• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4099
  • دوشنبه 22/7/1381
  • تاريخ :

بپرید بالا

همه را جمع کرد داخل میدان صبحگاه و خودش ایستاد وسط ؛ کوچک و بزرگ ، پیر و جوان . یعنی با ما چه می خواست بکند ؟ این اولین بار بود که تنبیه می شدیم . برخوردش هم طوری نبود که بشود حدس زد شوخی می کند.

نگران بودیم ، چون وضع با همیشه خیلی فرق می کرد : به فرمان من ! بپرید بالا. همه پریدیم بالا. گفت : نشد؛ بپرید بالا و تا نگفتم سه ، نیایید پایین ! که دوباره اخمها یکی یکی باز شد و دیدیم او اگر بخواهد هم نمی تواند عصبانی شود.

UserName