• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2342
  • پنج شنبه 1384/3/12
  • تاريخ :

طراوت عبادت در سیره امام خمینى (ره)

صدیقه مصطفوى (دختر حضرت امام ) اظهاركرده است: یادم مى‏آید از دوران كودكى كم خواب بودم . چندین بار نیمه‏هاى شب بیدار مى‏شدم و مكرر نماز شب آقا را مى‏دیدم. از خود مى‏پرسیدم: چرا آقا در هنگام شب این قدر مى‏گرید. خیلى از شب‏ها مهتاب بود و در پرتو روشنایى آن، اشك های آقا را مشاهده مى‏كردم و این وضع براى من كه ‏طفلى بیش نبودم شگفت آور‏ بود. در مدتی هم كه به نجف مى‏رفتم و بچه‏هاى كوچك داشتم و شب‏ها بیدار مى‏شدم، آقا در اتاقشان كه رو به ‏روى محل اقامت ما بود در ایوان كوچكى نماز شب مى‏خواندند و من‏ احساس مى‏كردم براى این كه صدایشان را نشنویم گریه هایشان را با بلند گویى كه مناجات پخش مى‏كرد تطبیق مى‏دادند و من چون بیدار بودم صداى گریه آقا را مى‏شنیدم.

حجه‏الاسلام والمسلمین حسن ثقفى گفته است:

 هنگامى كه امام براى ‏اقامه نماز شب برمی خواستند مقید بودند بى سر و صدا باشند، یادم است در پاریس دو اتاق كوچك بود و من كه آن جا مى‏خوابیدم مى‏دیدم امام‏ خیلى آهسته و واقعاً مثل یك سایه برمى‏خاستند و بدون سر و صدا وضو مى‏گرفتند و نماز شب را بر پا مى‏داشتند.

برخى خویشاوندان كه از پانزده سالگى با امام بوده‏اند گفته‏اند از دوران نوجوانى كه با امام در خمین بودیم ، آقا یك چراغ موشى ‏كوچك مى‏گرفتند و مى‏رفتند به یك قسمت دیگر كه هیچ كس بیدار نشود و نماز شب مى‏خواندند.

همسر امام مى‏گویند تا حالا نشده كه من ازنماز شب ایشان بیدار شوم، چون چراغ را مطلقاً روشن نمى‏كردند. حتى‏ چراغ دستشویى را روشن نمى‏كردند تا كسى بیدار نشود.

هنگام ‏وضوى نماز شب یك ابر زیر شیر آب مى‏نهادند كه صداى چكه و ریزش‏ آب موجب بیدارشدن كسى نگردد.

- آیة ‏الله سید مصطفى خوانسارى صحنه‏اى از عبادت امام را این ‏گونه نقل كرده‏است:

یك سال در قم برف زیادى آمده و سیل، نصف این شهر را خراب ‏كرده بود؛ در همان وضع با آن شدت سرما و یخبندان، امام نیمه‏هاى ‏شب از مدرسه دارالشفا، به مدرسه فیضیه مى‏آمد و به هر زحمتى بود یخ حوض مدرسه را مى‏شكست ، وضو مى‏گرفت و به مدرسه مى‏رفت و در تاریكى مشغول تهجدش مى‏شد. نمى‏توانم بازگو كنم امام (ره ) چه حالى داشت، با یك سرور و شادى معنوى نماز شب را به جاى مى‏آورد و هنگام اذان مى‏آمد

حتى‏ چراغ دستشویى را روشن نمى‏كردند تا كسى بیدار نشود. هنگام ‏وضوى نماز شب یك ابر زیر شیر آب مى‏نهادند كه صداى چكه و ریزش‏ آب موجب بیدارشدن كسى نگردد.

مسجد و پشت ‏سر آیة الله حاج میرزا جواد ملكى به نماز مى‏ایستاد و بعد برمى گشت و مشغول مباحثاتش مى‏شد.

بانو فاطمه طباطبایى (همسر مرحوم سید احمد خمینی) گفته است:

در سال‏1349 شمسى با حاج ‏احمدآقا ازدواج كردم و در سال 1352 شمسى با همسر و فرزند نه ‏ماهه‏ام به عراق رفتم . نیمه شب بود كه به منزل امام (ره) رسیدیم، خودشان آمدند، در را باز كردند؛ چند دقیقه‏اى ‏به احوال پرسى گذشت و بعد نماز شب را شروع كردند، این براى من‏ بسیار شگفت آور بود، زیرا نماز شب واجب نبود و مى‏توانستند قدرى ‏دیرتر بخوانند، اما با وجود این كه علاقه زیادى به پسرشان، حاج‏ احمد آقا، داشتند و چند سالى بود كه از ایشان دور بودند مشغول ‏نماز شدند . بعدها پى بردم این رفتار امام (ره) به دلیل علاقه وافرشان به ‏نماز بوده است.

- حضرت امام در نخستین شب اقامتشان در پاریس در آپارتمان كوچكى ‏اقامت كردند،هنگام خواب به اتاق خود رفتند، ساعت دو بعد از نیمه شب كه به وقت نجف چهار و به وقت تهران چهار و نیم بعد از نیمه شب بود، از اتاق خود بیرون آمدند، وضو گرفتند و برگشتند، هنوز چهار ساعت ‏به اذان صبح مانده بود، یكى از اطرافیان ‏مى‏گوید: تعجب كردیم كه چرا ایشان زود از خواب برخاسته‏اند. صبح ‏معما حل شد، زیرا امام (ره) فرمودند: این جا چه ‏طور است؟ دیشب هر چه ‏نشستم كه صبح شود نماز بخوانم هوا روشن نشد، مشخص گردید كه ‏ایشان به عادت هر شب مطابق با افق نجف اشرف دو ساعت‏ به اذان‏ صبح مانده براى نماز شب بلند شده‏اند، خدمتشان عرض كردیم، افق ‏این جا با عراق دو ساعت اختلاف دارد. فرمودند: بیایید ساعت مرا درست كنید.

- حتى در شب پرواز سرنوشت‏ ساز دوازدهم بهمن سال‏1357 شمسى این ‏برنامه عبادى امام ترك نشد. یكى از اصحابشان كه در هواپیما بوده نقل مى‏كند: به احترام آقا طبقه بالاى هواپیما را اختصاص به‏ امام دادند تا در آن جا استراحت كند و كسى مزاحمشان نباشد، من ‏جسارت كردم و گفتم بروم ببینم امام در چه حالى است، وقتى به ‏طبقه بالا رفتم دیدم امام مشغول نمازند و در حال ریختن اشك ‏هستند.

- یك روز در قم حضرت امام بیمار شدند به دستور پزشكان مى‏بایست‏ به تهران انتقال یابند؛ هوا بسیار سرد بود و برف مى‏بارید. یخ ‏بندان عجیبى در جاده‏ها وجود داشت. حضرت امام با این كه چندین ‏ساعت در آمبولانس بودند به محض آن كه به بیمارستان قلب تهران ‏منتقل شدند باز هم نماز شب را به جاى آوردند.

بعد از عمل جراحى هر لحظه كه امام مشكل خاصى نداشتند چشمان‏ خود را روى هم مى‏نهادند و مى‏خوابیدند حتى پزشكان به این شك ‏مى‏افتادند كه نكند اثر داروهاى بیهوشى است كه ایشان را به این‏ صورت در مى‏آورد. اما زمانى كه وقت نماز شب فرا مى‏رسید خودشان‏ بیدار مى‏شدند و مى‏فرمودند وقت نماز است و این در حالى بود كه ‏براى به خواب رفتنشان به امام دارو مى‏دادند اما به همان حالت‏ عادى راس ساعت دو بعد از نیمه شب نماز شب را اقامه مى‏كردند و حتى شور و حال افزون‏ترى داشتند. یكى از نزدیكان امام نقل مى‏كرد وقتى وارد اتاق بیمارستان شدم ایشان را در حالت عجیبى یافتم. آن قدر گریسته بودند كه تمامى چهره منورشان خیس شده بود، هنوزهم اشك‏هاى مباركشان چون باران جارى بود و چنان با خداى خود راز و نیاز مى‏كردند كه من تحت تاثیر قرار گرفتم، وقتى متوجه من ‏شدند با حوله‏اى كه بر شانه داشتند صورت خود را خشك كردند.

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 223 .

سیره‏ عملى امام خمینى

سیره‏ عملى امام خمینى

سیره‏ عملى امام خمینى
خاطره ای از روز بازگشت امام

خاطره ای از روز بازگشت امام

خاطره ای از روز بازگشت امام
او چگونه بود؟

او چگونه بود؟

او چگونه بود؟
دیدى این بچه‏ها چه کردند؟!

دیدى این بچه‏ها چه کردند؟!

دیدى این بچه‏ها چه کردند؟!
UserName