• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1389/01/18
  • تاريخ :

زنان فراموش شده ...

مروری کوتاه بر چند اثر برگزیده ادبیات داستانی 

 

زنان فراموش شده

زنان فراموش شده ...

«زنان فراموش شده» تازه ترین رمانی است که از منصور کوشان در ایران منتشر شده. از کوشان مدت‌ها خبری نبود. یعنی بعد از «محاق» و «خواب صبوحی و تبعیدی‌ها» که از انتشارشان در ایران سال‌ها می‌گذرد و بعد از آن تا امسال کتاب تازه یی از منصور کوشان در ایران منتشر نشده بود. «زنان فراموش شده» را نشر ققنوس منتشر کرده است. اینک بخشی از این رمان؛ «مادر از همان آغاز که سایه پدر را بر نوک قله کوه می‌بیند، می‌داند جفت خود، مرد زندگی اش را یافته است. می‌داند مشک آب را که برداشت و به سوی او راه افتاد، با خانواده و ایل وداع کرده است. می‌داند که اگر نتواند پدر را مجذوب خود کند راه بازگشتی ندارد. می‌داند به چشم کولی‌ها و حتی پدر و مادرش، او رفته است، متعلق به مردی است که انتخاب کرده است. حتی می‌داند اگر نتواند پدر را با خود همراه کند چه باید بکند، کجا باید برود، اما نمی‌داند برای اینکه بتواند میل پدر را به سوی خود بکشد چه باید انجام بدهد.»

 

کتاب آذر

بعد از سال‌ها سرانجام سال87  مجموعه داستانی تازه از علی خدایی منتشر شد و این تقریباً همزمان بود با انتخاب مجموعه داستان «تمام زمستان مرا گرم کن» این نویسنده به عنوان بهترین مجموعه داستان دهه از طرف نویسندگان و منتقدان مطبوعات. خانه، خانواده، خاطره و لحظه‌هایی از زندگی روزمره عناصر اصلی تازه‌ترین مجموعه داستان علی خدایی است. اصفهان چشم انداز تمام این داستان‌ها است؛ چشم اندازی که گاه راوی را به گذشته می‌برد و حتی به میان سطرهایی که مورخان خارجی سده‌های گذشته درباره اصفهان نوشته اند و همچنین به میان دوستان قدیم و مکان‌هایی مثل کتابفروشی احمد میرعلایی و... کتاب آذر شامل 11 داستان کوتاه و ناشر آن نشر چشمه است.

 

دیگر اسمت را عوض نکن

زنان فراموش شده ...

«دیگر اسمت را عوض نکن» قصه بلندی است از مجید قیصری نویسنده نام آشنای ادبیات جنگ که در آثارش همواره از منظری مستقل و متفاوت تر با نویسندگان رسمی‌ جنگ به این مقوله پرداخته است. قیصری در «دیگر اسمت را عوض نکن» نیز بار دیگر جنگ را دستمایه طرح روابط انسانی قرار داده است. این قصه بلند درباره نامه نگاری‌های پنهانی یک سرباز ایرانی و یک افسر عراقی در روزهای آتش بس بین ایران و عراق است. تقابل بین وظیفه و خواست فردی آدم‌ها و تلاش شان برای عبور از مرزهای سفت و سختی که موقعیت شغلی و قانون جنگ گرداگردشان ترسیم کرده؛ یکی از درونمایه‌های اصلی پنهان در این قصه بلند قیصری است. افسر عراقی در جست وجوی زن و دختری است که در ایران و در روزهای اشغال خرمشهر با آنها روبه رو شده است و همین انگیزه اصلی نامه‌هایی است که پنهانی به آن سوی مرز می‌فرستد. این گمشده معمای اصلی قصه است؛ معمایی که در نهایت با گم شدن افسر عراقی بدون پاسخ و در‌هاله یی از رمز و راز و ابهام باقی می‌ماند. «دیگر اسمت را عوض نکن» را نشر چشمه منتشر کرده است.

 

قصر

شاید خیلی‌ها از خود پرسیده باشند که خود کافکا برای پایان رمان ناتمام «قصر» چه طرحی اندیشیده بوده است. هر چند ناتمامی ‌این رمان به گونه یی است که انگار پایانش همین ناتمامی ‌است و جست وجوی مسلح و تقلایش برای ورود به قصر می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد. «قصر» بدون شک با همین ناتمامی‌ غریبش یکی از مهم ترین رمان‌های مدرن ادبیات جهان است؛ رمانی که تاکنون تفسیرهای فراوان و ضد و نقیضی از آن شده است و این البته اتفاقی است که نه فقط برای قصر که برای تمام آثار فرانتس کافکا افتاده است. سال گذشته نشر ماهی ترجمه علی اصغر حداد را از «قصر» کافکا منتشر کرد؛ ترجمه یی همچون دیگر ترجمه‌های حداد از کافکا، خواندنی. «قصر» را پیش از این امیرجلال الدین اعلم نیز به فارسی برگردانده بود. انتشار ترجمه جدید این رمان درحالی بود که حداد در سال 87 ترجمه جدیدی از رمان محاکمه کافکا را نیز توسط نشر ماهی منتشر کرده بود و گویا ترجمه اش از رمان آمریکا نیز قرار است منتشر شود.

 

آدلف

زنان فراموش شده ...

بنژامن کنستان

در ایران چندان شناخته شده نیست و «آدلف» نخستین اثری بود که سال گذشته از این نویسنده توسط مینو مشیری به فارسی ترجمه و منتشر شد. کنستان البته همان طور که در مقدمه کتاب اشاره شده بیشتر به عنوان یک نظریه پرداز لیبرال مشهور است تا به عنوان یک رمان نویس، اما رمان «آدلف» او اثری مهم در ادبیات کلاسیک است. «آدلف» ماجرای عشقی است آتشین میان راوی رمان و زنی که هرچند در آغاز عشق راوی را پس می‌زند، اما در نهایت چنان عاشق راوی می‌شود که این عشق زندگی را برای راوی به زندانی غیرقابل تحمل بدل می‌کند. اما قدرت رمان به ویژه در پرداخت ظریف شخصیت راوی است؛ شخصیتی که از یک جا به بعد دیگر عاشق نیست و بیشتر توی رودربایستی به زندگی با زنی که هنوز عاشق او است ادامه می‌دهد هر چند بعد از مرگ این زن هم هول و هراسی این بار متفاوت به سراغش می‌آید چرا که احساس می‌کند بعد از مرگ زن، به جهانی سراسر بی اعتنایی تبعید شده است. «آدلف» را نشر ثالث منتشر کرده است.

 

تریسترام شندی

سال گذشته انتشارات نگاه به دنبال تجدید چاپ برخی آثاری که سال‌ها از چاپ‌های قبلی شان می‌گذشت، چاپ جدید رمان «تریسترام شندی» اثر لارنس استرن را نیز با ترجمه ابراهیم یونسی منتشر کرد. «تریسترام شندی» رمانی است در زمان خود نامتعارف و مفرح و پر از انواع شوخی‌ها با ژانر رمان، آن هم دو قرن قبل از اینکه این نوع قصه گویی توسط نویسندگان پست مدرن تئوریزه شود. راوی «تریسترام شندی» می‌خواهد زندگی خود را از بدو تولد باز گوید اما مدام روایت‌هایی که در اثر تداعی می‌شوند و به یاد می‌آیند یا توضیحات حاشیه یی و... تولد راوی را به تعویق می‌اندازند و ساختاری هزار و یک شبی پدید می‌آورند. هنر استرن در این است که از دل چشم اندازی محدود در یک اتاق یا یک دهکده کوچک هزاران قصه می‌آفریند و با طنز بی رحمانه اش وقایع سیاسی و باورهای رایج در عصر خود را نیز هجو می‌کند.

 

ناپیدا

زنان فراموش شده ...

از دیگر اتفاقات مهم سال گذشته در حوزه داستان خارجی، انتشار ترجمه تازه ترین رمان پل استر با عنوان «ناپیدا» در ایران همزمان با انتشار این رمان در آمریکا بود. «ناپیدا» را نشر افق با اخذ حق کپی رایت این رمان از ناشر آثار استر و با ترجمه خجسته کیهان منتشر کرد. آدام واکر- شخصیت اصلی این رمان- پس از برخورد اتفاقی با مردی که برای انتشار یک مجله به او پیشنهاد همکاری می‌دهد، درگیر ماجراهای عشقی و جنایی مرموز و غریبی می‌شود و همین ماجراها سرنوشت او را از یک شاعر به یک رمان نویس تغییر می‌دهد؛ رمان نویسی که از او رمانی نیمه تمام مانده است. رمانی که تنها تکه یی از رمان «ناپیدا» است نه تمام آن، چرا که استر از رمان نیمه کاره آدام واکر به زندگی خود او نقب می‌زند و ادامه رمان را از منظر دوست دوران دانشگاه واکر، که واکر رمانش را برای او فرستاده، نقل می‌کند. «ناپیدا» رمانی است با مولفه‌های همیشگی آثار استر از مرگ و گم شدن گرفته تا تصادف به عنوان عامل اصلی پیش برنده حوادث.

 

پس از تاریکی

نام ‌هاروکی موراکامی ‌با انتشار مجموعه داستان «کجا ممکن است پیدایش کنم» در سال 86 در ایران ناگهان بر سر زبان‌ها افتاد و بعد از آن رمان «کافکا در ساحل» او با سه ترجمه منتشر شد که یکی از این ترجمه‌ها، ترجمه مهدی غبرایی بود که این رمان را با عنوان «کافکا در کرانه» ترجمه کرد. سال گذشته ترجمه غبرایی از رمان دیگری از موراکامی ‌نیز توسط انتشارات کتابسرای نیک منتشر شد؛ رمان «پس از تاریکی» که موراکامی‌ در آن نیز از آمیزه خیال و واقعیت، رمانی خوشخوان با شخصیت‌هایی غریب پدید آورده است.

 

منبع: اعتماد

تهیه و تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی – بخش ادبیات تبیان

 

مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName