• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3770
  • چهارشنبه 1388/12/26
  • تاريخ :

در لانه‌ی دیگران منه گام

مروری بر برجسته ترین آموزه های اجتماعی شعر پروین    

بخش اول ، بخش دوم :

4ـ عدم تجاوز به حقوق دیگران:

در لانه ی دیگران منه گام

در لانه‌ی دیگران منه گام/ خاشاك ببر، بساز لانه

بی رنج، كسی نیافت آرام/بی سعی، نخورد مرغ دانه

زشت است ز خلق خواستن وام/تا هست ذخیره‌ای به خانه

(ص 396)

 

5ـ كمك به دیگران و نوع دوستی:

دل ویرانه عمارت كردن/خوشتر از كاخ برافراختن است

(ص 404)

 

و همچنین:

شاید كه سمند مهر راندی/نانی به گرسنه‌ای رساندی

آفت زده‌ی حوادثی را/از ورطه‌ی عجز وارهاندی

از دامن غرقه‌ای گرفتی/تا دامن ساحلش رساندی

(ص 408)

 

 

6ـ توجه به امنیت جامعه:

بزرگمهر به نوشیروان نوشت كه خلق /ز شاه، خواهش امنیت و رفاه كنند

(ص 387)

 

یا:

از دست مده به فكرت خام/ امنیت ملك آشیانه

(ص 396)

 

 

7ـ قناعت، همراه سعی و كسب روزی حلال:

به صحرا سرود اینچنین خار كن/ كه از كندن خار، كس خوار نیست

 جوانی و تدبیرو نیروت هست/به دست تو این‌كارها كار نیست...

مپیچ از ره راست، بر راه كج/چو در هست، حاجت به دیوار نیست

گهی كم به دست اوفتد، گه فزون/بساز ار درم هست و دینار نیست

(ص 1-260)

 

 

در لانه ی دیگران منه گام

از زیباترین اشعار پروین كه ابیاتی از آن به شكل ضرب المثل درآمده و فراگیر شده است و سعی و عمل را بسیار می ستاید؛ صحبت و مناظره‌ی "مور و سلیمان" است:

به راهی در، سلیمان دید موری/ كه با پای ملخ می‌كرد زوری

به زحمت خویش را هر سو كشیدی/وزان بار گران، هر دم خمیدی...

به تندی گفت: كای مسكین نادان/چرایی فارغ از ملك سلیمان؟

بیا زین ره، به قصر پادشاهی/بخور در سفره‌ی ما هرچه خواهی

رهست اینجا و مردم رهگذارند/مبادا بر سرت پایی گذارند

بگفت: از سور، كمتر گوی با مور/كه موران را قناعت خوشتر از سور

مرا امید راحت هاست زین گنج/من این پای ملخ ندهم به صد گنج...

(ص 4-263)

 

پروین در ادامه‌ی این شعر، آنچنان هنرمندانه، ایده‌ها و آموزه‌های اخلاقی و اجتماعی‌اش را ارایه می‌كند كه عمل كردن به همین پندهای ساده و كوتاه می‌تواند، پایانی بر بزه‌كاری در هر جامعه‌ای باشد:

مرو راهی كه پایت را ببندند/ مكن كاری كه هشیاران بخندند

گه تدبیر، عاقل باش و بینا/ره امروز را مسپار فردا

حساب خود نه كم گیر و نه افزون/منه پای از گلیم خویش بیرون

اگر زین شهد، كوته داری انگشت/نكوبد هیچ دستی بر سرت مشت

چه در كار و چه در كار آزمودن/نباید جز به خود محتاج بودن

(ص 265)

 

 

از این نمونه‌ها در دیوان به وفور قابل مشاهده است:

بی رنج نوك و پا نتوان چینه جست و خورد/گر آب و دانه‌ای است به خونابه خوردن است

(ص 37)

 

با كمی تأمل می‌بینیم كه این بیت، جوابی برای راحت طلبی‌های جهان و جامعه‌ی معاصر است. در ادامه نیز بیتی از زیاده طلبی‌های جهان معاصر می‌آورد:

با طعمه‌ای ز جوی جری اكتفا كنید/آسیب آدمی است هرآنجا كه ارزن است

(ص 371)

 

 

8ـ توجه به تربیت فرزندان به وسیله ی والدین:

در پایان این صفحات مختصر، با اشاره‌ای كوتاه به جایگاه پند و اندرز و تربیت والدین با شكل‌های نمادین در اشعار پروین، این مقاله را به پایان می‌بریم. اگر چه نمونه‌ها و شواهد در تمام مقوله‌های یافته شده بیش از مختصر مجال این چند سطر است:

در لانه ی دیگران منه گام

موشكی را به مهر ،مادر گفت/ كه بسی گیر و دار در ره ماست

سوی انبار، چشم بسته مرو/كه نهان،‌فتنه‌ها به پیش و قفاست

تله و دام و بند بسیار است/دهر بی باك و چرخ بی پرواست

(ص 320)

 

 

یا مرغی كه در پاسخ فرزند فزون طلبش از روی راهنمایی می‌گوید:

خندید مرغ زیرك و گفتش تو كودكی/ كودك نگفت: جز سخن كودكانه‌ای

آگاه و آزموده توانی شد آن زمان/كآگه شوی ز فتنه‌ی دامی و دانه‌ای

زین آشیان ایمن خود، یادها كنی/چون سازد از تن تو حوادث نشانه‌ای ...

(ص 323)

 

 

یا نصیحت ماكیان به جوجه‌های خود درباره‌ی طلب درست روزی:

با مرغكان خویش چنین گفت ماكیان/ كای كودكان خرد، گه كار كردن است

روزی طلب كنید، كه هر مرغ خرد را/اول وظیفه رسم و ره دانه چیدن است

(ص 37)

 

 

در اینجا یكی از زیباترین جلوه‌های پند پدر به فرزند، در داستان "مرد برزگر" رخ نمایی می‌كند:

برزگری پند به فرزند داد/ كای پسر، این پیشه پس از من تراست

مدت ما جمله به محنت گذشت/نوبت خون خوردن و رنج شماست

دانه چو طفلی است در آغوش خاك/روز و شب این طفل به نشو و نماست

هرچه كنی كشت همان بدروی/كار بد و نیك چو كوه و صداست

راستی آموز، بسی بو فروش/هست در این كوی كه گندم نماست

نان خود از بازوی مردم مخواه/گر كه تو را بازوی زور آزماست...

(ص 80-279)

 

 

همچنین نمونه‌ی پایانی كه به آموزنده‌ترین شیوه از زبان شاعر بیان شده است:

خلید خار درشتی به پای طفلی خرد/ به هم برآمد و از پویه بازماند و گریست

بگفت مادرش: این رنج اولین قدم است/ز خار حادثه، تیه وجود خالی نیست

هنوز نیك و بد زندگی به دفتر عمر/نخوانده‌ای و به چشم تو راه و چاه یكی است

ندیده زحمت رفتار، ره نیاموزی/خطا نكرده، صواب و خطا چه دانی چیست

هزار كوه گرت سدره شوند، برو/هَزار ره گرت از پا در افكنند بایست

(ص 243)

 

محمد مرادی (دانشجوی كارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز)

تهیه و تنظیم برای تبیان : زهره سمیعی - بخش ادبیات تبیان

 

سر برفراز، تا نزنندت به سرقفا

سر برفراز، تا نزنندت به سرقفا

سر برفراز، تا نزنندت به سرقفا
زندگی را دریاب در درخت اندیشه ها

زندگی را دریاب در درخت اندیشه ها

زندگی را دریاب در درخت اندیشه ها
اشعار پروین، معجزه شعرهای معاصر

اشعار پروین، معجزه شعرهای معاصر

اشعار پروین، معجزه شعرهای معاصر
«مفاهيم قرآن در ديوان پروين»

«مفاهيم قرآن در ديوان پروين»

«مفاهيم قرآن در ديوان پروين»
UserName