• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3519
  • پنج شنبه 1388/7/23
  • تاريخ :

 

معراج در محراب (2)

 

زندگي نامه آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني

ادامه ...

ياور و مريد امام :

شهيد اشرفي اصفهاني، علاقه فراواني به امام رحمهم‏الله داشتند و همواره به ايشان عشق مي‏ورزيد. قبل از انقلاب و در جريان دستگيري و تبعيد امام خميني رحمةالله به نجف اشرف، مرتب با معظم له در تماس بودند و وجوهات شرعي را به محضر ايشان ارسال مي‏کردند. ايشان با تمام مشکلات امنيتي که رژيم طاغوت براي برقراري ارتباط با امام پديد آورده بود، با واسطه با امام در ارتباط بودند و موضوعات مختلف را به محضر امام مي‏رساندند و کسب تکليف مي‏کردند. امام نيز از اوايل آشنايي، به ايشان عنايت و توجه ويژه داشتندو در سال 1384 ه .ق، اجازه نامه‏اي مبني بر تصرف آيت اللّه‏ اشرفي در برخي امور، مانند نظارت بر اجراي حدود الهي و وجوه شرعي براي او نوشتند و هميشه در مکاتبات خويش، با احترام و عظمت از ايشان نام مي‏بردند. در دوران انقلاب اسلامي، آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني، به عنوان يار و ياور امام، محور مبارزات مردم کرمانشاه بود و رهبري امام را همواره تبليغ و تأييد مي‏کرد و صميمانه به ايشان عشق مي‏ورزيد.

زندگي نامه آيت الله اشرفي اصفهاني

فقيه مجاهد :

شهيد اشرفي اصفهاني از آغاز جنگ تحميلي تا روز شهادت، مسأله جنگ را از مسائل اساسي انقلاب مي‏دانست و از آغاز جنگ تا آخر حيات خويش، ميل وافري به حضور در جبهه از خود نشان مي‏داد. با اين که مقامات امنيتي و حفاظتي، از اين کار ممانعت مي‏کردند و مصلحت نمي‏ديدند که ايشان به جبهه‏ها مسافرت کنند، ولي آن شهيد بزرگ‏وار، در هر فرصتي به ديدار رزمندگان مي‏شتافت. هر گاه در جبهه‏ها براي رزمندگان سخنراني مي‏کرد، با يکايک آنان دست مي‏داد، به سنگرهاي آنان سر مي‏زد و با ايشان به گفت و گو مي‏نشست. ايشان بارهافرموده بود که:«وقتي به جبهه مي‏روم، تا مدتي روحيه‏ام قوي مي‏شود» و مي‏گفت: «قدرت خدا در جبهه‏هاست. هر کس مي‏خواهد خدا و دست [قدرت] خدا را ببيند، به جبهه‏ها برود».

مشوّق جوانان :

خطبه‏هاي پرشور شهيد اشرفي اصفهاني، در پيشبرد انقلاب و ادامه جنگ تحميلي و دفاع مقدس فوق العاده مؤثر بود. وي علاوه بر تشويق جوانان در عزيمت به جبهه‏هاي دفاع مقدس و دعوت مردم براي کمک به جبهه‏ها، خود نيز عملاً مدافع و مجاهد بود. ايشان به رغم کهولت، چندين بار در جبهه‏هاي نبرد حاضر شد. وقتي مي‏گفتند شما جلوتر نرويد، چون ممکن است دشمن ببيند و حادثه‏اي رخ دهد، مي‏فرمود:«خون من که از خون اين بچه‏ها بالاتر نيست، بگذاريد شايد من هم در جبهه‏ها شهادت نصيبم گردد، شايد آن چيزي که سال هاست به دنبال آن هستم، در جبهه‏ها پيدا کنم».

در رکاب ولايت :

شهيد اشرفي که خود از عالمان بزرگ عصر خويش به شمار مي‏آمد و از موقعيت علمي بالايي نيز برخوردار بود، اطاعت از امام و حمايت از ولايت فقيه را بر همه واجب و لازم مي‏دانست. وي در طول مدت تبعيد حضرت امام رحمهم‏الله هيچ گاه از حمايت ايشان دست برنداشت و پيوسته با امام خميني رحمهم‏الله در تماس بودند. ايشان مي‏گفت: «امروز اطاعت از امام، حتي بر فقها هم لازم است و از حکم امام، فقها هم نمي‏توانند تخلف کنند». و بارها مي‏فرمود:«تقويت امام، تضعيف کفر و تضعيف امام، تقويت کفر است.» شهيد اشرفي در توصيه خود به ملت ايران و مسئولان کشور، اطاعت از ولايت فقيه را متذکر شده و مي‏فرمودند: «بايد همه گوش به فرمان امام(ولايت فقيه) باشند. امام هم که از خودش چيزي ندارد؛ فرمايش امام، فرمايش خدا و پيغمبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است».

مناجات شبانه :

نيايش در دل تاريکي و تنهايي شبانه، فاصله گرفتن از غير و دل در گرو تنها معبود هستي سپردن است. راز و نياز شبان‏گاهي، عروج روح از دل زمين خاکي به سوي ملکوت معنويت و نشانه تسليم در برابر باري تعالي است. شهيد اشرفي، اين عالم با تقوا نيز در طول زندگاني پر ثمر خويش، از اين مهم غفلت نکرد، به طوري که فرزند وي مي‏گويد: «در مدت شانزده يا هفده سالي که با ايشان بودم، يک شب نديدم که نماز شب ايشان ترک بشود».

زندگي نامه آيت الله اشرفي اصفهاني

صفاي نفس و آرامش روح :

روحيات، اخلاق و سيرت عملي شهيد اشرفي آن چنان بود که ديدار کنندگان با او، از ملاقاتش دل نمي‏کندند. کلماتش آن قدر دل نشين بود که مردم هيچ گاه از شنيدن سخنانش خسته نمي‏شدند و چهره نوراني‏اش به حدّي جذّاب بود که وقت خداحافظي، بعضي با چشم گريان از او جدا مي‏شدند. چهره نوراني اين عالم فرزانه، انسان را به ياد خدا مي‏انداخت و آرامش روحي و رواني پيدا مي‏کرد. امام خميني رحمهم‏الله در تجليل از ايشان مي‏فرمايند: «هر وقت آقاي اشرفي اصفهاني را مي‏بينم، به ياد خدا مي‏افتم».

هميشه ساده زيست :

شهيد محراب آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني در طول حيات خويش، زندگي بسيار ساده‏اي داشت و بعد از پذيرفتن مسئوليت امامت جمعه کرمانشاه هم زندگي‏اش تغييري نکرد. ايشان در خانه‏اي بسيار کوچک و قديمي زندگي مي‏کرد که نزديک به ده سال بود که تعمير نشده بود؛ خانه‏اي که سقف اطاق و راهرو آن در حال ريختن بود و بعضي از قسمت‏ها گچ‏هاي ديوار ريخته بود، ولي ايشان هرگز رضايت نمي‏دادند که اطرافيان به تعمير آن بپردازند و مي‏گفتند:«خانه‏هاي مردم را هواپيماهاي عراقي خراب کرده‏اند و بندگان خدا زير چادرها زندگي مي‏کنند، [آن وقت] شما مي‏خواهيد خانه را تعمير کنيد. پولي را که براي گچ مي‏خواهيد بدهيد، به جنگ زده‏ها بدهيد [که[ ثوابش خيلي بيشتر است».

تواضع و فروتني :

آيت اللّه‏ اشرفي، بسيار متواضع بودند و رفتارشان درس ادب و تواضع براي اطرافيان بود. ايشان به دليل داشتن اين ويژگي، بيش‏تر کارها را خود انجام مي‏دادند و حتي به فرزندان و يا همسر خود کاري واگذار نمي‏کردند و تا قبل از اين‏که موضوع ترور شخصيت‏ها پيش بيايد، خريد مايحتاج خانه را نيز خودشان انجام مي‏دادند. آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني با مقام بالايي که داشتند، هميشه درب منزل را شخصا به روي مراجعان باز مي‏کردند و با دست لرزان خود، از ميهمانان پذيرايي مي‏کردند. ايشان هرگز در قسمت بالاي اتاق نمي‏نشستند و نزديک، در جايي بود که هنگام مهمان داشتن، آن جا مي‏نشستند.

شهيد محراب و مشقات زندگي :

شهيد محراب آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني در طول عمر با برکت خويش که قسمت اعظم آن به تحصيل و آموختن علم سپري گشت، همواره با تنگ‏دستي و سختي زندگيِ طلاب آن زمان مواجه بود. آن شهيد محراب با شهريه بسيار ناچيزي که دريافت مي‏کرد، توان اجاره کردن منزل را نداشت و بنابراين، در تمام مدت تحصيل در قم، هيچ‏گاه نتوانست خانواده خود را به اين شهر ببرد.

آثار شهيد :

شهيد اشرفي، فقيه و عالمي خستگي ناپذير بود که در طول زندگاني ارزشمندش، آثار گران بهايي از خود به يادگار گذاشت. وي پس از کسب علم و دانش و تحصيل در حوزه، بر کرسي تدريس نشسته و شاگردان برجسته‏اي تربيت کرد.آيت اللّه‏ اشرفي اصفهاني، نه تنها در سنگر تعليم و تربيت، بلکه در عرصه تحقيق و پژوهش نيز فعاليت‏هاي گران سنگي داشته و آثار علمي و قلمي بسيار ارزنده‏اي از خود به جاي گذاشت است؛ از جمله آثار علمي وي عبارتند از: البيان، در علوم قرآن؛ تفسير قرآن، خلاصه‏اي از تفاسير شيعه و سنّي؛ مجمع الشّتات، در اصول دين و عقايد و کلام؛ مجموعه‏اي درباره حروف مقطعه قرآن؛ و کتابي در موضوع غيبت امام عصر(عج).

                                                                    ادامه دارد ... .


  منبع :  

 پايگاه حوزه

معراج در محراب (1)

معراج در محراب (1)

در سال 1281 ش، در خمینی شهر اصفهان کودکی متولد شد که عطاءاللّه‏ نام گرفت. پدرش مرحوم میرزا اسداللّه‏ از عالمان دین و مردی زاهد بود که زندگی ساده‏ای داشت. مادرش بانو «نجمه» فرزند مرحوم سید محمد تقی میردامادی، زنی با ایمان و پاک دامن بود. نیاکان آیت‏اللّه‏
UserName