• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1729
  • يکشنبه 28/1/1384
  • تاريخ :

گزارشی از اخبار پشت پرده استقلال

نتایج ضعیف، قلعه نویى و مدیران باشگاه را روبروى هم قرار داد

مشكل استقلال پول نیست

بعد از باخت استقلال به فولاد كادر فنى و معاونان این باشگاه مشكلاتى را در جراید مطرح كردند و نشان دادند كه تا پیش از این باخت، چه دلایلى باعث شد تیم ناموفق باشد و از كورس قهرمانى خارج شود. یكى از بزرگ ترین معضلاتى كه مطرح شد بحث مالى بود. سرمربى استقلال نخستین نفرى بود كه عمده مشكلات تیم خود را بحث مالى و كم شانسى مطرح كرد. آن هم در حالى كه استقلال در دور برگشت، مقابل پرسپولیس و ابومسلم دور از انتظار بود یا در لحظات باورنكردنى پایانى امتیاز گرفت. اما در زمینه مالى كه به عنوان مشكل اصلى مطرح مى شود همان كمبود پول لازم براى حفظ بازیكنان تیم و جذب نفرات مورد نظر بود.

بعد از مطرح شدن این مسائل، حالا منتقدان نبود هماهنگى و برنامه ریزى در سطح مدیران را علت اصلى مى دانند و پیش بینى مى كنند این بار تغییرات نه در حد و حدود بازیكنان و مربى بلكه در سطح هیأت مدیره باشد.

بهرام امیرى معاون باشگاه:

خبرى نیست، قریب ماندنى است

بهرام امیرى معاون دكتر قریب كه در این اواخر به عنوان نماینده تام الاختیار مدیرعامل در فدراسیون فوتبال حق امضا دارد و موقعیت بهترى نسبت به دوران مدیرعاملى فتح الله زاده پیدا كرده مى گوید: «تمام اینها شایعه است. من محكم و قاطع مى گویم كه باشگاه استقلال نه در ابتداى فصل و نه حالا مشكل مالى نداشته و ما یكى از بهترین دوران خود را سپرى مى كنیم. ما در حال حاضر با بازیكنان تا آخر اسفند ماه تسویه حساب كرده ایم و به هیچ هتل یا شركت هواپیمایى هم بدهكار نیستیم. مشكل مالى بهانه است. ما بیشترین پول را بابت خرید امیرآبادى و حسین كاظمى دادیم، میثم بائو و سیاوش اكبرپور خیلى براى ما خرج داشتند. پول حفظ نوازى كمتر از پولى بود كه ما بابت جذب امیرآبادى دادیم. در حال حاضر هم هیچ خبرى نیست و دكتر قریب خیلى محكم و قرص در سمت خود ماندنى است.»

اظهارات امیرى در حالى مطرح مى شود كه دكتر تاجرنیا به عنوان منتقد برنامه ریزى ابتداى فصل مى گوید: «به نظر من بهانه كردن مشكلات مالى دور از انصاف است چرا كه من ترازنامه یى را كه آقاى گل نصیب آورد منزلمان براى امضا ملاحظه كردم. ما مبلغى حدود2/2 میلیارد را هزینه كرده ایم. این پول براى مانده82 و سال 83 پیش بینى شده بود چیزى حدود16 ماه. منتهى مشكل اینجاست كه ما نتوانستیم از این پول خوب استفاده كنیم. به عنوان مثال مهدى شیرى و یدالله اكبرى را بدون هزینه جابه جا كردیم، شیرى نیم فصل نیمكت نشین بود و سپس یك خط در میان بازى كرد، برخى مثل نوازى را با گزارش غلط به هیأت مدیره به اسم بداخلاق و بى انضباط رد كردیم در صورتى كه بازیكنان دیگرى در زمین و خارج از محیط فوتبال حاشیه و مشكلات بیشترى براى باشگاه درست كردند. یا مثلاً میثم بائو را خریدیم و یك فصل در حال بازسازى بود. این پول2/2 در حالى هزینه مى شود كه ما فقط یك تیم فوتبال بزرگسالان داریم و از فوتسال و كشتى خبرى نیست.»

عضو هیأت مدیره با انتقاد از مدیرعامل مى گوید: «متأسفانه دكتر قریب سطح جلسات هیأت مدیره را به جلسه شوراى معاونان تنزل داده و به نظر مى رسد كه این معاونان هستند كه براساس سلیقه و دیدگاه خود كار را پیش مى برند.»

امیرى معاون دكتر قریب در ادامه ضمن رد برخى از اظهارات تاجرنیا معتقد است كه بودجه باشگاه محرمانه است و نباید آن را به سطح روزنامه ها كشاند. در انتهاى هر سال پس از جمع بندى هزینه ها و ریز آن بیلان مالى مشخص و سپس تقدیم هیأت مدیره مى شود.

تاجرنیا:

با این شرایط نمى مانیم

تاجرنیا در این باره مى گوید: «آقایان مدام تیم هاى صنعتى را مثال مى زنند. به نظر من اگر یك باشگاه4 یا 5 میلیارد بودجه داشته و قهرمان شود كار بزرگى انجام نداده. استقلال پتانسیل و سرمایه یى دارد كه بقیه تیم ها ندارند. كدام باشگاه و تیم مى تواند در یك روز وسط هفته50 تا70 هزار تماشاگر را به ورزشگاه بیاورد. من در سال گذشته به مهندس مهرعلیزاده هم گفتم كه با این شرایط در هیأت مدیره نمى مانم اما ایشان معتقد بود كه قصد جابه جایى دارد و احتمال اینكه2 نفر را به جمع نفرات فعلى اضافه كند زیاد است.»

فتح الله زاده مدیرعامل پیشین استقلال و مشاور فعلى مهندس مهرعلیزاده یكى از كسانى بود كه بعد از باخت فولاد احتمال بازگشت اش دوباره قوت گرفته است.

فتح الله زاده:

800 میلیون؟ تعجب آور است

فتح الله زاده این بازگشت را یك شایعه دانسته و مى گوید: «من ارتباط نزدیكى با مهندس دارم اما خدا را شاهد مى گیرم كه یك كلمه درباره این مسائل صحبت نشده و اصلاً قصد بازگشت ندارم، چرا كه به قول بازیكنان استقلال، این تیم بازیكنان بزرگ مى خواهد و این كار در شرایط فعلى كار من نیست.»

فتح الله زاده درباره میزان هزینه و بودجه مى گوید: «من از شرایط فعلى خبر ندارم اما در زمان خودم آخرین هزینه یى كه داشتیم یك میلیارد و سیصد میلیون تومان بود و اینكه حالا پس از2 سال صحبت از700-800 میلیون تومان مى شود تعجب آور است چرا كه این پول براى جمع و جور كردن تیم لیگ یكى هم كم است. البته من تا به حال از زبان دكتر قریب این اعداد و رقم را نشنیده ام. بهتر است كه ایشان خیلى قاطع و شفاف مسائل را بگوید. فتح الله زاده كه از مسائل داخل باشگاه اطلاعات كاملى دارد درباره بحث هماهنگى بین مدیرعامل و معاونان مى گوید: «من در ابتداى كار به دكتر قریب گفتم شما از طیفى استفاده كنید كه یكدست و همراه باشند. به نظر من یكى از مشكلات همین جا است، جایى كه كارها باید اجرا شود.»

یكى دیگر از نزدیكان باشگاه كه دوست ندارد نامى از او برده شود درباره آینده و اتفاقات احتمالى مى گوید: «دكتر قریب و قلعه نویى تا آخر قصل ماندنى هستند و اگر استقلال به مكان قابل قبولى برسد كادر فنى فعلى با آوردن یك مربى خارجى به كار خود ادامه مى دهد، در غیر این صورت احتمال جابه جایى در سطوح بالاتر وجود دارد.»

منتقدان، دكتر قریب را متهم مى كنند كه بر كارهاى جارى اشراف ندارد و اختیار را به قلعه نویى و معاونان سپرده است. آیا او در پایان لیگ چهارم همچنان مدیرعامل خواهد ماند؟

پشت پرده شعار علیه سرمربى استقلال

حمله به قلعه نویى با برنامه ریزى قبلى بود؟

دیدار استقلال و برق به غیر از اتفاقات داخل زمین كه در نهایت با برد استقلال به پایان رسید در روى سكوها هم پر از حاشیه و تنش بود. درست در روزى كه قلعه نویى تصمیم گرفته بود فكرى و بائو را كنار بگذارد و انتظار داشت در خانه و مقابل تیم ته جدولى برق شیراز یك برد به دست بیاورد و موقعیت خود و تیمش را پس از باخت به فولاد سر و سامانى بخشد. او پیش از بازى با اطلاع كامل از نتایج لیگ (مساوى فولاد و پرسپولیس) با آرامش خاصى روى نیمكت نشست اما نمى دانست كه این آرامش قبل از توفان است.

با آغاز نیمه دوم این على منصور بود كه مثل نیمه اول تشویق مى شد. آنها با صدا كردن منصوریان مى گفتند: «بازیكن باغیرت همینه» و سپس گروهى اندك خواهان شكوفایى گل عنایتى بودند. آنها مى گفتند «گل رضا بیرون بیا _ بیرون بیا» اما ده دقیقه بعد و درست زمانى كه برق در دقیقه57 گل اول را توسط محمد على امیرى به ثمر رساند ناگهان تك صداهایى بلند شد مبنى بر «على30 ثانیه» و سپس عده یى نام نوازى را صدا كردند.

قلعه نویى هم مثل هواداران فكر نمى كرد كه در این دیدار اینچنین گرفتار برق شود. به طورى كه سه دقیقه بعد از گل اول باز این برق بود كه توپ را با سه ضرب توسط آقامحمدى به تور دروازه استقلال رساند تا همه چیز براى شورش علیه ژنرال مهیا شود.

مرفاوى به طرف او رفت تا شاید او را هوشیار كند. هواداران از شرم و «حیا» صحبت مى كردند. آنها خواسته و ناخواسته از قلعه نویى مى خواستند كه استقلال را رها كند. عده یى شعار مى دادند كه ناصر حجازى برگردد به تیم خودش و گروهى پورحیدرى را صدا مى زدند.

از بوقچى هاى استقلال خبرى نبود. نه سهراب بوقى و نه افشار. ژنرال هاى بى ستاره روى سكوها هم كارى از پیش نمى بردند. چند نفر از كانون هواداران مأمور شدند به جایگاه ویژه آبى ها بروند تا غائله ختم شود. چند نفر هم به جایگاه روبرو رفتند تا سكوها را آرام كنند اما كار از كار گذشته بود و ژنرال در حال تسلیم شدن به برق و سكوها بود. فقط یك بوقچى و یك گروه از سكوها تحت كنترل در آمدند. محمود هداوند با یك بوق و جمعیتى حدود600-500 نفر به جنگ هواداران جدایى طلب، برق و یاورى رفتند.

یاورى كه همه چیز را تمام شده مى دید و3 امتیاز را در جیب خود، با توصیه بازى تأخیرى و تعویض سعى داشت شتاب استقلال را بگیرد. او پیش از این یك بار هم به سمت داور چهارم و دوربین صدا و سیما حمله كرده بود. نوید مظفرى او را به آرامش دعوت مى كرد و دوربین صدا و سیما هم جابه جا شد تا یاورى صحنه را به طور كامل داشته باشد. قلعه نویى مثل اسپند روى آتش بالا و پایین مى پرید و توپ ها یكى پس از دیگرى به هدر مى رفتند. قلعه نویى رنگ به چهره نداشت. مثل مریضى كه نفس هاى آخر را مى كشد. سكوها ول كن نبودند. آنها كمك مى كردند تا قلعه نویى زودتر برود. همه كار را تمام شده مى دانستند. قلعه نویى هم رفت. حتى در جایگاه خبرنگاران هم مى شد این زمزمه را شنید. ژنرال هم رفت ور دل منصورخان و ناصرخان، مگر با امیرآبادى، بائو، حقدوست و حسین كاظمى مى شود قهرمان شد؟

شوك اول جواب نداد

حدود10 دقیقه به پایان بازى مانده، همچنان هواداران روبروى نیمكت استقلالى ها علیه سرمربى شعار مى دادند و جایگاه تیفوسى ها هم بى خیال از اتفاقات داخل زمین همچنان رأى به بركنارى سرمربى مى دادند و گروهى دیگر خواهان این بودند كه فكرى بیاید داخل زمین. او با فریاد آنها از نیمكت جدا شد اما نه براى تعویض بلكه براى اینكه نفرات داخل زمین را تحریك و تهییج كند. رضا عنایتى توپى را كه از سمت راست براى او ارسال شده بود، گل كرد اما شوك اول فایده یى نداشت.

شوك دوم؛ ژنرال آب مى خورداو زنده است!

بعد از گل اول استقلال سراپا حمله شد، از چپ و راست. صداى قلعه نویى به گیلا نمى رسید. از اكبرپور و فرزاد كه دم دست او بودند خواست كه بیشتر همكارى كنند. باز هم خبرى از لیدرها نبود. نه سهراب، نه افشار. آنها كجا رفته بودند؟ سؤالى كه تا آخر بازى هم بدون جواب بود.

شوك سوم؛ قلعه نویى، استقلال و سكوها همه برمى گردند

داور چهارم تابلوى وقت اضافه را بالا برد.4 دقیقه تا سوت پایان مانده بود. استقلال ول كن نبود. سكوها آرام تر شده بودند و قلعه نویى راحت تر نفس مى كشید.در یك رفت و برگشت توپ مقابل پاى سیاوش اكبرپور افتاد. او گل پیروزى را زد. قلعه نویى درجا نیم متر بالا پرید! همه منتظر سوت پایان بازى بودند. على منصور كه از زندگى مشترك با حجازى در استقلال خاطره خوشى نداشت، بازى را رها كرد و به سمت نیمكت رفت. جفت دست ها را مشت كرد و بلند فریاد زد. نظرى او را به سمت داخل زمین هل داد. رحیمى مقدم در سوت خود دمید و این قلعه نویى بود كه با چهره یى برافروخته راهى رختكن شد. در گوشه رختكن دورتر از همه آرام گرفت. هیچ حرفى نزد. گردن خود را تا جایى كه مى توانست پایین آورد. سر خود را با دو دستش محكم نگه داشت. قبل و پس از هیچ بازى او را اینطور ندیده بودند. پس از20 دقیقه زیر لب گفت: «عجب جماعتى ... حیف از من كه با اینها زندگى كردم.»او به هواداران معترض بود: «من با خیلى از اینها دوست هستم. رفت و آمد دارم. فكر نمى كردم اینقدر ... باشند.»او رو به توپالوویچ گفت: «جرج دو گل!» نظرى جویبارى هم دخالت كرد. «اینها با منصورخان و ناصرخان هم این كار را كردند.»

هر كس از راه مى رسید به قلعه نویى تبریك مى گفت. امیر نورى، امیر جعفرى و چند هنرمند دیگر براى دلدارى او به رختكن رفته بودند و به قلعه نویى تبریك مى گفتند اما امیرخان حس و حال حرف زدن نداشت. قوانلو روابط عمومى فدراسیون فوتبال از او دعوت كرد به اتاق كنفرانس برود اما او در جواب گفت: «ولش كن بابا، براى كى حرف بزنم. اینها كه با یك غوره سردى شان مى شود و با یك كشمش گرمى شان. این هم از بازیكنان ما كه دو تا توپ آمده روى دروازه هر دو آنها گل شده!!»

او مرفاوى را براى مصاحبه معرفى كرد و سپس در رختكن زمزمه شد كه اینها پول گرفته بودند تا شعار بدهند. (چون امیر خان جیره و مواجب آنها را قطع كرده است) شارژ شده بودند. از یك هفته قبل از زمانى كه به فولاد باختیم، همه چیز سازماندهى شده بود اما هیچ كس نام شخص یا اشخاص را به زبان نیاورد و باز جالب اینكه بعد از یك برد شیرین و معجزه آسا از سهراب بوقى و افشار خبرى نبود.هداوند تنها كسى بود كه تا دقیقه90 بوق مى زد: «امیرخان تبریك مى گویم. فقط من بوق زدم. هیچ خبرى از بقیه لیدرها نبود. سهراب و افشار به من مى گفتند بوق نزن كار تمام است. امیرخان حالا تو به اینها برس و از آنها حمایت كن.»قلعه نویى حرفى نزد. او رختكن را ترك كرد اما قرار است از طرف كادر فنى، نفرات را شناسایى كنند كه آیا آنها پول گرفته و سازماندهى شده اند تا علیه قلعه نویى شعار بدهند یا نه. باید منتظر بود و دید كه آیا این ادعاهاى آنها صحت دارد یا مثل گذشته نتیجه گیرى هاى ضعیف و جابه جایى هاى احتمالى مربیان متوجه ژنرال هاى بى ستاره سكوها مى شود؟ آنچه مهم است اینكه قلعه نویى مرد و زنده شد و در زندگى و حیات دوباره خود فهمید كه هواداران استقلال با هیچ كس رودربایستى ندارند. او براى بقا باید خود و تیمش را قوى كند.

UserName