• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4977
  • پنج شنبه 13/12/1383
  • تاريخ :

مصاحبه با آرش تاجیک ، کامران شمایی ، ثمر راد

  

تبیان : ابتدا درباره ی خودتان توضیح دهید؟

- کامران شمایی هستم دانشجوی سال سوم رشته مهندسی طراحی حرارت و سیالات ، در پروژه ای که نامش طراحی و ساخت دستگاه های نمونه سازی سریع داربست کشت های بافت استخوانی بود، بخش اتوماسیون دستگاه و اتصال دستگاه به کامپیوتر و گرفتن دقت نهایی که لازمه کار بود بر عهده ی من بود . این پروژه را در سال 1382 به جشنواره جوان خوارزمی ارائه کردیم و در بخش فنی و مهندسی حائز رتبه اول شدیم.

- ثمر راد هستم. دانشجوی سال چهارم رشته مهندسی مکانیک گرایش سیالات که در این پروژه گروهی توانستم در بخش بیومواد فعالیت کنم و به صورت گروهی در جشنواره جوان حائز رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی شویم.

- آرش تاجیک هستم. دانشجوی سال سوم مهندسی مکانیک دانشگاه علم و صنعت ؛ کاری که در این طرح انجام دادم مربوط می شد به طراحی و مکانیزم حرکتی آن ، مکانیزم مکانیکی و پاشش طرح، بخش فریزر ؛ و به نوعی ایده اولیه طرح نیز با من بود.

تبیان : در مورد اختراع خود توضیح دهید ؛ مسئولیتی که در این زمینه به عهده داشتید چه مشکلات و سختی های داشته ؛ اصلاً آن قسمت چه کمکی به طرح شما می کند ؟

تاجیک : از آنجایی که یک دستگاه مکانیکی است و مکانیزم های مکانیکی خاص خودش را دارد با توجه به این که ما یک دقت مکانیکی نهایی ( چون رشته مان مکانیک بود) از دستگاه گرفتیم لازم بود که این دستگاه به طور اتوماتیک خودش بتواند کار کند و ما به آن دقت مورد نیاز برای دستگاه برسیم . لازمه این کار بود که ما با استفاده از BOARD الکتریکی خاصی بتوانیم دستگاه را کنترل کنیم و بتوانیم یک پردازش کاملی روی دستگاه و روی فایل هایی داشته باشیم که از طریق یک برنامه از محیط چت ایجاد شده بود و همچنین روی ناظری که برای پاشش قطعات احتیاج داشت. چون رشته ما مهندسی مکانیک است و اصلاً اطلاعاتی در مورد BOARD های الکتریکی نداشتیم این بخش تا اندازه ای برای ما چالش برانگیز بود.

چون آشنایی با مدارات الکترونیکی و آشنایی با میکروکنترلرها و CPU های مربوط آنها ، به PROGRAMMING آنها، نحوه اتصال یک BOARD مشخص به کامپیوتر، که بتوانیم راحت تر PROGRAM کنیم. نحوه اتصال PC، بُرد و بُرد جانبی برای پاشش قطرات ، همه اینها با توجه به این که ماهیچ اطلاعاتی نسبت به الکترون نداشتیم خیلی مشکل بود. ضمن این که علاوه بر تمام این قطعات سخت افزاری، یک سیستم اتوماسیون مدار بسته روی این مدار الکترونیکی حاکم بود. به این ترتیب که ما یک سری داده ها را از روی یک فایل می خواندیم ، یک سری را از دستگاه می خواندیم، یک سری را هم از روی بُردهای الکترونیکی می خواندیم ؛ همه اینها را با هم پردازش می کردیم و به بخشی که مربوط به پاشش قطرات بود فرمان می دادیم. خیلی روی اینها کار کردیم علاوه بر آن چون ما توانایی پردازش اطلاعات روی مدارهای پیچیده الکترونیکی را نداشتیم و این کار خیلی وقت می برد بنابراین از یک سری خواص ویژه، یعنی سرعت های بالای یک سری مدارها استفاده کردیم و مبنای کار را برای گرفتن دقت نهایی ، روی این مبحث ( یعنی سرعت بالا ) گذاشتیم. در کـُل در حالی که دستگاه مکانیکی 05/0 میلیمتر دقت نهایی داشت ما در دقت نهایی OVERALL) ) به 1/0 درصد رسیدیم.

تبیان : خانم راد و آقای تاجیک ،شما هم در این مورد کمی توضیح دهید؟

راد : من در قسمت بیومواد کار نقش داشتم . باید دنبال ماده ای می گشتم که به عنوان یک داربست استحکام کافی را داشته باشد و بتواند در بدن وجود داشته باشد بدون این که لطمه ای به بدن بزند : یعنی بدن آن را پس نزند و بعد از مدتی تجزیه و به طور کامل جذب بدن شود.

تاجیک : کاری که ما قرار بود انجام دهیم همین طور که از اسمش پیداست استفاده از تکنولوژی نمونه سازی سریع برای ساخت داربست های مهندسی بافت های استخوانی بود. نمونه سازی سریع به طور خلاصه یعنی PRINTER سه بعدی ؛ یعنی همان طور که ما یک متن را می توانیم PRINT کنیم ، یک قطعه سه بعدی را که مهندسی مکانیک با کامپیوتر کشیده ، خیلی راحت به وسیله کامپیوتر می توانید PRINT کنید. این کاری بود که در مراحل اول به صورت مکانیکی انجام دادیم اما خودش یک HIGH-TECH است و مبحث روز دنیا. اما بحث دیگری در پزشکی مطرح شده به نام TISSUE ENGINEERING که دو گرایش خاص دارد و یک بحث اساسی اش این است که شرایطی را برای بدن فراهم کند که همانگونه که بدن می تواند یک زخم خیلی کوچک را ترمیم کند شرایطی ایجاد بشود که چنانچه بدن عضو بزرگی را از دست داد بتواند باز خودش را ترمیم کند. مثلاً سمندر و مارمولک می توانند اگر عضوی از بدنشان (مثلاً پایشان) جدا شود. آن عضو را دوباره بسازند؛TISSUE ENGINEER یکی از اهدافش این است.

یک هدف دیگرش به قولی می گویند ساخت لوازم یدکی برای بدن است که خیلی راحت بتوانید عضو مورد نظرتان را خریداری و استفاده کنید.

کاری که ما انجام دادیم در بخش های استخوانی بود. چون این دانش در دنیا بیشتر به مرحله عملی رسیده ، لازم است که در این روش یک داربست متخلل به شکل عضو آسیب دیده ساخته و داخل بدن کاشته شود. حالا در مورد استخوان، چون خود استخوان یک خاصیت خود ترمیمی دارد ، از سلول های بنیادین خود بدن سلول های بزرگسالی استفاده می شود و مثلاً اگر یک تکه از بدن وجود نداشته باشد آن داربست به آن شکل ساخته می شود و در بدن قرار می گیرد و خود ترمیمی به نوعی انجام می شود و سلول ها تکثیر می شوند و استخوان به شکل طبیعی در آن قسمت رشد می کند و تکثیر می شود.

از این PRINTER برای ساخت آن داربست سه بعدی استفاده کردیم ؛ دلیلش هم این بود که هندسه های بدن ، هندسه های بسیار پیچیده ای است که اگر بخواهیم از دیدگاه مهندسی ساخت و تولید و مکانیک به آنها نگاه کنیم ساخت آنها کار بسیار سختی است. این کاری بود که در مجموع انجام دادیم ؛ کاری که من انجام دادم این بود : در بخش اول کار برای این که بتوانیم آن داربست را بسازیم یک سی تی اسکن سه بعدی از قسمت آسیب دیده بدن گرفته می شود. لازم است که آن سی تی اسکن سه بعدی تبدیل بشود به مدل CAD : مدل کامپیوتری سه بعدی . این تبدیل با کمک کامپیوتر انجام می شود؛ این بخش کار من بود که در یکی از نرم افزارهای CAD تجاری این را لایه لایه کنیم و تبدیل کنیم به کدهای کنترلی که دستگاه ما بتواند آن را بخواند. وقتی که این کدها کنترل شد بخش هایی را که آقای شمایی انجام دادند آنها را می خواند و وارد محیط مکانیکی می شد. محیط مکانیکی هم یک ماشین سه محوره حرکتی بود. که طراحی و ساختش با من بود که آن را هم ساختیم و لازم بود که این BIOMATERIAL توسط یک سیستم پاشش JETTING) ) ، در نقاطی که لازم است ماده وجود داشته باشد جت بشود ؛ آن بخش پاشش را هم تا حد زیادی من انجام دادم و از آنجایی که این BIOMATERIAL به صورت مایع بود و لازم بود که ما از یک مایع به جسم سه بعدی فیزیکی برسیم ، از این تکنیک استفاده کردیم که این مایع را فریز کنیم تا به جامد برسیم. و خوب یک فریزر لازم بود که آن هم به عهده من بود و کارش را انجام دادم .

تبیان : علت این که تیمی این کار را انجام دادید چه بود؟ شما به تنهایی نتوانستید؟

  

تاجیک : چرا ؛ در ابتدا به تنهایی شروع کردم ولی هیچ کاری به تنهایی به سرانجام نمی رسد. 5/1 تا دو ماه کسی نبود. ما می خواستیم یک تیم بزرگ داشته باشیم ؛ باید ده نفره می بودیم و بعضی وقت ها 24 ساعته کار می کردیم ، تا بتوانیم یک تیم جمع و جور داشته باشیم و هر کس کار خود را انجام دهد؛ و از کنار هم قرار گرفتن یک سری تخصص ، یک خروجی داشته باشیم . در این کار گوناگونی تخصص خیلی زیاد بود و به تنهایی نمی شد آن کار را انجام داد.

تبیان : چه موقع شروع به کار کردید؟

دی ماه 1381

تبیان : چه عاملی سبب شد که دست به چنین اختراعی بزنید؟

تاجیک : ما روی یک پروژه صنعتی کار کردیم که با پیشرفت این پروژه ، از درون آن یک پروژه پزشکی، BIOMECHANICAL بیرون آمد ؛ آن را گسترش دادیم تا فهمیدیم که چنین کاری را می شود انجام داد که تا حدود زیادی هم به پیشرفت های کنونی جهانی رسیده باشیم.

تبیان : فکر این اختراع چطور به ذهنتان رسید؟

شمایی : پروژه صنعتی را با آقای تاجیک شروع کردم ولی خوب هنگامی که جهت پیدا کرد خود پروژه پیش رفت.

تبیان : رشته تحصیلی شما چه ارتباطی با این اختراع داشته و به نظر خودتان در این امر چقدر مؤثر بوده و اصولاً چه عاملی سبب این اختراع شد؟

تاجیک : معمولاً اختراعات و اکتشافات در اثر یک اتفاق رخ می دهد. ولی انسان باید آن اتفاق را درست ببیند مثلاً میلیون ها نفر سیب روی سرشان افتاد ولی فقط یک نفر نیوتن شد ؛ یکی این . یکی دیگر این که فرد باید به آن موضوع علاقه داشته باشد. الان خیلی موضوعات مورد نیاز هست که در آن اتفاقات زیادی می افتد که اگر کسی دنبالش باشد ممکن است هزار اختراع از داخلش در بیاید.

در واقع یک اتفاق باعث آشنایی ما شد و یک SEARCH اینترنتی راجع به موضوع ریخته گری و ساخت مواد ریخته گری و MASTER مدل ها ؛ این ها رسیدند به PROTOTYPING ( نمونه سازی سریع ) و بعد هم این اتفاق جرقه زد.

تبیان : مشوقین شما در این راه چه کسانی بود؟

تاجیک ، راد ، شمایی : مهمترین مشوقین ما "دکتر حمیدرضا جاهد" دانشیار مهندسی مکانیک و استاد راهنمای ما بودند. ایشان با وجودی که بعضی اوقات ها خارج از کشور بودند ولی با ما ارتباط داشتند ؛ و بعد از ایشان ، پدر و مادرمان نقش اساسی داشتند. این رابطه ها باعث می شود که انسان بیشتر به این کارها علاقه پیدا کند و آقای دکتر شاه حسینی مدیرهدایت خلاقیت های دانشگاه نیز از نظر مالی و امکانات ، بسیار به پیشبرد کار کمک کردند.

تبیان : نقش خانواده در بروز استعدادها چه بود؟

خانواده اصلی ترین نقش را داشته اند : به خاطر و امکاناتی که ایجاد کردند و در ابتدای کار هم هزینه مالی زیادی متقبل شدند و در ابتدا که ما پشتوانه مالی نداشتیم این خیلی مهم بود ؛ اگر ما این خانواده را نداشتیم اصلاً نمی توانستیم پیش برویم.

شمایی : خانواده از همه جهت انسان را حمایت می کند ؛ چون تمام تربیت اخلاقی و ایده ها و آرمان های انسان با حمایت مالی و روحی خانواده شکل می گیرد ؛ همه اینها باعث می شود که یک ایده تشکیل بشود ، و نه تنها خانواده بلکه همان دانشگاه که امکاناتی در اختیار ما قرار دارد و همان ملتی که دانشگاه را درست کردند همه دست به دست هم دادند تا یک ایده به وجود بیاید.

راد : به نظر من اگر حمایت خانواده نباشد هیچ کاری پیش نمی رود.

تاجیک : یک سری چیزها بدیهی است . خانواده همیشه باعث پیشرفت می شود. مثل دو دو تا چهارتاست.

تبیان : هیچ اتفاق افتاد که در این مقطع یک ساله در مواقعی دچار ناامیدی شوید، مثلاً وقتی دنبال یک قطعه می گشتید و آن را پیدا نمی کردید؟

  

تاجیک : از این مسائل زیاد پیش آمد . مدتی بود که می خواستیم با یکی از کارگاه ها کار کنیم ؛ می خواستند یک سوراخ به قطر MM 30 برای ما مته بزنند و ما را اذیت می کردند که من خسته شدم و به آقای شمایی زنگ زدم و گفتم که تعطیل کنیم. یک ساعتی گذشت و رفتم پشت دانشگاه ؛ پیرمردی بود که این کار را برای من انجام داد و پولی هم بابت آن نگرفت و وقتی که آمدم از خودم خجالت کشیدم که چرا می خواستم کار را تعطیل کنم و کار را انجام دادم و آن را تمام کردم. بعضی شب ها هم که هنوز به ما کارگاه نداده بودند ، یک کارگاه در جاده مخصوص گرفته بودیم و از شش بعدازظهر تا هشت صبح آنجا کار می کردیم . این ساعت ها بدترین موقع برای شرایط بیولوژیکی انسان بود. ساعت چهار که می نشستیم خوابمان می برد. در چنین شرایطی کمی همدیگر را می خنداندیم و مشغول کار می شدیم و با اتمام کار ، دو ساعت می خوابیدیم . بعد دوباره بلند می شدیم و می رفتیم قطعه می خریدیم ، ورق و میل گرد تهیه می کردیم. واقعاً سخت و طاقت فرسا بود . اگر در آن مواقع همدیگر را حمایت نمی کردیم اصلاً نمی توانستیم پیش برویم. از بابت خانواده ها نیز خیالمان راحت بود.

تبیان : برای سال آینده کار جدید یا اختراعی در دست تهیه دارید؟

تاجیک : به سال بعد که نرسیده ، اما شاید یک اختراع دیگر ثبت کنیم . شاید برای جشنواره جوان اختراعی کنیم و یا طرح تیمی دیگری انجام دهیم. آقای شمایی در بهمن ماه در مسابقات بین المللی هستند و من در اردیبهشت ؛ که ما دو تا هر کدام برای پیشنهادی که به ما داده شده ، در دو تیم جداگانه کار کنیم.

تبیان : این جور پروژه ها چقدر برای شما درآمد دارد؟

تاجیک : در جشنواره خوارزمی 8 عدد سکه به ما دادند.

تبیان : وقتی اختراع شما ثبت شود و به تولید انبوه برسد ، آیا چیزی به ازای آن به شما می دهند؟

تاجیک : اگر به تولید انبوه برسد قطعاً چیزی به ما می دهند. این جور کارهایی که ما انجام می دهیم مورد نیاز مراکز تحقیقاتی و پژوهشگاه هاست و تا به حال صحبت هایی شده و تفاهم نامه هایی امضاء شده و فعلاً که خوب پیش می رود. خیلی سریع تر از آن که فکر می کردیم.

تبیان : تا به حال در زندگی تان مشکل یا گرهی داشته اید؟ چطور با آن مواجه شده اید؟

تاجیک : گره ؟ نه ، نداشتم.

شمایی : بله ؛ با آن دست و پنجه نرم کردم ولی نتوانستم رفعش کنم.

راد: من هم داشتم ولی با گذشت زمان حل شده است.

تبیان : اگر نمی خواستید این اختراع را انجام دهید چه اختراعی انجام می دادید؟

تاجیک : باز هم همین کار را می کردیم. آخر می دانید اگر آدم در مسائل اساسی این اختراع و مباحث تخصصی آن ریز شود ، دیگر کمتر وقت پیدا می کند که به موضوعات دیگر فکر کند همین باعث می شود که نتواند روی موضوعات دیگر مانور بدهد. ولی اگر این کار را نمی کردیم قطعاً وقت آزاد داشتیم.

شاید به موضوعات دیگری فکر می کردیم.

تبیان : شما دوست داشتید جای کدام یک از مخترعین بودید؟

تاجیک : جای کامران شمایی ( باخنده ) آیزنبرگ.

راد : من دلم نمی خواست جای هیچ مخترعی باشم دوست دارم جای خودم باشم.

شمایی : جای ادیسون.

تبیان : نظر شما درباره ادیسون چیست ؟

تاجیک : این جمله ای که درباره ی ادیسون نقل می کنم از یکی از اساتید ( دکتر جاهد) است : "خدمتی که ادیسون با اختراع برق برای جامعه کرد، انیشتین روی کاغذ به بشریت نکرد". یعنی ممکن است ادیسون اختراعی که کرده است خیلی ساده باشد نه اختراعش چیزی بوده ، نه او علم آنچنانی داشت ، ولی اگر در دنیا یک ثانیه برق قطع بشود، کار تمام دنیا برای صد سال مختل می شود.

تبیان : یک سؤال کلی : عده ای اکتشافات و یا اختراع را نتیجه شانس می دانند اما پاستور معتقد است فقط بخت است که فکری به ذهن ما می رسد. نظر شما چیست؟

تاجیک : قطعاً نتیجه یک اتفاق است. مثل همان سیبی که روی سر خیلی ها افتاد ولی فقط یک نفر نیوتن می شود که فهمید جاذبه زمین وجود دارد. بالاخره وقتی آدم چیزی را می بیند ممکن است انسان تصادفاً به آن مشاهده رسیده باشد ولی این که چه قدر آن را ببینی ، چه قدر از آن استفاده کنی و چقدر پرورشش بدهی و چقدر بدانی که این به درد می خورد و در مسیری قرارش بدهی که به درد بخور شود ، مهم است ؛ این دیگر بر می گردد به خصلت خود مخترع . به خاطر همین است که همه مخترع نمی شوند.

شمایی : به نظر من دقیقاً همین طور است. مثالی می زنم: سال سوم دبیرستان بود که ما تازه بحث انتگرال را خوانده بودیم و می دیدیم انتگرال این است که بیاییم یک سری خطوط رسم کنیم و مساحت یک سطح را حساب کنیم. بعد اندازه این سطوح را با هم جمع کنیم و کنار هم بگذاریم. من آن موقع با دیدن مبحث ، این به ذهنم می رسید که مساحت نقشه ام را حساب کنم ، برای مهندسی. مثل مهندسی زمین شناسی و نقشه برداری. که البته آن وقت نتوانستم آن را بسازم. چون با وقتم و علمم نمی خواند و آن کار این بود که بیایم یک سری خط بکشم و اندازه خط ها را با هم جمع کنم. کلاً یک اتفاق بود. بحث انتگرال را معلمم به عنوان یک درس گفته بود و من از روی آن به این نتیجه رسیدم. تمامش اتفاق است.

راد : به نظر من آدم از قبل نمی تواند بگوید که من می خواهم فلان چیز را اختراع کنم ممکن است آدم در یک زمینه ای پیش برود و با موضوعی برخورد کند بعد به نتیجه ای برسد که مثلاً چیزی را لازم دارد. بعد به سمتی می رود که آن چیز را بسازد. اینها همه تصادفی است.

تبیان : پاستور می گوید بخت فقط به ذهن مستعد یاری می رساند. به نظر شما درست است؟

تاجیک : خوب خیلی ها این طور هستند یک نکته ای را پیدا کردند و برای پولدار شدن از آن استفاده کردند.

  

تبیان : خوب بعضی از جوانها که ذهن خیلی مستعدی دارند دلشان می خواهد اختراعی بکنند ولی می گویند این اختراعات که انجام شده ، پس دیگر چیزی برای اختراع نمانده . واقعاً این طور است ؟

تاجیک : نه؛ همیشه موضوعاتی جدید برای اختراع وجود دارد . مثلاً ما در همین کار خودمان به 20 تا 30 موضوع فکر کردیم و دیدیم همه ی آنها انجام شده اند و بعد رسیدیم به این موضوع . شش میلیارد نفر روی این کره زندگی می کنند و ممکن است یک لحظه فکری به ذهن یکی از آنها خطور کند.

تبیان : شما جوان هستید و افکاری نو در ذهن خود دارید ؛ چه توصیه ای دارید برای جوان هایی که فکر نو دارند ولی دچار مشکل هستند؟

راد : مشکلات را که همه دارند ولی باید سعی کنند آن را برطرف کنند چون مشکلات خود به تنهایی حل نمی شود.

تبیان : چه عواملی باعث می شود که یک فرد نخبه ، زندگی با ثباتی داشته باشد ؟ ما در زندگی افراد عادی می بینیم که مثلاً کسی امکانات کافی هم دارد، ولی تنبل است و کتاب های درسی خودش را هم به زور می خواند. اما افراد نخبه آدم های عادی نیستند . وقتی وارد زندگیشان می شویم می بینیم پراست از کتاب و مجله و مطالب خواندنی . همه را هم می خواند و کارها را با برنامه ریزی انجام می دهد. این ثبات مسلماً دلیلی دارد...

شمایی : انسان در روند زندگی تا 15% خودش دخیل است . چون آدم نمی داند یک ساعت بعد چه اتفاقی می افتد. ولی از این مبحث که بگذریم به پشتکار و اراده و MANAGEMENTآدم بر می گردد ؛ مهمترین مبحث است. دکتر جاهد به تمام ایمیل هایش جواب می دهد و دانشجوهایش به موقع با او صحبت می کنند و از او اطلاعات می گیرند. برنامه زندگی ایشان کاملاً روتین است. استاد دانشگاه واترلو کانادا هستند و تدریس دارند اما کاملاً MANAGEMENT دارند و واقعاً به هیچ مشکلی بر نمی خورند. هیچ وقت قرارهایی که دارند عقب نیفتاده ؛ پس قطعاً یک اراده و پشتکار ورای این MANAGEMENT هست.

تاجیک : تمام کاری که آدم می تواند بکند 15 درصدش را خودش می تواند تعیین مسیر بکند برای جامعه 70 درصدش آن را جامعه جلویش می گذارد مسیرش را و خود آدم آنجایی مؤثر می شود که بتواند HANDLE بکند و جامعه را آن جوری که خودش می خواهد تغییر بدهد و در آن حرکت کند. چیزی که باعث می شود آدم بتواند این کار را انجام بدهد داشتن تجربه ای است که آدم «به هنگام » بتواند تصمیم بگیرد و بالاخره یک راه حل پیدا کند.

راد: به نظر من همانطور که آقای شمایی گفتند آدم تا مدیریت نداشته باشد نمی تواند آن جوری که می خواهد کارش را پیش ببرد. آدمی که مدیریت زمانی نداشته باشد نمی تواند به کارهایش برسد و [ طبعاً ] نمی تواند موفق باشد.

الان آقای تاجیک و من ، هرکدام 4- 3 تا پروژه داریم که هیچ ربطی به هم ندارد و اگر MANAGEMENT نداشته باشیم نمی توانیم از عهده برآییم و کارها از دستمان خارج می شود در کنار اینها درس هم می خوانیم: من 18 واحد درسی برداشته ام و پروژه های پایانی هم هست. این حجم عظیمی است که خیلی از دانشجوها از عهده یکی از اینها هم بر نمی آیند که انجام همه ی این کارها به خاطر داشتن MANAGEMENT است.

تبیان : تا به حال در کارتان اضطراب داشته اید؟

خوب ، بلی . آقای دکتر جاهد مرتبDEADLINE می گذارند و خیلی اوقات ما به DEADLINE ها نمی رسیم و همین باعث اضطراب می شود . اصلاً زندگی در شهری که همه اش ترافیک و دود است توأم با اضطراب می شود. مثلاً خانه ی ما در سعادت آباد است و تا رسالت که دانشگاهمان قرار دارد بیش از یک ساعت طول می کشد که برسم و همیشه در راه اضطراب دارم که به موقع برسم یا نرسم.

تبیان : این اضطراب چقدر در کار و اختراعتان به شما کمک کرده است؟

تاجیک : این اضطراب تا حدی خوب است یعنی آدم را مجبور به بعضی کارها می کند ؛ اضطراب انرژی انجام کار را به آدم می دهد. خیلی کارها انرژی زیادی می خواهد. اضطراب این انرژی را در ما ایجاد می کند . شاید این اضطراب یک مقدار آزار دهنده باشد ولی این دقیقاً از احساس مسئولیت ما ناشی می شود.

تبیان : چه قدر اهل سفرید؟

تاجیک : زیاد.

شمایی : خیلی زیاد.

تبیان : تیمی به مسافرت می روید؟

تاجیک : تیمی هم می رویم.

تبیان : وقتی تیمی می روید به چه عنوان می روید ؟ هدف علمی هم دارید؟

تاجیک : هدف علمی به جای خودش ؛ حالا یا خودمان می رویم و یا با دانشگاه و یا تفریحی می رویم.

تبیان : بزرگترین آرزوی شما چیست؟

تاجیک : برنامه کوله پشتی هم این سؤال را پرسید ؛ بزرگترین آرزوی من اینست که بیشتر از یک نفر باشم. یعنی خیلی اوقات آدم کم می آورد و به خیلی چیزها نمی رسم که فکر می کنم هیچ وقت به آن دست پیدا نمی کنم.

شمایی : شبانه روز 48 ساعت باشد.

تبیان : حرف آخرتان چیست؟

تاجیک : حرف آخر این است که به قول پروفسور هاردی می گویند که بزرگترین وظیفه یک جوان بلند پروازی است پس باید بلند پروازی کنیم تا به آن چیزهایی که می خواهیم برسیم.

شمایی : حرف آخر همان کاری است که ما سه نفر انجام دادیم.

راد : تنها یک قدم

منبع: بخش نخبگان سایت تبیان

لینک ها

 مصاحبه با فرهنگ گنج دانش رتبه اول كنكور علوم انسانی سال 1383 

 مصاحبه با آرش فارسی رتبه اول كنكور ریاضی سال 1383 

 مصاحبه با روح الله شریفی 

 مصاحبه با نخبگان جوان 

UserName