب ملكات را به ما نشان می‌دهد با راه اول می خواهد ما را تربیت ‌كند. او فقط راه را نشان می‌دهد و حرفهای او موجب نمی‌شود بلافاصله به مقصد برسیم؛ بلكه اراده ما و نزاع با موانع خارجی و داخلی و... هم لازم است، تا امر تربیت رخ ‌دهد.

پر واضح است كه هر چه معلمان اخلاق و تربیت در تربیت انسانی بگویند و بنویسند، صحیح آن را از سرچشمه وحی و تعالیم اهل بیت گرفته‌اند. و پیشتر و بیشتر از آنان، انبیاء و اولیاء در این باره برای انسان ارائه طریق كرده‌اند كه كتابهای آسمانی و گنجینه‌های حدیثی ما مملو از این معارف ناب است.

امام عصر(عج) به علت غیبتشان در این میان امكان كمتری دارند، به خلاف آباء طاهرینشان كه در این امر، تا حد زیادی موفق بوده اند.

اما آن امام عزیز در مرحله دیگر تربیت ـ كه در واقع قسمت اصلی كار است ـ چون سایر امامان گذشته، نقش مهمی دارد.

جالب آن كه این مرحله از كار به خلاف مرحله قبل، نیاز به حضور حسی امام ـ علیه السلام ـ دیدن و شنیدن از امام ـ علیه السلام ـ و... ندارد. این روح متعالی امام است كه به ولایت تكوینی خود راهبری می‌كند، و آن هم غیبت و حضور ندارد.

ایصال به مطلوب، یعنی كمك كردن به ما در جهت اراده كردن مطلوب و برداشتن موانع داخلی و خارجی، به شكلی كه صلاح ما در آن است.

در مناجات شعبانیه می‌خوانیم: «إلهی لم یكن لی حول فأنتقل به عن معصیتك إلا فی وقت أیقظتنی لمحبّتك» یعنی خدایا من حال و قوّه ای برای انتقال از عصیان تو در خود نمی‌بینم، الا در هنگامی كه با محبت خویش نوعی بیداری و جذبه در من می‌آفرینی.

و الحق كه در هنگام عنایت الهی انسان اراده جدی و شوق مؤكّد، برای طی مسیر در خود می‌بیند. این حالات را جذبه می‌گویند كه از سوی امام عصر(عج) به ما می‌رسد. آشنا شدن با یك دوست خوب، خواندن یك كتاب مفید، ازدواج با فردی باكمال، ورود به رشته‌ای یا دانشگاهی مهیا برای اخلاقیات و … گر چه همه به ظاهر حوادثی بی‌ انتخاب اند، اما دست امامی پشت آن است كه مقدرات ما را در هر سال تعیین می‌نماید؛ این توفیق است. با این كارها غیر از ارائه طریق امام عصر(عج) دوستان خود را به كمال مطلوب و نهایی می‌رساند.

این توفیق می تواند شامل حال هر انسان كمال جوی واقعی باشد، و همه از سوی مقام ولایت اهل بیت(ع)، و البته به اذن الهی است.

در این باره حرفهای دیگری هم هست كه اگر مشتاق بودید، باز هم با ما تماس بگیرید.

مشاوره مذهبی ـ قم.

آیا حدیثی از قول آقا امام زمان (ع) هست كه در زمان آغاز غیبت كبری ایشان فرموده باشند: "از این به بعد هر كس كه ادعا كند مرا دیده، دروغگوی بزرگی است. " در صورت معتبر بودن این حدیث، لطفاً بگویید این همه داستان كه كه در مورد دیدن ایشان است چیست؟

دوست عزیز!

در ابتدا شایسته است متذكر شویم كه در زمان غیبت كبری، این گونه نیست كه مطلقاً و به طور كلی دیدن امام عصر(علیه السلام) ممكن نباشد، و آن حضرت هیچ گونه ملاقاتی با انسانها، حتی افراد شایسته و صالح، نداشته باشند. بنابراین فی الجمله ملاقات آن حضرت ممكن است ولی این ادعا از همه كس و در هر حال پذیرفته نیست، بلكه قابلیت ها و شرائط خاصی می‌خواهد كه برای هر كس فراهم نمی‌شود.

مواردی از ملاقاتهای با امام(عج) به نقل معتبر ثابت است. كسانی كه به دیدار حضرت مهدی(علیه السلام) نائل شده‌اند و یا می‌شوند چند دسته‌اند: 1ـ كسانی كه حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند؛ چنان چه نائب دوم امام زمان(ع) فرمود: «و یرونه و لا یعرفونه»(توجهات امام عصر(عج) به مراجع ـ باقرزاده بابلی)

2ـ كسانی كه حضرت را می‌بینند و می‌شناسند؛ مانند نائبان چهارگانه در زمان غیبت صغری، و بعضی از بزرگان دین در زمان غیبت كبری، همچون علامه بحرالعلوم.

3ـ كسانی كه هم حضرت را می‌بینند و هم با ایشان سلام و سخن دارند؛ مانند حاج علی بغدادی و علامه بحرالعلوم و مقدس اردبیلی.

4ـ كسانی كه حضرت به عیادت آنها می‌روند؛ مانند حاج ملاعباس تربتی و حاج سید عبدالله رفیعی.

5ـ كسانی كه حضرت با آنان هم سفره می‌شوند؛ مانند آقا شیخ حسین نجفی.

در آخر به یك نكته توجه كنید: در روایات هست كه در آخرالزمان مؤمنینی هستند كه حضرتش همیشه در زندگی آنان حضور دارند، و گویا یك لحظه از آن امام همام غافل نمی‌شوند، به گونه‌ای كه غیبت آن حضرت به منزله حضور می با‌شد؛ یعنی از مرحله "عدم بصیرت" به مرحله "بصیرت" رسیده‌اند. اینان با فضیلت‌ترین مردم دنیا هستند.

متن روایت از این قرار است:

امام سجاد(علیه السلام) به ابوخالد كابلی می‌فرمایند:

«مردم اهل زمان غیبت مهدی كه معتقد به امامت او هستند و منتظر ظهور او نشسته‌اند، بافضیلت ترین مردم دنیا هستند؛ زیرا خدا عقل و فهمی به آنان عطا كرده كه "غیبت" نزد آنان به منزله ظهور و "مشاهده" گشته است. آنها همانند مجاهدین در ركاب پیامبرند و از مخلصین و شیعیان صادق ما هستند؛ آنها به طور پنهانی و آشكار بسوی دین خدا دعوت می‌كنند. آری انتظار فرج از بزرگترین اعمال است.»(منتخب الاثر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص244)

در مورد كلمه "مشاهده" در بعضی احادیث آمده است اگر كسی ادعای مشاهده امام زمان(عج) را كند، از او نپذیرید و او را تكذیب كنید. مثلاً در یكی از نامه‌هایی كه امام زمان(عج) به نائب چهارم"علی بن محمد سمری" نوشته‌اند آمده است:

« بسم الله الرحمن الرحیم

ای علی بن محمد سمری تا 6 روز دیگر از دنیا می‌روی در مورد"نیابت" كسی را تعیین نكن زیرا غیبت ثانیه ـ یا تامه ـ شروع می‌شود تا زمانی كه خدا اجازه ظهور دهد؛ و این پس از آن است كه دلها سخت شود و بی عدالتی زمین را فراگیرد. به زودی كسانی از شیعه ادعای مشاهده می‌كنند بدانید هر كس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی كند دروغگوی فریبكار است "و لا حول و لا قوة الا باالله العلی العظیم".»

معنا و مفهوم مشاهده در این گونه احادیث و توقیعات به معنای دیدن تنها نیست،‌ بلكه به معنی آن است كه كسی ادعا كند او امام زمان(عج) را دیده و امام او را به عنوان نایب خود و نماینده خاص خود تعیین كرده‌اند. پس آنان كه قبل از "خروج سفیانی و صیحه آسمانی"، ادعای نیابت خاص و سفارت از طرف امام زمان(عج) را می كنند باید تكذیب شوند.

والسلام- مشاوره مذهبی_ قم.



چرا امام(عج) غایب است؟

دوست محترم!

پیش از پرداختن به اسباب و علل غیبت امام مهدی(عج) باید توجه داشت كه از روایات استفاده می شود كه علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است. و جز خدا و پیشوایان معصوم علیم السلام كسی نسبت به آن اطلاع كافی و كامل ندارد.

عبد الله بن فضل هاشمی روایت كرده كه از حضرت صادق(ع) شنیدم كه فرمود: «صاحب الامر غیبتی دارد كه ناچار از آن است، به طوری كه اهل باطل در آن تردید می كنند. عرض كردم: یابن رسول الله! چرا غیبت می كند؟ فرمود: به علتی كه به ما اجازه نداده اند آشكار سازیم. عرض كردم: چه حكمتی در غیبت اوست؟ فرمود: همان حكمتی كه در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است، حكمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او؛ چنان كه حكمت سوراخ كردن كشتی توسط خضر و كشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی (ع) ظاهر نگشت، مگر موقعی كه خواستند از هم جدا شوند.» ("كمال الدین و تمام النعمة"، شیخ صدوق، ص482)

این روایت و روایات دیگر مثل آن اشاره دارد كه علت واقعی غیبت حضرت را نمی توان گفت، و اگر سبب و علتی هم بیان می گردد، اگر چه ممكن است حكمتی برای آن باشد، ولی علت كامل و حقیقی نیست.

اما بعضی از حكمت های غیبت حضرتش را كه می توان با استناد به روایات ذكر نمود، بدین قرار است:

1ـ امتحان و آزمایش: غیبت آن حضرت سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشكار شود و ایمان حقیقی محبان و شیعیان واقعی امام(ع) در كوره ولایت امام غایب(عج) از ناخالصی ها و دورویی ها و سست مایگی ها جدا و پاك شود؛ و در یك كلام مؤمن از منافق معلوم می گردد. در سختی ها و مشكلات گوهر وجود شیعیان ناب آشكار می گردد.

جعفر جعفی می گوید: به امام باقر(ع) عرض كردم: فرج شما كی خواهد رسید؟ فرمود: «هیهات، هیهات! فرج نخواهد رسید تا شما غربال شوید، (و سه بار تكرار كرد) و افراد آلوده بروند و افراد پاك و مخلص باقی بمانند.»(بحار الانوار، ج51، ص113)

و نیز موسی بن جعفر(ع) فرمود: «هنگامی كه پنجمین فرزند امام هفتم غایب شد، مواظب دین خویش باشید، تا مبادا كسی شما را از دین خارج كند.... برای صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد بود، به طوری كه عده ای از مؤمنین از عقیده خود برمی گردند؛ همانا خدا به وسیله غیبت، بندگانش را "امتحان" می كند.»(همان ماخذ)

2ـ بیعت نكردن با ستمكاران: در روایات متعددی یكی از علل غیبت امام(عج) عدم بیعت با كسی بیان شده است.

حسن بن فضال می گوید: علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: گویا شیعیانم را می بینم كه هنگام مرگ سومین فرزندم (امام عسگری) در جستجوی امام خود همه جا را می گردند، اما او را نمی یابند. عرض كردم: به چه دلیل؟ فرمود: زیرا امامشان غایب می شود، عرض كردم: چرا غایب می شود؟ فرمود: برای اینكه وقتی با شمشیر قیام نمود بیعت كسی در گردنش نباشد.(همان ماخذ، ص152)

3ـ ترس از گزند دشمنان: گفته شد كه با تولد مهدی موعود(عج) همه ستمگران و ظالمان به وحشت افتادند، و از آنجا كه مرگ و انقراض حكومت ظالمانه و اعمال غیر انسانی خود را در دست پرتوان امام(ع) می دانستند و می دانند، لذا جان امام مهدی(عج) تهدید می شد؛ لذا در روایات یكی دیگر از علل غیبت حفظ جان حضرتش از تعرض و گزند دشمنان ذكر شده است.

زرارة بن اعین از امام صادق(ع) روایت كند كه فرمود: از جان خود بیم و ترس دارد ـ و حضرت با دست به شكم خود اشاره كرد.(كمال الدین، ص342)

البته بدیهی است وجود مقدس حضرت(عج) نیز مانند پدران بزرگوارش از كشته شدن در راه خدا هراسی ندارد، ولیكن اراده الهی به حفظ امام تعلق گرفته است.

مشاوره مذهبی_ قم.

مگر امام برای هدایت انسانها نیامده ؟ پس فایده امام غایب چیست؟>

دوست گرامی!

در این مورد به مطالب ذیل توجه نمایید:

1. فایده وجود امام، منحصر به ظهور و قیام او در آخرالزمان و این كه ظاهراً هم در كارها تصرف و دخالت داشته باشد نیست، بلكه یكی از فواید وجود امام، امان خلق از فنا و زوال به اذن خدا، و همچنین بقای شرع و حفظ حجت ها و بینات خدا است. كما این كه در روایتی از امام علی(ع) نقل شده است: "اللهم بلی لاتخلو الارض من قائم لله بحجه إما ظاهرا مشهورا أو خائفاً مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته" یعنی خدایا! آری خالی نماند زمین از كسی كه قائم باشد از برای خدا به حجت، یا ظاهر و آشكار، یا بیمناك و پنهان، تا حجت های خدا و بینات او از میان نرود.(نهج البلاغه، صبحی صالح، ص497، كلام147ـ به نقل از"امامت و مهدویت" آیت الله صافی گلپایگانی، ج3، ص152)

از طرفی وقتی فرد مؤمن در بین مردم منشأ خیرات و بركات و سبب نزول و جلب كننده عنایات خاص و دفع كننده بلایات است، پس وجود امام كه ولی الله الاعظم و حجت خدا است فوائد و بركاتش بسیار عظیم و با اهمیت تر از یك فرد مؤمن است.

2. ما قطع نداریم كه آن حضرت از جمیع اولیاء و دوستان خود پنهان باشد و در اموری كه مصلحت باشد به توسط آنها و تأیید و ارشاد آنها دخالت ننمایند.

3. آنچه مسلم است این است كه در عصر غیبت، آن حضرت از نظرها پنهان است و این به معنی آن نیست كه مردم نیز از آن حضرت پنهان هستند. بلكه چنانچه از برخی اخبار استفاده می شود آن حضرت در ایام حج حاضر می شوند و حج به جا می آورند، با مردم مصاحبت نموده و در مجالس حاضر می شوند و از بیچارگان فریادرسی می نمایند و بیماران را عیادت می فرمایند.

4. بر امام واجب نیست كه شخصا و بدون واسطه در امور دخالت نموده و حل و فصل امور نمایند، بلكه می توانند دیگران را به نحو خصوصی یا به عنوان عموم از جانب خود بگمارند. همان طور كه امام علی(ع) از جانب خود افرادی را در شهرهای دیگر منصوب می كردند.

5. اصل وجود امام موجب دلگرمی و قوت دل برای بندگان خدا و اهل هدایت است.

خود همین موضوع كه امام زنده و حاضر داریم و ملجا و پناهگاه شریعت است موجب قوت قلب مؤمنان و مانع از ایجاد یأس و ناامیدی در دل سالكان هدایت است و همواره از او مدد می گیرند و یاری می جویند، و این مساله از نظر علم النفس بسیار اساسی و مهم است.

برای مطالعه بیشتر به كتاب "امامت و مهدویت"، آیت الله صافی گلپایگانی، ج3، ص151 ـ 156 مراجعه نمایید.

مشاوره مذهبی_ قم.

فواید و آثار انتظار چیست؟

دوست گرامی!

برخی چنین پنداشته اند كه انتظار مهدی(عج)، ممكن است سبب ركود و عقب ماندگی، یا فرار از زیر بار مسؤولیت ها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد. چرا كه اعتقاد به این ظهور بزرگ و مفهومش قطع امید از اصلاح جهان قبل از او و حتی كمك كردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد! در صورتی كه چنین نیست و انتظار این ظهور بزرگ آثار و بركات بسیار سازنده ای دارد، كه در ذیل به چند نمونه اشاره می كنیم:

1. خودسازی فردی: چنین تحولی قبل از هر چیز نیازمند عناصر آماده و باارزش انسانی است كه بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعی را در جهان به دوش بكشند، و این در درجه اول محتاج به بالاترین سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فكری برای همكاری در پیاده كردن آن برنامه عظیم است. تنگ نظریها، كوته بینی ها، كج فكری ها، حسادت ها، اختلاف كودكانه و نابخردانه و بطور كلی هر گونه نفاق و پراكندگی با موقعیت منتظران سازگار نیست.

نكته مهم این است كه منتظر واقعی، برای چنان برنامه مهمی، هرگز نمی تواند نقش تماشاچی را داشته باشد، باید از هم اكنون حتما در صف انقلابیون قرار گیرد.

ایمان به نتایج و عاقبت این تحول هرگز به او اجازه نمی دهد كه در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن"اعمالی پاك" و روحی  پاك تر، و برخوداری از شهامت و آگاهی كافی است.

من اگر فاسد و نادرستم چگونه می توانم در انتظار نظامی كه افراد فاسد و نارست در آن هیچ گونه نقشی ندارند، بلكه مطرود و منفور خواهند بود، روز شماری كنم. آیا این انتظار برای تصفیه روح و فكر و شستشوی جسم و جان از لوث آلودگی ها كافی نیست؟ ارتشی كه در انتظار جهاد اسلامی و آزادی بخش به سر می برد حتما به حال آماده باش كامل در می آید. سلاحی كه برای چنین میدان نبردی شایسته است به دست می آورد و سنگرهای لازم را می سازد. آمادگی رزمی افراد خود را بالا می برد، روحیه ی افراد خود را تقویت می كند و شعله عشق و شوق برای چنین مبارزه ای را، در دل فرد فرد سربازانش زنده نگاه می دارد، ارتشی كه دارای چنین آمادگی نیست، هرگز در انتظار به سر نمی برد و اگر بگوید دروغ می گوید.

انتظار یك مصلح جهانی به معنای آمده باش كامل فكری و اخلاقی، مادی و معنوی برای اصلاح همه جهان است. فكر كنید چنین آماده باشی چقدر سازنده است. برای تحقق بخشیدن به چنین انقلابی، مردانی بسیار بزرگ و مصمم و بسیار نیرومند و شكست ناپذیر، فوق العاده پاك و بلند نظر، كاملا آماده و دارای بینش عمیق لازم است.

و خود سازی برای چنین هدفی مستلزم به كار بستن عمیق ترین برنامه های اخلاقی فكری و اجتماعی است، این است معنای انتظار واقعی، آیا هیچ كس می تواند بگوید كه چنین انتظاری سازنده نیست؟!

2. خودیاری های اجتماعی: منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند، بلكه مراقب حال یكدیگر باشند، و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران، نیز بكوشند، زیرا برنامه عظیم و سنگینی كه انتظار را می كشند یك برنامه فردی نیست، برنامه ای است كه تمام عناصر انقلاب باید در آن شركت جویند، باید كار را به صورت دسته جمعی و همگانی باشد، كوشش ها و تلاش ها باید هماهنگ گردد، و عمق و وسعت این هماهنگی باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانی باشد كه انتظار آن را دارند.

در یك میدان وسیع مبارزه دسته جمعی، هیچ فردی نمی تواند از حال دیگران غافل بماند، بلكه موظف است هر نقطه ضعفی را در هر كجا ببیند اصلاح كند و هر موضع آسیب پذیری را ترمیم نماید، و هر قسمت ضعیف و ناتوانی را تقویت كند، زیرا بدون شركت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده كردن چنان برنامه ای امكان پذیر نیست.

منتظران واقعی علاوه بر این كه به اصلاح خویش می كوشند، وظیفه خود می دانند كه دیگران را اصلاح كنند. این است اثر سازنده دیگری برای انتظار قیام مصلح جهانی.

3. منتظران راستین در فساد محیط حلّ نمی شوند: اثر مهم دیگری كه انتظار مهدی دارد حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی است.

توضیح این كه هنگامی كه فساد فراگیر می شود و اكثریت یا جمع كثیری را به آلودگی می كشاند، گاهی افراد پاك در یك بن بست سخت روانی قرار می گیرند، بن بستی كه از یأس اصلاحات سرچمشه می گیرد. گاهی آنها فكر می كنند كه كار از كار گذشته و دیگر امیدی به اصلاح نیست، و تلاش و كوشش برای پاك نگاه داشتن خویش بیهوده است، این نومیدی و یأس ممكن است آنها را تدریجا به سوی فساد و همرنگی با محیط بكشاند و نتوانند خود را به صورت یك اقلیت صالح در برابر اكثریت ناسالم حفظ كنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایی بدانند!

تنها چیزی كه می تواند در آنان روح "امید" بدمد، و به مقاومت وخویشتن داری دعوت كند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایی است، تنها در این صورت است كه آنها دست از تلاش و كوشش برای حفظ پاكی خویش و اصلاح دیگران برنخواهند داشت.

به همین دلیل، امید را می توان همواره به عنوان یك عامل موثر تربیتی در مورد افراد فاسد شناخت، همچنین افراد صالحی كه در محیط های فاسد گرفتارند، هرگز بدون امید نمی توانند خویشتن را حفظ كنند.

نتیجه این كه انتظار ظهور مصلحی كه هر قدر دنیا فاسدتر می شود امید ظهورش بیشتر می گردد، اثر فزاینده روانی در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه می كند، آنها نه تنها با گسترگش دامنه فساد محیط مأیوس نمی شوند، بلكه به مقتضای:

وعده وصل چون شود نزدیك   آتش عشق تیز تر می گردد

وصول به هدف را در برابر خویش می بینند و كوشش آنان برای مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن با شوق و عشق زیادتری تعقیب می گردد.

برای مطالعه بیشتر به كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی، و كتاب "امامت و مهدویت"، آیت الله صافی گلپایگانی مراجعه نمایید.

مشاوره مذهبی_ قم.

آیا در زمان ما كسی از جایگاه دقیق حضرت باخبر میباشد و یا با ایشان در ارتباط هست؟

دوست گرامی!

پاسخ به شما متوقف بر تحلیل سئوال است به دو چیز: اولاً، امام زمان(عج) یك جایگاه خاصی برای زندگی دارند؟ ثانیاً، كسی از آن جایگاه، باخبر هست یا خیر؟!

در باره سئوال اوّل فرضیه ای از سوی برخی مطرح شده كه امام عصر(عج) در جزیره ای، به نام خضراء، زندگی می كند و... اما بسیاری از محققان شیعه ـ از جمله علامه مجلسی، مرحوم كاشف الغطاء و علامه حسن زاده آملی و... ـ آن را قبول ندارند. به علاوه این كه برخی كه لیاقت تشرف خدمت آن حضرت را داشته اند، ایشان را در بلاد مختلف مشاهده نموده اند.

در باره سئوال دوم باید گفت: قول مشهور این است كه سی نفر از خوبان همواره ملازم ركاب آن حضرت هستند كه به آنها ابدال می گویند. وقتی یكی از آنان به پایان عمر خود می رسد، فردی دیگر از میان متقین به جای او قرار می گیرد؛ پس این ها مسلّماً جای حضرت را می دانند. در برخی احادیث هم رسیده كه در زمان غیبت كبری جز عده ای خاص كسی از جای آن حضرت اطلاع ندارد؛ و البته اینها زندگی خاصی دارند و تنها به مأموریت های محوله از سوی امام عمل می كنند.

منظور از ارتباط با امام اگر از نوع ارتباط نواب اربعه باشد، مسلماً وجود ندارد، امّا تشرّفات كه به اختیار خود آن حضرت رخ می دهد كم نیست. البته مدعی آن به حسب روایات دروغگو است و باید تكذیب شود. لذا این افراد ساكتند و از ارتباطشان كسی مطلع نیست، مگر گاهی پس از مرگشان.

در این باره كتاب جمع و جور خوبی به نام "حدیث وصال"، تألیف سیدمهدی شمس الدین، چاپ انتشارات شفق قم(سال82)، به چاپ رسیده است، كه در پاسخ به سؤالات از این دست شما بسیار سودمند خواهد بود.

مشاوره مذهبی ـ قم.

در كتابی خواندم كه امام زمان(عج) در اثر پرتاب سنگی به شهادت می رسند در حالیكه در روایات داریم كه دنیا هیچوقت از وجود امام (ولایت معنوی) خالی نیست. این مسأله چگونه است؟

دوست عزیز!

مسئله شهادت و یا رحلت امام زمان(علیه السلام) به طور قطعی برای ما معلوم نیست، و در احادیث ما هر دو مورد آمده است.

بعضی از روایات مسئله شهادت را بیان كرده، و در بعضی دیگر به صورت رحلت و مرگ طبیعی آمده است.

از آن جا كه در بعضی روایات ائمه اطهار(علیهم السلام) مسئله شهادت به صورت كلی و در مورد همه ائمه بیان شده است ـ مانند این حدیث از امام حسن مجتبی(علیه السلام): «هیچ یك از امامان نیست جز آن كه مسموم یا شهید می‌شود.»(بحارالانوار، ج27، ص217) ـ می‌توانیم روایات "شهادت" را بر روایات "رحلت عادی" ترجیح ‌دهیم.

علاوه بر این كه مسئله رحلت و فوت به مرگ طبیعی بیشتر در روایات اهل سنت آمده است، و از نظر شیعه مورد اعتماد نمی‌باشد؛ اگر چه در بعضی از روایات اهل سنت مسئله شهادت امام زمان(ع) نیز آمده است؛ از جمله:

«هنگامی كه سال هفتاد به پایان آید و مرگ حضرت فرارسد، زنی به نام سعیده از طایفه بنی تمیم ایشان را به شهادت می‌رساند. ویژگی آن زن این است كه همانند مردها ریش دارد. او از بالای بام به هنگامی كه حضرت در حال عبور است سنگی به سوی ایشان پرتاب می‌كند و آن حضرت را به شهادت می‌رساند و وقتی حضرت رحلت می‌كند، امام حسین(علیه السلام) مراسم غسل و كفن و دفن آن حضرت را به عهده می‌گیرد.»(الزام الناصب، ص190 ـ تاریخ مابعدالظهور، ص881)

با این وجود در مورد كیفیت شهادت حضرت كه بیشتر در روایات اهل سنت آمده است، مدرك قابل اعتمادی وجود ندارد.

اما بنا براین كه شهادت امام زمان(علیه السلام) را مانند بقیه ائمه معصومین(علیهم السلام) بپذیریم، آیا زمین از امام خالی می‌ماند؟ خیر،‌ زیرا در همین روایات آمده است كه امام حسین(علیه السلام) با اصحاب خویش زنده شده و به دنیا رجعت می‌كنند، و پس از امام زمان(ع) اداره حكومت را به عهده می‌گیرند، و پس از آن در سلسله امامان و انبیاء تا قیامت ادامه پیدا می‌كند. والسلام.

مشاوره مذهبی ـ قم.

لطفا در مورد خروج سفیانی و دجال كه یكی از نشانه های ظهور امام زمان(عج) است توضیح دهید .

دوست عزیز!

الف) یكی از علائم ظهور امام مهدی(عج) كه وقوعش حتمی و قطعی شمرده شده، خروج سفیانی است.

اخبار و روایاتی كه گویای خصوصیات سفیانی و خروج او هستند، بدین ترتیب می‌باشد:

1) حتمی بودن خروج او:

امام صادق(ع) فرموده اند: «پیش از قیام قائم(علیه السلام) پنج علامت حتمی می‌باشد: یمانی‌، سفیانی ، صیحه آسمانی، قتل نفس زكیه، و فرورفتن سرزمین بیداء»(كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص650)

2) نام و نسب او:

امیرالمؤمنین فرمودند: «فرزند خورنده جگرها، از وادی یابس خارج می‌شود … اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابوسفیان است.»(همان، ص651)

3) خصوصیات فردی او:

امام باقر(ع) در این رابطه می‌فرمایند:«سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم است؛ هرگز خدا را پرستش نكرده، و هرگز مكه و مدینه را ندیده است و …»

و از برخی روایات چنین استفاده می‌شود كه وی مسلمان منحرفی است كه كینه حضرت علی(ع) را به دل دارد. چنان كه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «گویا سفیانی را می‌بینم كه در میدان كوفه جایگاه خود را گسترده، و منادی او فریاد می‌زند: هر كس سر شیعه علی بن ابی طالب را بیاورد‌، هزار درهم خواهد گرفت. همسایه به همسایه می‌جهد و گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد. آگاه باشید كه در آن روز حكومت شما فقط به دست زنازادگان خواهد بود.»(كتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص273)

4) زمان خروج او:

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «امر سفیانی از مسائل حتمی است، و خروجش در ماه رجب می‌باشد.»

5) مدت حكومت و محل مرگ او:

حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلا م) در ذیل آیه شریفه "و لو تری إذا فزعوا فلا فوت" می‌فرمایند: «كمی پیش از قیام مهدی(علیه السلام) سفیانی خروج می‌كند؛ سپس به اندازه دوران حاملگی یك زن كه 9 ماه باشد، حكومت می‌كند؛ لشكریان او به مدینه وارد می‌شوند، تا این كه به "بیداء" می‌رسند، و خداوند آنها را در زمین فرومی‌برد.»(تاریخ غیبت كبری، سید محمد صدر، ص648)

ب) یكی دیگر از علائم ظهور حضرت كه در بعضی روایات از نشانه‌های حتمی شمرده شده است، خروج شخصی به نام "دجال" است.

1) نام و نسب او:

عده‌ای گویند كه نام دجال "صائد بن صید" یا "ابن صیاد" است؛ و برخی مخالف رأی ایشان را گفته‌اند.

2) خصوصیات فردی او:

حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او چشم راست ندارد، و چشم دیگرش در پیشانی او است، و مانند ستاره صبح می‌درخشد، چیزی در چشم او است كه گویی آمیخته به خون است. وی در یك قحطی سختی می‌آید، و بر الاغ سفیدی سوار است...»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص972)

3) عقیده او:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او با صدای بلندی فریاد می‌زند بین مشرق و مغرب، كه صدایش را جن و انس و شیاطین می‌شنوند ـ نگارنده می گوید: به فرض صحت این روایت، ممكن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد ـ و می‌گوید: ای دوستان من! به سوی من آئید، من هستم كسی كه آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر كرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص965)

4) مكان خروج:

امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «او از شهری كه آن را اصفهان می‌گویند، و قریه‌ای كه معروف به "یهودیه" است بیرون می‌آید.» (مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی)

محدث قمی(ره) می گوید: در روایت است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «هر مؤمنی كه دجال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مباركه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نكند. چون اوظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر حضرت قائم(علیه السلام) جنگ واقع شود، و بالاخره آن ملعون به دست مبارك حضرت حجت(علیه السلام) یا به دست عیسی بن مریم(علیه السلام) كشته شود.»(منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج2،‌ ص336)

البته روایات شیعه بر این است كه امام مهدی(علیه السلام) است كه دجال را می‌كشد، نه عیسی بن مریم.

مشاوره مذهبی_ قم.

علت ظهور نكردن امام زمان ـ علیه السلام ـ با این همه مسلمان چیست؟

دوست عزیز!

ظهور امام زمان(علیه السلام) منجی بشریت و برپا كننده عدالت مطلق و فراگیر در جهان، یك پدیده است، و دارای شرائط و نشانه‌هایی است.

اما شرط تحقق ظهور و نشانه‌های آن چیست؟

شرایط اساسی ظهور دو چیز است:

شرط اول) آمادگی: یعنی به وجودآمدن زمینه‌های پذیرش امام زمان و حكومت او ـ یعنی تحقق حكومت الهی در اكثریت مردم جهان.

جامعه امروز نسبت به گذشته كمالات بسیاری یافته است. این امر قابل انكاری نیست. عقل در ابعاد فردی و اجتماعی آن رشد یافته است. ایجاد حكومتهای دمكراسی به جای حكومتهای استبدادی در جهان نمونه ای از این تكامل عقلی بشر است.

اما شرط اساسی دیگری كه تا آن حاصل نشود، عقل راه به جایی نمی برد و هر روز حیرت و سرگردانی بشر بیشتر می شود، احساس نیاز به وحی و نشانه های آن است.

بشر می بایست دریابد كه بدون وحی و آموزه های آن قادر نیست تا راه را از چاه بازشناسد. تنها در این صورت است كه چشم به آسمان خواهد دوخت تا از آسمان راه را به او بنمایند. این مضمون روایت است كه شرط ظهور را این احساس برشمرده است. این كه در روایات آمده است كه مردم تا آخرالزمان صولت و برتری همه ادعاهای بشری را تجربه می كنند و به نتیجه نمی رسند، در پرتو همین امر قابل تفسیر است. این آمادگی جهانی برای ظهور است. باید اعتراف كرد كه هر چند هر روز به تحقق این شرط نزدیك می شوید ولی هنوز این معرفت فراگیر نیست.

شرط دوم ـ نیرو سازی:

فراهم شدن نیروهایی كه بتوانند اجرای عدالت در زمینه‌های مختلف را به دست گیرند، شرط دیگری برای ظهور آن حضرت است.

اما این كه نیروهای مهدوی چه خصوصیاتی باید داشته باشند و امروزه در جهان چه مقدار از این گروه وجود دارند؟

منتظران ظهور دو دسته اند؛ عده‌ای برای سرسبزی و خرّمی و فراوانی نعمت و ارزانی طالب ظهورند، و عده ای شیفته امام خویش هستند و او را محبوب و معشوق واقعی خود می‌دانند. دسته اول در مصیبتها و مشكلات به یاد امام می‌افتند و از او یاری می‌جویند، و دسته دوم همیشه با یاد او به سر می‌برند و یك لحظه از او غفلت نمی‌ورزند.

در داستان حضرت یوسف نكته‌ای حضرت یعقوب(ع) به فرزندان خود می‌فرماید:«یا بنی إذهبوا فتحسّسوا من یوسف وأخیه» یعنی ای فرزندانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو كنید.(یوسف/87)

اما وقتی برادران، یوسف را می‌یابند می‌گویند: «یا ایها العزیز مسّنا و اهلنا الضرّ و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الكیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین» یعنی ای عزیز مصر! سختی بر ما چیره گشته و متاع كمی آورده‌ایم؛ تو پیمانه ما را كامل كن و بر ما تصدّق و بخششی نما كه خدا پاداش بندگان را می‌دهد.(یوسف/88)

یعقوب طالب خود یوسف است، اما برادران او طالب تكمیل پیمانه هستند.

توسل در گروه اول ناپایدار و موقتی است، اما ارتباط گروه دوم پایدار و همیشگی است. باید از مرحله اول عبور كرد، و به مرحله دوم صعود نمود تا احساس نیاز به امام دائمی شود. آن گاه غیبتی كه به خاطر ما و غفلت ماست تبدیل به حضور می‌گردد و ظهور آن آینه تمام نمای الهی را رقم می‌زند. باید یعقوب وار منجی عالم را بخواهیم و دلداده او شویم تا لباس فرج قامت او را بیاراید.

البته آنده از روایات بدست می آید آن است كه نصابی از یاران امام با این خصوصیات كافی است و امام با وجود آنان ظهور می كنند.

و السلام- مشاوره مذهبی_ قم.

در مورد امام زمان(عج) در ادیان مختلف توضیح دهید.

دوست محترم!

تقریباً همه كسانی كه در زمینه مهدویت مطالعه دارند متفقند كه تمام اقوام جهان در انتظار یك رهبر بزرگ انقلابی به سر می برند، و با این كه هر كدام او را به نامی می نامند، ولی همگی در اوصاف كلی و اصول برنامه های انقلابی او اتفاق دارند. به این اتفاق جهانی در متون اسلامی نیز اشاره شده است: "السلام علی المهدی الذی وعد الله به الأمم" یا "ولقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر أن الأرض یرثها عبادی الصالحون" یعنی همانا در زبور(بعد از تورات) نگاشتیم كه زمین را بندگان صالح من به تصرف درخواهندآورد.(انبیاء/105) نمونه های زیر، بشاراتی است كه در كتب ادیان مختلف آمده است:

1. در كتاب "جاماسب نامه" از قول زرتشت چنین آمده است: "مردی بیرون آید از سرزمین تازیان ... مردی بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق، و بر آئین جد خویش."

2. در "مزامیر" داود جمله 29 آمده است: "صدیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد."

3. در كتاب "وشن جوك" از كتب هندوها نیز چنین آمده است: "سرانجام دنیا به كسی برمی گردد كه خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد."

4. و در انجیل "لوقا"، فصل دوازدهم نیز این گونه بشارت داده شده است: "و شما مانند كسانی باشید كه انتظار آقای خود را می كشند تا هر وقت بیاید و در را بكوبد، بی درنگ برای او باز كنید."

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید از كتابهای زیر استفاده كنید:

1. "حكومت جهانی مهدی"، تألیف آیت الله مكارم شیرازی، قم: مطبوعاتی هدف.

2. "سیر اندیشه ایرانیان در موعود آخرالزمان"، تألیف علی اصغر مصطفوی، تهران: ندا.

3. "مصلح آخر الزمان"، تألیف سید حسن ابطحی، قم: بطحاء.

مشاوره مذهبی ـ قم.

آیا اهل سنت و فرقه های دیگر شیعه نیز ظهور حضرت مهدی را قبول دارند؟

دوست عزیز!

اعتقاد به وجود منجی آخر الزمان مورد اتفاق همه ادیان الهی ـ و بلكه همچنین بسیاری از ادیان غیر الهی ـ است. اهل سنت هم بالاتفاق به وجود منجی ای به نام مهدی در آخر الزمان معترفند. بعضی از روایات اهل سنت می گوید: منكر مهدی كافر است. علمای آنها نیز بدان قائلند.

اختلافی كه هست یكی در این است كه نسب مهدی چیست؟ بعضی او را از اهل بیت پیامبر می دانند و بعضی نه.

اختلاف دیگر در آن است كه مهدی موعود به دنیا آمده و عمر طولانی دارد و یا در آخر الزمان به دنیا می آید؟

مشهور میان علمای اهل سنت در این دو مورد همان اعتقاد شیعی است كه مهدی منتظر هم اكنون به دنیا آمده و از اولاد حضرت رسول اكرم(ص) است.

اختلاف اساسی میان ما و مشهور اهل سنت در این است كه مهدی آل محمد فرزند امام حسن عسكری(ع) است ـ كه شیعیان بدان قائلند ـ و یا نه ـ كه اهل سنت آن را می گویند.

اگر چه در بعض روایات آنها آمده كه مهدی از حسن بن علی العسكری است، ولی علمای اهل سنت آن را نمی پذیرند.

در این بحث می توانید به كتابهای حضرت آیة الله صافی گلپایگانی به نام "امامت و مهدویت" رجوع كنید.

مشاوره مذهبی_ قم.

وجود حضرت بقیه ا..الاعظم (ع) را با دلایل عقلی چگونه می توان اثبات نمود ؟

دوست محترم!

سؤال شما را دو گونه می توان فهمید:

الف) وجود امام عصر(ع) را عقل چگونه اثبات می كند؟ یعنی لزوم وجود امامی بالفعل و زنده چگونه با دلیل عقلی اثبات می شود؟ به دیگر سخن چرا عقلاً محال است عالم بی امام باشد؟

ب) زنده بودن امام عصر(عج) با عمر بیش از هزار سال چگونه به تأیید عقل می رسد؟

ظاهرا مراد شما همان سؤال اول باشد.

اگر مراد شما سؤال اول است، باید گفت وجود انسانهای معصوم و حجت با دلیل عقلی قابل اثبات هست، ولی اثبات لزوم حیات او در این زمان كار با دلیل عقلی مشكل است. البته ادله نقلی قاطع این مسئله برای اثبات حضرتش به اندازه كافی موجود است.

اما سؤال دوم، به نظر عقل چیزی محال است كه مستلزم تناقض باشد، (ر.ك. به عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ج2، ص169)

حال دقت كنید زنده بودن و زندگی بیش از هزار سال آیا در خود تناقص دارد؟! به دیگر سخن آیا حیات به خودی خود مقتضی مرگ است، آن هم مرگ در عمری كوتاه؟!

توضیح این كه هر چیزی اقتضائی دارد كه اگر مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد همان اقتضاء انجام می شود مثلاً سنگینی جسم اقتضاء سقوط به سوی زمین را دارد؛ البته اگر مانعی مثل خلاء یا بسته بودن آن در كار نباشد. حال سؤال این كه خود حیات و زندگی اقتضائش چیست؟ آیا اقتضاء آن مرگ و عدم است، یا مرگ نوعی مانع بر سر راه آن است؟!(دقت كنید)

پرواضح است با دقت عقلی در نفس حیات و زندگی می یابیم كه آن هیچ اقتضایی جز حیات و استمرار ندارد، یعنی مادامی كه علت موجد آن برداشته نشده یا مانعی بر سر راه آن قرار نگیرد، حیات مقتضی استمرار و ادامه دارد.

بیماریها، حوادث، بلایا و... همه موانعی در سر راه زندگی می باشند كه موجب می شود اقتضاء آن سدّ، و زندگی به مرگ تبدیل شود.

تدبیر و تقدیر بلایا، حوادث و بیماریها، و در یك كلام موانع حیات به دست علت حیات آفرین، یعنی خدای متعال است؛ و عقل محال نمی بیند كه خداوند به اراده خویش چنین موانعی را پیش نیاورده تا زندگی بیشتر به طول انجامد.

نكته مهم این كه ممكن است گفته شود جسم قابلیت بقاء و اقتضاء استمرار هزارساله و بیشتر را ندارد و حیات یك فرد غیر از زنده بودن روح، وابسته به بقاء جسم او نیز هست.

در این باره نیز هیچ دلیل عقلی محكم مبنی بر اقتضاء داشتن عدم استمرار و بقاء برای جسم قائم نشده است بلكه حكماء قدیم استدلال می كردند كه در صورت اعتدال امزجه جسم انسان هرگز فرتوت نمی شود و پزشكی امروز نیز بر اساس این پیش فرض است كه می خواهد جلوی پیری یا مرگ را بگیرد!

از آن چه گذشت می توان نتیجه گرفت كه حیات امام عصر(عج) بالغ بر هزارسال هیچ منع عقلی ندارد، گر چه یك خرق عادت است، و البته عقل خرق عادت را محكوم نمی كند. به خصوص كه نصوص پذیرفته شده از سوی عقل(مثل قرآن) چنین چیزی را تأیید می كند.(عمر 950 ساله حضرت نوح(ع) و خواب سیصد و چند ساله اصحاب كهف و...)

برای مطالعه بیشتر به كتاب دادگستر جهان ـ، نوشته آیت الله ابراهیم امینی رجوع نمایید.

با التماس دعا. مشاوره مذهبی ـ قم.

حضرت مهدی(عج) كجاست؟

دوست محترم!

به طور تعیینی كسی نمی داند آن حضرت كجا هستند، چون در این صورت غیبت منتفی می شود. با آشكاربودن محل زندگانی او ـ اگر یك جا ثابت باشند ـ دیگر غیبت چه معنایی دارد؟!

اما اگر سؤال از این باشد كه نه به طور تعیینی، بلكه به طور توصیفی حضرت ایشان در كجا سكونت دارند؟ محل استقرار ایشان جای ثابتی هست یا نه؟ باید گفت كه قدر مسلم این است كه امام عصر(عج) در زمین هستند، و در یك جای ثابتی هم نمی باشد؛ چنانچه در ملاقات با ابن مهزیار اهوازی ـ كه امام زمان(عج) را در حوالی مكه ملاقات كرد ـ فرمودند: در دره ها و قله ها سكونت می گزیند؛ و در توقیع خویش به شیخ مفید نیز اشاره به كوچ كردن خود دارد. البته امام(ع) هر سال در موسم حج به مكه می آیند و اعمال حج را به پا می دارند.

در این باره مطالعه كتاب "حدیث وصال"، از سید مهدی شمس الدین، انتشارات شفق، را به شما توصیه می كنیم.

مشاوره مذهبی ـ قم.

آیا امام زمان ازدواج كرده و همسر و فرزند دارند؟

دوست عزیز!

در مورد این كه امام زمان(عج ) ازدواج نموده و یا اولادی دارند یا خیر، ‌باید گفت: اگر چه از ظاهر بعضی از روایات و ادعیه معصومین(ع) ‌چنین استفاده می شود كه آن حضرت دارای همسر می باشند، ‌لیكن این روایات ضعیف بوده و قابل اعتماد نمی باشند.

از طرفی روایات دیگری كه از اعتبار زیادی برخوردارند به فرزند نداشتن آن حضرت تصریح می كنند. مانند این روایت كه می گوید: شخصی علی بن ابی حمزه، ابن سراج و ابن سعید مكاری ‌بر حضرت رضا(ع) ‌وارد شدند.

علی بن ابی حمزه در این خصوص سئوال كرد. حضرت فرمودند: هر امامی فرزند دارد، به جز امامی كه حسین(ع) برای او از قبر بیرون می آید؛ ‌او فرزند ندارد. عرض كرد: فدایت شوم! درست فرمودی؛ شنیدم كه جدّت نیز همین را فرمود.(الغیبة، ‌شیخ طوسی، ‌ص134)

هم او می گوید: به حضرتش عرض شد: روایت كرده ایم كه امام زمان از دنیا نمی رود تا فرزندش را ببیند. حضرت فرمود : آیا در این حدیث روایت كرده اید: "الا القائم"؟ عرض كردند: بلی. (اثبات الوصیة، مسعودی، ترجمه نجفی، ص210)

خلاصه اینكه اگر چه همسر و فرزند داشتن حضرت محتمل است ،‌ اما روایت معتبری كه موجب اطمینان باشد، ‌در این زمینه وجود ندارد؛ بلكه شاید عكس آن محتمل باشد.

جهت مطالعه این روایت به كتاب جزیره خضراء افسانه یا واقعیت ، علامه سید مرتضی جعفر عاملی ، ترجمه سپهری ، ص 221 مراجعه فرمایید.

مشاوره مذهبی_ قم.

آیا در زمان ظهور، امام زمان(عج) از ابزار جنگی امروزی استفاده میكند؟

دوست عزیز!

در مورد وسائل و ابزاری كه حضرت از آنها استفاده می كنند باید گفت اگر چه در برخی روایات آمده است كه حضرت حجت(عج) با شمشیر خروج و قیام می كند، ولی شاید مقصود از آن توسل به مطلق اسلحه است. به عبارت دیگر، شمشیر كنایه از قدرت و نیروی نظامی است. پس منظور از قیام با شمشیر همان اتكای بر قدرت است، تا مردم نپندارند كه مصلح بزرگ فقط به شكل یك واعظ عمل می كند.

البته بر اساس بعضی از تحقیقات، كه در مجال دیگری می توان بدان پرداخت، گاه در باره شكل نهضت حضرتش و این كه خونهای زیادی در آن ریخته می شود، اغراق شده است. ولی قدر مسلم آن است كه نهضت ایشان با مبارزه جدی همراه است.

نكته ای كه شایان توجه است آن كه اصولا قیام ایشان، مانند قیام همه پیامبران الهی، از راه بهره گیری از وسایل و اسباب طبیعی خواهد بود، و هیچگاه اعجاز، شاكله اصلی آن را تشكیل نمی دهد، بلكه معجزات جنبه استثنایی دارند. به همین دلیل همه پیامبران از ابزار روز و احیانا تاكتیكهای نظامی زمان خود برای پیشبرد اهدافشان استفاده كرده و در انتظار معجزه نمی نشستند. البته این به معنای نفی تاییدات خاص الهی به ایشان و یارانشان نمی باشد، چنان كه خداوند پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را توسط ملائكه یاری فرمود. مؤید عرائض فوق حدیث "أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها" است، كه لااقل بنا به یك تفسیر معنای آن این است كه اصل اولیه در تحقق مشیت الهی، رعایت عادت و اسباب طبیعی در عالم می باشد و خداوند پرهیز دارد از اینكه امور را بر خلاف حالت عادی به انجام برساند.

مشاوره مذهبی_ قم.

تصویر كلی و اوضاع عمومی جهان در عصر دولت حضرت مهدی(عج) چگونه است؟

دوست محترم!

از احادیث استفاده می شود كه وقتی مهدی موعود(ع) ظاهر شد و در جنگ پیروز گشت، و بر شرق و غرب جهان تسلط و سیطره یافت، تمام زمین به وسیله یك حكومت جهانی اسلامی اداره می شود. برای تمام بلاد و استان ها، استانداران لایقی را با برنامه كار و دستورات لازم گسیل می دارد. و به واسطه كوشش و جدیت آنان، تمام زمین آباد و معمور می گردد.

خود حضرت مهدی(عج) هم از دور، تمام حوادث و جریانات كشوهای زمین را زیر نظر دارد و تمام نقاط زمین، برایش مانند كف دست می گردد. اصحاب و یارانش نیز از فاصله های دور، وی را مشاهده می نمایند و با او تكلم می كنند.

عدل و دادش تمام زمین را فرا می گیرد، مردم با هم مهربان شده، و با صدق و صفا زندگی می كنند. امنیت عمومی همه جا را فرا می گیرد و كسی درصدد آزار دیگری نیست. وضع اقتصای مردم بسیار خوب می شود به طوری كه مستحق زكات پیدا نمی شود. باران های نافع پی درپی می بارد. تمام زمین، سبز و خرم می گردد. بركات و محصولات زمین زیاد می شود، اصلاحات لازم در امور كشاورزی به عمل می آید. توجه مردم به خدا زیاد می شود و گرد معاصی نمی گردند. دین اسلام دین رسمی جهان شده بانگ توحید از همه جا بلند می گردد.

در عصر مهدی(ج) عقل مردم كامل می شود و سطح معلومات عمومی بالا می رود، به طوری كه زن ها در خانه خویش از عهده قضاوت بر می آیند.

حضرت صادق(ع) فرمود:"علم و دانش به بیست و هفت قسمت تقسیم شده، اما تاكنون بیش از دو قسمت آن در دسترس بشر قرار نگرفته است. وقتی قائم ما قیام كند، بیست و پنج قسمت دیگر را آشكار می كند و در بین بشر پخش می نماید."("بحارالانوار"، علامه مجلسی، ج52، ص336)

ایمان مردم كامل می گردد و كینه از دلشان بیرون می رود.(دادگستری جهان، ابراهیم امینی، ص319)

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید به كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)"، از علیرضا رجالی تهرانی،‌ انتشارات نبوغ مراجعه نمایید.

پیروز باشید.

مشاوره مذهبی_ قم.

مهم ترین وظایف شیعیان در عصر غیبت چیست؟

دوست گرامی!

نكات ذیل برگرفته از روایات و به عنوان وظایف شیعیان و منتظران واقعی حضرت(عج) خدمت شما عرضه می شود.

مرحوم سیدمحمدتقی موسوی متوفی 1348 هـ ق در كتاب شریف "مكیال المكارم" به هشتاد مورد از وظایف منتظران اشاره فرموده اند. ما بطور اختصار به برخی از آنها اشاره می كنیم.

1 ـ دعا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و خود تا به معرفت حضرتش نائل شویم. ائمه هدی علیهم السلام نیز همواره بر این مهم تكیه داشته اند.

امام صادق(علیه السلام) دعایی به "زراره" تعلیم كرده و می فرمایند : «... اگر زمان غیبت را درك كردی چنین دعا كن: اللهم عرفنی نفسك فإنك إن لم تعرفنی نفسك لم أعرف نبیك. اللهم عرفنی رسولك فإنك إن لم تعرفنی رسولك لم أعرف حجتك. اللهم عرفنی حجتك فإنك إن لم تعرفنی حجتك ضللت عن دینی»(منتخب الاثر ـ آیت الله صافی گلپایگانی حدیث 1 ص 501 ـ به نقل از غیبت نعمانی، كافی، كمال الدین)

همچنین دعاهای دیگری كه در كتب ادعیه و زیارات بدان اشاره شده، خصوصا دعای معروف «اللهم كن لولیك الحجه ابن الحسن ... » كه بحمدالله در بین جامعه شیعه بسیار معروف و مشهور است.

2 ـ شناخت صفات و سیره امام علیه السلام: بدیهی است كه یك عاشق دلباخته امام و یك منتظر حقیقی باید بداند كه محبوبش از چه صفاتی برخوردار بوده، و چه سیره و روشی را در زندگی و سایر شئونات آن دارد.

در این راستا، مطالعه آیات و روایات فراوانی كه در ارتباط با وجود مقدس حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده، بسیار سودمند است.

3 ـ رعایت ادب در همه موارد: امامی كه واجب الاطاعه و حجت خدا بر تمامی اهل زمین است، نامش محترم و یادش بسیار گرامی است. او پیشوای همه و چشم بینای خدا در بین مخلوقات اوست. روزی اهل زمین به یمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه ای از مراتب كمال می رسد از پرتو عنایات حضرت حق است كه از مسیر امامت به ما رسیده است.

4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: مرحوم سیدعبدالكریم كفاش، هفته ای یك مرتبه به محضر آن حضرت مشرف می شد. او در ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی می زیست. در یكی از تشرفاتش، حضرت از او می پرسند: سیدعبدالكریم! اگر ما را نبینی چه خواهد شد؟ پاسخ می دهد: آقا حتما می میرم. حضرت در پاسخ فرمودند: «اگر چنین نبودی ما را نمی دیدی» (مشعل هدایت ج 2 ص 129 ـ مبحث امكان تشرف ـ از استاد حاج شیخ حسین گنجی)

5 ـ علاقه مند كردن دیگران به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف: طبیعی است كه هر كس به چیزی علاقمند باشد درصدد تبلیغ و ترویج آن برآمده و آنرا به دیگران معرفی خواهد كرد، چه رسد به اینكه وجود مقدس خاتم الاوصیا عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.

6 ـ انتظار فرج: امام صادق علیه السلام فرمودند: «بخشی از ویژگیهای ائمه علیهم السلام عبارت از تقوی، پاكدامنی و خیرخواهی ... و صبر در انتظار فرج است.» (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 498، به نقل از بحارالانوار)

در بسیاری از روایات، پرفضیلت ترین اعمال، انتظار فرج دانسته شده است. (منتخب الاثر، آیت الله صافی، ص 493 ـ 500)

در بسیاری از احادیث در باب انتظار فرج بیان شده كه هر گاه یكی از منتظران حضرت به رحمت الهی رفت، چنانست كه در میان سپاه امام و یا در میان چادر (خیمه) حضرت به شهادت برسد.

در بعضی از روایات تعبیر شده كه چنین شخصی مثل كسی است كه با رسول خدا صلی الله علیه و آله در برابر كفر جهاد كرده باشد.

7 ـ اظهار علاقه وافر برای ملاقات با آنحضرت.

8 ـ ذكر فضائل و مناقب آنحضرت، و شركت در مجالس امام شناسی.

9 ـ صدقه برای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زیارت مشاهد مشرفه به نیابت از امام: اعمالی كه به نیابت از امام زمان علیه السلام بجا آورده می شود در واقع هدیه ای از جانب عاشقان و شیفتگان به ایشان است.

11 ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالی فرجه الشریف: در بعضی از روایات از آن بزرگوار به "غیاث المضطر المستكین" تعبیر شده است.

توسل و استغاثه بر اهل البیت علیهم السلام، سیره دائمی بزرگان و صلحا و علما شیعه بوده و حتی ائمه هدی علیهم السلام نیز به وجود مقدس ایشان توسل می جسته اند.

مرحوم عاملی در روایتی نقل می كنند كه هنگامی كه حضرت زهرا سلام الله علیها بین دیوار و در مجروح شدند، به دنبال علی علیه السلام ... بودند، و ناله "یا ابن الحسن" سرمی دادند، و به وجود مقدس امام عصر حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه جستند.

12 ـ تجدید بیعت با امام علیه السلام: براساس پاره ای از روایات، تجدید بیعت بعد از هر نماز واجب و یا در هر جمعه مستحب است.(مكیال المكارم و منتخب الاثر)

و در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده كه «هر كس بعد از نماز صبح و بعد از نماز ظهر بگوید: "اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"، نمی میرد مگر آنكه حضرت را ببیند و بشناسد.»(بحارالانوار، ج 86، ص 77، باب 39)

13 ـ اجتناب از محارم: كسی كه منتظر واقعی است، باید از آنچه كه امام زمانش كراهت و تنفر دارد، اجتناب نموده و هر عملی كه در تقرب او موثر است را به خاطر رضای محبوب و ارتباط روحی با او انجام دهد.

مرحوم شیخ طوسی متوفی 460 هـ ق در "تجرید الاعتقاد" می نویسد: «وجوده لطف و عدمه منا.» یعنی وجود حضرت لطف و عنایت بر ماست و غیبت ایشان به خاطر اعمال و رفتار بد ماست .

"گفتم كه روی خوبت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است"

"گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كویت

گفتا نشان چه پرسی آن كوی، بی نشان است"

علی علیه السلام فرمودند: «زمین خالی از حجت خدا نیست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اینكه حجت را بشناسند نابینا و محروم می نماید و این به خاطر ظلمی است كه بر خودشان روا داشتند.»(بحارالانوار، ج51، ص113)

«ظلم و جور با بصیرت سنخیت ندارد، و كسی كه در كلاس گناه و معصیت بسر می برد هم سنخ با اولیای خدا نیست. لذا دیده اش از شناخت حضرت نابیناست.»(مشعل هدایت، ج2، ص126، مقاله امكان تشرف)

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، در توقیعی چنین می فرمایند: «فما یحبسنا عنهم إلا ما یتصل بنا مما نكرهه و لانوثره منهم» یعنی محبوس نكرده ما را از دوستان، مگر خبرهای ناگواری كه همواره از ناحیه آنان به ما می رسد كه ناخوشایند است، در حالیكه ما آن كارها را از ایشان نخواستیم.(احتجاج طبرسی، ج2، ص322)

14 ـ دوستی با صالحان: دوستی با دوستان حضرت باعث تقرب و جلب خشنودی ایشان است. همچنین ادخال سرور مومنین و محبین اهل بیت علیهم السلام و همچنین رفع حوائج آنان نیز از وظایف منتظران عصر ظهور شمرده نشده؛ چرا كه آن حضرت همانند اجداد طاهرینش باب الحوائج هستند.

قرآن كریم در وصف یاران حضرت ختمی مرتبت می فرماید: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم» یعنی محمد رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) و كسانی كه با او هستند بر علیه كفار بسیار خشن، ولی با یكدیگر بسیار مهربانند.

و همچنین امر خدای حكیم كه می فرماید: «كونوا مع الصادقین» یعنی همواره با افراد راستگو همنشین باشید

15 ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بیت علیهم السلام:

امام هادی علیه السلام در زیارت شریفه جامعه می فرمایند: «برئت الی الله عزوجل من اعدائكم و من الجبت و الطاغوت و الشیاطین و حزبهم الظالمین» یعنی به درگاه خدای عز و جل از دشمنان شما و همچنین از جبت و طاغوت و از شیاطین و حزب ستمكار آنان بیزارم.(مفاتیح الجنان، مرحوم شیخ عباس قمی(ره)، زیارت جامعه كبیره)

خدا یار و نگهدار شما. مشاوره مذهبی ـ قم.

علائم و نشانه های ظهور امام زمان (عج) چیست؟

دوست محترم!

به استحضار می‌رسد كهعلائم ظهور به دو دسته كلی تقسیم می‌شوند: علائم حتمی و علائم غیر حتمی.

فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت كرده كه فرمودند: «نشانه‌های ظهور دو دسته است: یكی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است كه راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب18، ص429)

منظور از علائم حتمی آن است كه تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه فی الجمله مشروط به شروطی است كه اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.

علائمی در مورد حتمی بودن آنها نصی نداشته باشیم، تنها احتمال وقوع آن می رود، و قطعی نیستند.

علائم غیر حتمی بسیارند. ما در اینجا روایتی مفصلی از امام امام صادق(ع) را برای شما می آوریم كه تعداد بسیاری از آن را برشمرده است. این روایت مشهوری است، ولی برای آن كه حق زحمات مؤلفین ادا شده باشد، می گوییم كه این روایت را با تغییرات عبارتی اندكی از كتاب "یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام رمان(عج)" نوشته علیرضا رجالی تهرانی نقل می كنیم.

قیلا لازم است تذكر دهیم كه گرچه هر یك از این علائم حتمی الوقوع نیست، ولی به طور كلی احوال آخرالزمان را به ما معرفی می كند. با مطالعه آن شباهتهای زیاد آن را با شرائط زمان خودمان می یابیم.

در این روایت، امام صادق(ع) به یكی از یاران خود فرمودند:

هر گاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگیر شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعت‌هایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن بوجود آمده است؛ و دیدی دین خدا، عملاً، توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند!

و همچنین هر گاه دیدی كه اهل باطن بر اهل حق پیشی گرفته‌اند؛ و كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود، و بد كاران باز خواست نمی‌شوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا می‌كنند.

و هنگامی كه دیدی ‌افراد باایمان سكوت كرده، و سخنشان را نمی‌پذیرند؛ و دیدی كه شخص بدكار دروغ گوید، و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند؛ و دیدی كه بچه‌ها به بزرگان احترام نمی‌گذارند؛ و قطع رحم می شود.

و وقتی دیدی كه بد كار را ستایش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و دیدی كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [یعنی به مانند آنان خود را زینت می كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.

و هنگامی كه دیدی انسانها اموال خود را در غیراطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع آنها نمی‌شود؛ و دیدی كه افراد با دیدن كار و تلاش مؤمنانه [از آن تعجب می كنند] و به خدا پناه می‌برند.

و دیدی كه مداحی دروغین از اشخاص زیاد شود؛ و همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلو گیری نشود؛ و دیدی كه : كافران از صعوبت زندگی مؤمن، شاد می شوند؛ و دیدی مردم شراب را آشكار می ‌آشامند، و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند؛ و‌ كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است.

و همچنین هنگامی كه دیدی آدم بدكار در چیزی مورد ستایش ست كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و دیدی كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نیك بسته و راه بد باز است؛ و دیدی كه انسان ها به زبان می‌گویند، ولی عمل نمی‌كنند.

و وقتی دیدی خانه كعبه تعطیل شده، و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود؛ و مؤمن، خوار و ذلیل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند.

و دیدی كه حلال حرام، و حرام حلال می شود؛ و دین بر اساس میل اشخاص معنی می شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطیل می گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد.

و آنگاه كه دیدی مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند؛ و والیان در قضاوت رشوه بگیرند؛ و پستهای مهم والیان بر اساس مزایده است، نه بر اساس شایستگی.

و آن زمان كه دیدی مردم را به تهمت و یا سوء ظن بكشند؛ و دیدی كه مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. و هنگامی كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد.

و همچنین آنگاه كه دیدی سوگند های دروغ به خدا بسیار گردد؛ و آشكارا قماربازی ‌شود؛ و مشروبات الكلی به طور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود.

و وقتی دیدی كه مردم محترم توسط حاكمان قلدر خوار شوند؛ و نزدیك ترین مردم به فرمانداران آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما، خانواده عصمت(ع)، ستایش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهی اش را قبول نمی‌كنند.

و آنگاه كه دیدی مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت می كنند؛ و شنیدن سخن حق بر مردم سنگین، ولی شنیدن باطل برایشان آسان است؛ و دیدی كه همسایه از ترس زبان همسایه به او احترام می‌كند.

و وقتی دیدی حدود الهی تعطیل شود، و طبق هوی و هوس عمل گردد؛ و دیدی كه مسجدها طلا كاری (زینت داده) شود؛ و دیدی كه‌ راستگوترین مردم نزد آنها مفتری و دروغگو است.

هنگامی كه دیدی بدكاری آشكار شده، و برای سخن چینی كوشش می‌شود؛ و‌ ستم و تجاوز شایع شده است؛ و غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت دهند.

وقتی دیدی حج و جهاد برای خدا نیست؛ و‌ سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابی بیشتر از آبادی است؛ و معاش انسان از كم فروشی به دست می‌آید؛ و خون ریزی آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند.

و هنگامی كه دیدی مردم نماز را سبك شمارند؛ و‌ انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است؛ و‌ قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند؛ و هرج و مرج بسیار شود؛ و‌ مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال صبح می كند، و هیچ اهمیتی به آیین مردم ندهد.

آنگاه كه با حیوانات آمیزش ‌شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) می‌رود و وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد؛ [ یعنی لباسش را دزدیده اند].

هنگامی كه دیدی حیوانات هم دیگر را بدرند؛ و دلهای مردم سخت، و دیدگانشان خشك، و یاد خدا برایشان گران است؛ و بر سر كسبهای حرام آشكارا رقابت می‌كنند؛ و دیدی كه نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند؛ و فقیه برای دین خدا فقه نمی‌آموزد، و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد؛ و‌ مردم در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود، و طالب حرام ، ستایش و احترام می‌گردد.

آنگاه كه در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد، و كسی از آن جلو گیری نمی‌كند، و هیچ كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود؛ و آلات موسیقی و لهو و لعب در مدینه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند.

هنگامی كه دیدی مردم به همدیگر نگاه می‌كنند [یعنی چشم همچشمی می كنند، یا معیارشان بر خوب و بد اعمال خدا نیست] ، و از مردم بدكار پیروی نمایند؛ و راه نیك پیرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندوهگین نشود؛ و دیدی كه : سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود؛ و مردم جز از سرمایه داران پیروی نكنند؛ و‌ به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیرخدا ترحم می كنند.

وقتی كه دیدی علائم آسمانی آشكار شود، و كسی از آن نگران نشود؛ و مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی انجام می دهند و كسی از ترس مردم از آن جلو گیری نمی‌كند؛ و انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد.

و آنگاه كه دیدی عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هیچ احترامی برای آنها قائل نیستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

هنگامی كه دیدی زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود، و دیدی پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرین كند و از مرگشان شاد شود؛ و دیدی كه اگر روزی بر مردی بگذرد، و او در آن روز گناه بزرگی مانند بدكاری‌ ، كم فروشی، و زشتی انجام نداده ناراحت است.

و وقتی دیدی قدرتمندان، غذای عمومی مردم را احتكار می كنند؛ و‌ اموال خمس در راه باطل تقسیم گردد، و با آن قماربازی و شراب خواری شود، و به وسیله شراب بیمار را مداوا، و برای بهبودی، آن را تجویز كنند؛ و دیدی كه مردم در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی تفاوت و یكسانند؛ و دیدی كه سر و صدای منافقان برپا، اما صدای حق طلبان خاموش است؛ و دیدی كه برای اذان و نماز مزد می‌گیرند؛ و مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نمی ترسند و غیبت هم می نمایند.

هنگامی كه دیدی خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند؛ و قاضیان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و استانداران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند؛ و فرمانروایان میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی خبر قرار دهند؛ و دیدی كه بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

و بالخره هنگامی كه دیدی صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند، و به خاطر درخواست مردم بدهند؛ و دیدی وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف مردم شكم و شهوتشان است؛ و دنیا به آنها روی كرده است؛ و دیدی نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛ [این آخرالزمان است] در این وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندك در متن)

این بود روایت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشه‌ای از مفاسد جهان در آستانه قیام وانقلاب بزرگ حضرت مهدی (عج) فرا گیر خواهد شد.

و اما "علائم حتمی الوقوع" ظهور با استفاده از روایات معصومین علیه السلام، اندك است.

در روایتی امام صادق(ع) می فرمایند: «پیش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمی است: قیام یمانی، فتنه سفیانی، صیحه آسمانی،‌ قتل نفس زكیه و شكافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان» (كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ص650)

همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ی آسمانی] از امور حتمی است؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و كشته شدن نفس زكیه از امور حتمی است و كف دستی كه از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافه فرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است كه خفته را بیدار كند و شخص بیدار را به وحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.» (غیبت نعمانی،‌ با ترجمه غفاری، باب14، ص365)

امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) روایت نموده كه فرمودند: «ده چیز است كه پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست : فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوف در جزیرة العرب، و آتشی كه از مركز عدن شعله می‌كشد و مردم را به سوی بیابان محشر هدایت می‌كند»(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267)

امام محمد باقر(ع) فرموده است: « در كوفه، پرچمهای سیاهی كه از خراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی(ع) ظاهر شد، برای بیعت گرفتن به سوی آن می‌فرستد.» (غیبت شیخ طوسی، ص274)

برای اطلاع كامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان شما را توصیه می كنیم به كتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانی كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین كتاب عصر ظهور نوشته علی كورانی مراجعه كنید.

مشاوره مذهبی_ قم.

در مورد رجعت،‌ با دید روایی، عقلی و اعتقادی توضیح دهید؟

دوست عزیز!

رجـعـت در لـغـت عـرب به معناى بازگشت است؛ و در اصطلاح، بر بازگشت گروهى از انـسـانـها پس از مرگ و پیش از روز رستاخیز اطلاق مى شود كه همزمان با نهضت جهانى حضرت مهدى موعود (علیه السلام) صورت مى گیرد.

از دیدگاه اسلام و آیین هاى دیگر الهى، جوهره انسان را روح مجرد وى تشكیل مى دهد، كه از آن بـه "نـفـس" نـیـز تـعبیر مى شود. نفس بعد از فناى بدن باقى مى ماند و به حیات جاودانه خود ادامه مى دهد.

از سـوى دیگر پروردگار بزرگ، از نظر قرآن، قادر مطلق است، و هیچ مانعى توانایى او را محدود نمى سازد.

بـا ایـن دو مـقدمه كوتاه، روشن مى گردد كه مساله رجعت، از دیدگاه عقل، امرى است ممكن؛ زیـرا بـا انـدك تـامـلـى معلوم مى شود كه بازگرداندن این گروه از انسانها، به مراتب از آفرینش نخستین آنان، سهل تر است. بـنـابـراین پروردگارى كه در وهله اول آنان را آفریده است، بى تردید بر بازگرداندن مجدد آنان توانایى دارد. بر اساس منطق وحى، نمونه هایى از رجعت را در امتهاى پیشین نیز مى توان یافت.

قـرآن مـجـیـد در ایـن زمـیـنه مى فرماید: «واذ قلتم یا موسى لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة فاخذتكم الصاعقة و انتم تنظرون ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون. یعنی آنـگـاه كـه گفتید اى موسى ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم تا آن كه خداوند بزرگ را آشكار ببینیم، پس صاعقه شما را دربرگرفت، در حالى كه نگاه مى كردید. سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم، باشد كه سپاسگزارى نمایید. (بـقـره/55 و56)

و در جاى دیگر از زبان عیسى مسیح مى فرماید: «وأحى الموتى باذن اللّه» یعنی مردگان را به اذن خداى بزرگ زنده مى گردانم. (آل عمران/49)

قرآن كریم نه تنها بر امكان رجعت صحه مى گذارد كه وقوع و تحقق بازگشت جمعى از انسانها را، پـس از آن كـه از جـهـان رخـت بربستند، تایید مى كند.

قرآن در دو آیه ذیل به بازگرداندن گروهى از مردم پس از مرگ و پیش از برپایى قیامت، اشاره مى كند.

«وإذا وقـع القول علیهم أخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم إن الناس كانوا بایاتنا لایوقنون و یوم نحشر من كل امة فوجا ممن یكذب بایاتنا فهم یوزعون» یعنی چـون سـخن خدا بر آنان واقع شود، موجودى را از بین آنان بیرون مى آوریم كه با مردم در باره این كه گفتار ما را باور نداشتند، سخن گوید. و آن روز كـه از مـیـان هـر امـت, جـمـعـى از تـكذیب كنندگان آیات ما را برانگیزیم، پس آنان بازداشته خواهند شد. (نمل :82 و 83)

بـراى زمـیـنـه سازى استدلال به این دو آیه شریفه بر مساله رجعت پیش از روز رستاخیز، شایسته اسـت نـكـات یـاد شـده در زیر مورد توجه قرار گیرد:

1ـ مفسران اسلامى برآنند كه این دو آیه پیرامون جریانات پیش از قیامت و نشانه هاى آن سخن مى گوید؛ چـنـانكه جلال الدین سیوطى در تفسیر الدرالمنثور از "ابن ابى شیبة" و او از "حذیفة" نقل مى كند كه خروج دابه از حوادث پیش از قیامت است. (الدرالمنثور، ج5، ص177)

2ـ تـردیدى نیست كه در روز رستاخیز، همه انسانها محشور مى گردند، نه یك گروه معین از میان هر امت. قرآن در مورد عمومیت و فراگیر بودن حشر انسانها چنین مى فرماید: «ذلك یوم مجموع له الناس» یعنی آن روزى است كه همه مردم، گرد آورده مى شوند.(هود/103)

و در جـاى دیـگـر مـى فرماید: «ویوم نسیر الجبال و ترى الارض بارزة و حشرناهم فلم نغادر مـنـهم احدا» یعنی روزى كه كوهها را به حركت درآوردیم و زمین را آشكار ببینى و همه آنان را گردآورى نموده و هیچ كس را فرو گذار ننماییم.(كـهـف/47)

بـنـابـراین، در روز قیامت همه افراد بشر برانگیخته مى شوند و این امر به جمع معینى اختصاص ندارد.

3ـ آیـه دوم از دو آیـه مـذكـور، بـه بـرانگیخته شدن گروه خاص و جمع معینى از امتها تصریح مى نماید، نه همه انسانها؛ زیرا این آیه شریفه مى فرماید: «ویوم نحشر من كل أمة فوجا ممن یكذب بایاتنا» یعنی آن روز كه از میان هر امت گروهى از تكذیب كنندگان آیات خود را برخواهیم انگیخت ـ گروهی از تكذیب كنندگان و نه همه انسانها و یا حتی همه تكذیب كنندگان.

نـتـیـجـه: از ایـن سـه مقدمه كوتاه، به خوبى روشن مى گردد كه برانگیختن گروه خاصى از انـسانهاى تكذیب كننده آیات الهى، كه از آیه دوم استفاده مى شود، حادثه اى است كه پیش از برپا شدن قیامت روى خواهد داد. زیـرا حـشـر انـسانها در روز رستاخیز، شامل همه افراد بشر مى گردد و به گروه خاصى محدود نمى شود.

بـا ایـن بیان، روشنى گفتار ما مبنى بر بازگشت گروهى از انسانها پس از مرگ و پیش از برپایى رستاخیز، به ثبوت مى رسد، و این پدیده همان رجعت است.

بـر همیـن اسـاس، اهل بیت پیامبر(علیه و علیهم السلام) كه قرین قرآن و مفسران وحى الهى هستند، به روشنگرى در این زمـیـنـه بـرخـاسـتـند و ما براى رعایت اختصار، به دو روایت از آنان اكتفا مى كنیم:

امام صادق (ع) مى فرماید: «ایام اللّه ثلاثة: یوم القائم علیه السلام، و یوم الكرة و یوم القیامة» یعنی ایام الهى سه روز هستند: روز قیام حضرت مهدى(ع)، روز رجعت و روزرستاخیز.

و در جاى دیگر مى فرماید: «لیس منا من لم یؤمن بكرتنا» یعنی كسى كه بازگشت مجدد ما را به دنیا نپذیرد از ما نیست.

شـایـسـتـه اسـت در اینجا به دو نكته مهم اشاره كنیم:

1ـ فلسفه رجعت: با اندیشه در انگیزه هاى رجـعـت، به دو هدف بلند از اهداف این پدیده برمی خوریم. یكى نشان دادن جلال و شكوه واقـعـى اسـلام و سـرافـكندگى كفر، و دیگرى دادن پاداش به انسانهاى با ایمان و نیكوكار و كیفر نمودن كافران و ستمگران.

2ـ تـفـاوت بارز رجعت با تناسخ: تذكر این نكته لازم است كه مساله رجعت از دیدگاه شیعه هرگز مـسـتـلـزم اعتقاد به تناسخ ‌نیست. زیرا نظریه تناسخ بر انكار رستاخیز مبتنى است و جهان را در گردش دائمی مى داند كه هر دوره اى تكرار دوره پیش از آن است.

بـر اسـاس این نظریه، روح هر انسانى پس از مرگ، بار دیگر به دنیا باز مى گردد و به بدن دیگرى منتقل مى شود. پـس اگـر روح در زمـان گـذشته از نیكوكاران بوده، در بدنى قرار مى گیرد كه دوران بعد را با خـوشـى مى گذراند و اگر از بدكاران بوده، به بدنى منتقل مى شود كه دوران بعد را با سختى ها سپرى خواهد كرد؛ و ایـن بـازگشت در حكم رستاخیز او است. این در حالی است كه معتقدان به رجعت، به پیروى از شریعت اسلام، به قیامت و معاد ایمان دارند؛ بلكه بعضی از حكماء اسلامی انتقال یك روح جدا شده از بدن را به بدن دیگر محال مى دانند.

قائلین به رجعت تـنـهـا بـر آنـنـد كه گروهى از انسانها، پیش از قیامت به این جهان باز مى گردند و پس از بـرآورده شـدن حـكـمتها و مصالح آن، بار دیگر به سراى جاودانى مى شتابند تا در روز رستاخیز، هـمـراه بـا دیـگـر انـسانها برانگیخته شوند؛ و هرگز یك روح، پس از جدا شدن از بدن، به بدین دیگرى منتقل نمى گردد.

برای مطالعه در این باره رجوع كنید به:

1ـ كتاب "شیعه پاسخ مى دهد".

2- "رجعت یا دولت كریمه اهل البیت(ع)" استاد شیرازی.

3- تفسیر نمونه، ج15، ص555، آیت الله مكارم شیرازی، در آدرس اینترنتی:http://www.makaremshirazi.org/books/persian/tafsir/j15/tna15027.htm#link281.

در صورت وجود پرسشی ما را مطلع نمایید.

مشاوره مذهبی_ قم.

بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و شهادت ایشان، چه اتفاقی میافتد؟

دوست عزیز!

اگر چه دولت حقه و كریمه حضرت بقیةالله الاعظم(عج) تا پایان جهان ادامه خواهد داشت، اما در اینكه چند سال به طول خواهد انجامید، احادیث مختلفی در منابع اسلامی دیده می شود، از جمله 5 و 7 و 9 و 19 و 40 و 309 سال وارد شده است. طبق روایات، از پیامبران، حضرت اسماعیل صادق الوعد و عیسی و بعضی دیگر از انبیاء ـ علی نبینا و آله و علیهم السلام ـ و حضرت رسول اكرم ـ صلوات الله علیه و آله ـ و امیرالمؤمنین علی(ع) و امام حسین(ع) و سایرامامان معصوم(ع) و جمعی از اصحاب با وفای آنان و نیز اصحاب كهف و برخی دیگر رجعت خواهند كرد.

اما با بررسی روایات رجعت استفاده میشود كه نخستین كسی كه برای فرمانروایی جهان پس از شهادت حضرت مهدی(عج) رجعت می كند، حضرت امام حسین(ع) است. چنانكه امام صادق(ع) فرموده اند: «نخستین كسی كه زمین برای او شكافته می شود، و به روی زمین رجعت می كند، حسین بن علی(ع) است.»

بر طبق روایات، امام حسین (ع) در اواخر حكومت امام زمان(عج) با اصحاب با وفایش رجعت می كنند، و پس از شهادت حضرت مهدی(عج)، امام حسین(ع) آن حضرت را غسل و كفن و حنوط نموده و به خاك می سپارد.

البته در برخی روایات دیگر آمده: چون قائم آل محمد(ص) از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت برپا می گردد و مردگان از گورها به درآیند و برای حساب و جزای محشر آماده گردند.(ارشاد شیخ مفید، ترجمه ساعدی، ص 708 _ نقل از كتاب یكصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(عج)، نوشته علیرضا رجالی تهرانی، ص 230).

اما "شیخ حر عاملی" در كتاب «ایقاظ» در این باره می نویسد: شاید چهل روز ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به كمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را با عدد هفتاد و مقدار كم را با اعداد كمتر معرفی می كنند.

و یا اینكه هر روزی برابر هزار سال باشد، چنانكه می فرماید: "یك روز نزد پروردگار مثل هزار سال است كه شما می شمارید."

و شاید هم مراد از قیامت در این روایات، قیامت صغری یعنی رجعت باشد، و البته اطلاق قیامت بر رجعت مانعی ندارد و قیامت ممكن است بر هر دو اطلاق شود.(الایقاظ من الهجعة، شیخ حر عاملی، ترجمه احمد جنتی، ص 400 _ نقل از همان).

مشاوره مذهبی_ قم.

چه كنیم تا آقا امام زمان از ما شیعیان راضی شوند ؟

دوست عزیز!

با توجه به اینكه رضایت امام عصر(عج) در راستای رضایت الهی است، یعنی اگر امام(عج) از ما راضی باشند در واقع خداوند نیز از ما راضی است و رضایت امام همان رضایت خداوند است. لذا بهتر است سخن را ببریم بر روی رضایت الهی؛ و رضایت الهی محقق نشود مگر با گناه نكردن و نافرمانی نكردن او.

رسول گرامی اسلام(ص) در خطبه شعبانیه بهترین اعمال را در بهترین ماه خداوند یعنی ماه مبارك رمضان، گناه نكردن و دوری از معاصی می دانند.

كسی كه همه سعی و تلاش او بر این باشد كه گناه نكند، نور هدایت در دل او می تابد و باعث ترك خطاهای دیگر، و رشد و تعالی روحی و معنوی، و انجام واجبات و وظائف دیگر او می شود. حضرت علی(ع) می فرماید: «ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب» یعنی چشم ها گرفتار خشكی نمی شوند مگر در اثر قساوت قلب، و قلب گرفتار قساوت نمی شود مگر در اثر گناه زیاد. (بحارالانوار، ج7، ص55)

بنابر این قدم اصلی در پاكسازی و تزكیه روح و نفس، گناه نكردن و دوری از گناه است. و قدم بعدی آن است كه در صورت تخلف و انجام گناه، پس از آن فورا توبه نموده و از خداوند عذرخواهی نماید. در روایت آمده هر گناه مانند نقطه سیاهی است كه بر روی صفحه سفید دل قرار می گیرد. این نقطه سیاه بوسیله توبه نیز پاك می شود. اما اگر گناهان كسی زیاد شود و به دنبال آن توبه نكند، صفحه سفید دل به صفحه ای سیاه تبدیل شده و مانع رسیدن و تابیدن نور هدایت بر قلب و دل می گردد. بنابر این پس از پاك كردن دل از سیاهی و زنگار گناه، شایسته است كه آن را با فضائل اخلاقی آذین نموده و در هر موقعیتی سعی كنیم تا آن فضائل نیكو را به مرحله عمل در آورده، و آنقدر ادامه دهیم، تا بصورت ملكه درآمده و همه اعمال و افكار انسان مزین به آن فضائل گردد. در این راستا مطالعه در حالات و زندگی عرفا می تواند بسیار سودمند باشد.

یكی از راه های مؤثر و عملی برای تزكیه روح عمل به توصیه های صاحبان معنویت و رهسپردگان این راه است. از جمله توصیه های آنان كه در روایات هم بدان اشاره شده است، عمل به آن چیزی است كه در ذیل می آید:

1) مشارطه، آن است كه با خود شرط كند تا سطح كیفی و كمی اعمال و افكار نیك و پسندیده را بالاتر برده و در مقابل، از كارها و افكار ناپسند خود بكاهد. 2) مراقبه، آن است كه در حین عمل و اجرا، مراقب و مواظب خود بوده تا به آن مقداری كه با خود شرط كرده است ماتزم باشد. 3) محاسبه، كه هر فردی اعمال و رفتار و افكار خود را مورد حسابرسی قرار داده تا مشخص شود چه مقدار از آنها خوب و پسندیده ، و چه مقدار ناپسند و خارج از حد مجاز بوده اند. در ادامه به مراحل دیگری می توان اشاره نمود. منجمله این كه در صورت تخلف و یا ارتكاب گناه، برای خود تنبیه و مجازاتی در نظر بگیرد، مانند اینكه شرط كند اگر تخلف كرد یك روز روزه بگیرد و یا صدقه بدهد و ... . اما باید توجه داشت كه این تنبیه و مجازات باید از اعتدال برخوردار باشد و به افراط و تفریط دچار نشود.

البته مطلب مهم و اساسی كه قبلا هم به آن اشاره شد و نباید فراموش شود، گناه نكردن است. چه بسا فردی حتی اعمال مستحبی را نیز انجام می دهد، ولی در كنار آنها هم گناه می كند. عبادات و اعمال عبادی چنین شخصی اثر سازنده خود را از دست داده و بی اثر شده و بعبارتی از ارزش افتاده است.«انما یتقبل الله من المتقین» با توجه به مطالب فوق می بینیم كه راه رسیدن انسان به تكامل، پوشیده شده است از مبارزه با هوای نفس و تمایلات نفسانی، و بهترین وسیله در این مسیر، ذكر و یاد خداوند و اطاعت از او ، و صبر بر اطاعت و دوری و اجتناب از گناه است، كه هر چه صبر و تحمل انسان برای خداوند بیشتر باشد، او از درجه و رتبه بالاتری برخوردار است. كلام آخر اینكه اولا، در هر لحظه و در هر قدم بر خداوند توكل نموده و هر چه می خواهید از او طلب نمائید. و ثانیا، كار را قدم به قدم آغاز كنید، و انتظار معجزه نداشته باشید، اگر چه خدا معجزه هم برای بنده اش می كند. در مسیر كه قرار گرفتید، غم به دل راه ندهید. مهم در مسیر بودن است، چه به هدف برسیم یا نرسیم، پیروزیم.

امیدواریم بیش از پیش امام عصر(عج) و خداوند متعال از ما راضی باشند.

مشاوره مذهبی_ قم.

تاریخچه و هدف بنای مسجد جمكران چیست و به چه علتی دارای حرمت است؟

دوست عزیز!

در باره مسجد مقدس جمكران ماجرای معروفی نقل شده كه متذكر می شویم.
بر طبق نقل مشهور، شخصی به نام شیخ "حسن بن مثله جمكرانی" می گوید: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابیده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار كردند و گفتند: برخیز و مولاى خود حضرت مهدى علیه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است•
آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نیك نگاه كردم، تختى دیدم كه فرشى نیكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكیه بر بالش كرده و پیرمردى هم نزد او نشسته است، آن پیر، حضرت خضر علیه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى علیه السلام مرا به نام خودم خواندند و فرمودند: "برو به حسن مسلم (كه در این زمین كشاورزى می كند) بگو: این زمین شریفى است و حق تعالى آن را از زمین هاى دیگر برگزیده است، و دیگر نباید در آن كشاورزى كند. "
عرض كردم: یا سیدى و مولاى! لازم است كه من دلیل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمی كنند، آقا فرمودند: "تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هایى براى آن قرار می دهیم، و همچنین نزد سید ابوالحسن (یكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمین به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در این زمین مسجدى بنا نماید ...".
چون به راه افتادم، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: "بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خریدارى كن و بدین مكان آور و آنرا بكش و بین بیماران انفاق كن، هر بیمار و مریضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد".
حسن بن مثله جمكرانى مىگوید: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند یشه بودم، تا اینكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتیم، و در آنجا زنجیرهایى را دیدیم كه طبق فرموده امام علیه السلام حدود بناى مسجد را نشان می داد.
سپس به قم نزد سید ابوالحسن رضا رفتیم و چون به در خانه او رسیدیم، خادم او گفت: آیا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سید از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتیم و سید مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت: حسن بن مثله، از جمكران نزد تو می آید، هر چه او گوید، تصدیق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.
از هنگام بیدار شدن تا این ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعریف كردم، سید بلافاصله فرمود تا اسب ها را زین نهادند و بیرون آوردند و سوار شدیم، چون به نزدیك روستاى جمكران رسید یم، گله جعفر كاشانی را دیدیم، آن بز از پس همه گوسفندان می آمد، چون به میان گله رفتم، همینكه بز مرا دید به طرف من دوید، جعفر سوگند یاد كرد كه این بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا ندیده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بیمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنایت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقیه الله ارواحنا فداه شفا یافت.

ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمین را از او گرفت و مسجد جمكران را بنا كرد و آن را با چوب پوشانید.
سپس زنجیرها و میخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بیمار و دردمندى كه خود را به آن زنجیرها می مالید، خداى تعالى او را شفاى عاجل می فرمود، پس از فوت سید ابوالحسن، آن زنجیرها ناپدید شد و دیگر كسى آنها را ندید. (تلخیص از كتاب نجم الثاقب، ص 383 تا 388)
در مورد هدف از بنای این مكان، مطلب قابل اعتمادی در منابع معتبر ذكر نشده است. ضمنا در فضیلت این بنای مقدس نیز شاید همین بس باشد كه این مسجد تنها مسجدی است كه به امر مبارك حضرت صاحب الزمان(عج) بنا گردیده و از طرفی توصیه به خواندن نماز در آن شده است.
علمای ربانی و عرفای بالله در این مسجد كراماتی دیده اند و احیانا توفیقاتی یافته اند كه در فضیلت آن همین نكته بس است. توجه سیل خروشان مشتاقان مردم و منتظران آن حضرت صلوات الله علیه نیز خود نشان فضیلت این مسجد مقدس است.
پیروز باشید.

مشاوره مذهبی_ قم.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName