• تعداد بازديد :
  • سه شنبه 1388/08/05
  • تاريخ :

دلنوازی شمس العماره یا دلنوازان!

دلنوازان

در چند سال اخیر، رسانه ملی در اقدامی تازه، به پخش مجموعه های تلویزیونی شبانه با موضوعات خانوادگی پرداخته است. طبیعتا دلایل مختلفی از جمله پخش شبانه در ساعتی معین، موجب جذب مخاطبان به این مجموعه های تلویزیونی شده است. البته ارائه موضوعاتی که بیشتر به دغدغه ها و چالش های جوانان مربوط می شود، در اقبال عمومی نسبت به این مجموعه ها موثر بوده است.

در حال حاضر دو مجموعه تلویزیونی "شمس العماره" و " دلنوازان" از شبکه دوم و سوم سیما در حال پخش است. هر یک از این دو مجموعه مختصات ویژه ای دارند که به هر یک اشاره می کنیم.

دلنوازان حکایت زندگانی یک جوان عاشق است که می خواهد با صداقت و جسارت، از قدرت و حق انتخاب خود در تعیین سرنوشتش استفاده نماید. او نیز مثل رسمی که بارها شاهد بوده ایم، برای ازدواج با دختر عمه اش کاندید شده بود، که علیه این انتخاب به پا خواست و به سمت انتخاب شخصی خویش رفت، هر چند که این اقدام دردسرهای بسیاری برای او به دنبال داشت.

این جوان جسور پدر خوانده ای دارد که اهل جبهه و جنگ است، پدرش به دلیل کلاهبرداری از کشور گریخته و خواهر کوچکش نیز در کودکی گم شده است. حالا به حمایت پدر خوانده اش مدیریت یک آژانس مسافرتی را بر عهده دارد از همه مهم تر اینکه مادر او مشاور و ناظم مدرسه است.

 به نظر می رسد در این داستان هم قرار است شاهد حوادث تکراری و بعضا غیر منطقی باشیم که مدام تکرار می شوند

یلدا دختری است که بر حسب یک اتفاق با این خانواده آشنا می شود و بهزاد دلبسته او می شود و به ازدواج با او اصرار می کند. بهزاد در این راه تمامی مشکلات از جمله از دست دادن شغل و حمایت مالی و عاطفی خانواده را می پذیرد.

به این ترتیب یک داستان رمانتیک و البته غم انگیز، شکل می گیرد که در کنار خود حواشی زیادی را دارد. به رسم همه داستان های فارسی... در این حاشیه چند نفر از اعضای دفتر آژانس مسافرتی قرار دارند که جوانانی احساساتی هستند که در مزاح و نزاع دائمی با یکدیگر هستند و به نوعی در سرنوشت یلدا و بهزاد هم نقش آفرینی می کنند. البته لازم به ذکر است که در این گیر و دار، بزرگترهای این قصه هم بعضا خطا می کنند و گاهی به نظر می رسد فرزندان آنها رفتاری عاقلانه تر و منطقی تر از والدین خویش دارند. به طوری که این گونه رفتارها موجب می شود تا بهزاد دچار احساسی شبیه به انتقام جویی شود. چرا که اطرافیان نیز بعضا خواهان انتقام جویی هستند.

بنابراین به نظر می رسد باز هم با یک داستان عاشقانه تکراری مواجه هستیم. یعنی همان قصه ازدواجهای تلویزیونی و خفیف کردن عشقهای انسانی از یک سو و ماجراجویی های ادبیات فیلمهای عامه پسند هندی از طرفی دیگر، به قربانی شدن عظمت و ارزشمندی عشقی می انجامد که از یک سو در آن باید دختری گم شده پیدا شود و از سویی پدری فراری حاصل جنایت خود را در نابینایی فرزند گم شده اش بیابد. این همه درس و نصیحت لابلای یک جریان عاشقی ظهور پیدا می کند که به نظر می رسد به دنبال طرح حق انتخاب و آزادی و کرامت انسانی است اما آنقدر کارگردان محترم آن را کش می دهد و به حاشیه می رود که رنج زیبای انتخاب، در نزد مخاطب به لجبازی و گستاخی بهزاد تبدیل می گردد.(سایت تابناک:21مهر88)

دلنوازان

به هر حال به نظر می رسد در این داستان هم قرار است شاهد حوادث تکراری و بعضا غیر منطقی باشیم که مدام تکرار می شوند و به یکباره در پایان داستان همه چیز حل می شود. هر چند که در این مجموعه رفتارهای مناسب و هدفمند نیز دیده می شود اما به صورت حداقل در میان رفتارهای سایرین گم می شود.

درگیر کردن مخاطبان با یک داستان عشقی ناپخته که بیشتر به یک هوس شبیه است، و نمایش رفتارهایی عامیانه، به نظر می رسد که چندان منصفانه نیست.

و باز هم تکرار سنت اجتماعی نادرست تهدید و تحقیر و آنگاه ترحم. کارگردان محترم که در صدد معرفی پدر خوانده بهزاد به عنوان یکی از مردان دفاع مقدس است آنقدر در جنبه های فرهنگی و تربیتی او را ناتوان معرفی می کند که بهزاد را مجبور می سازد تا سخنان نادرست اتابک در مورد پدر خوانده اش را بپذیرد.

نبود یک گفتمان منطقی در یک خانواده و شاید یک جامعه، حاصلش بهزادهایی است که یا باید استقلال مالی داشته باشند و در غیر این صورت بتدریج حقوق خود را آنقدر پایین بیاورند که در سایه بزرگترها گذرانی داشته باشند و مزه و لذت زندگی را از کانال آنان عبور داده و به حداقلها رضایت دهند.

چرا در این شبهای یأس آلود پاییزی به تبیین حق عاشقی و تأیید هرچه بیشتر کرامت آزادی و دلدادگی انسان پرداخته نمی شود؟ و تنها از عشق آن هم در نگاهی سطحی، نگاه چهره به چهره باقی می ماند؟(سایت تابناک:21مهر88)

اما مجموعه تلویزیونی "شمس العماره" داستانی متفاوت و نسبتا تازه از شبانه های تلویزیونی را به نمایش گذاشته است. داستانی که به واسطه حضور بازیگرانی توانمند، قصه جذابی را رقم زده و با استقبال مخاطبان نیز مواجه شده است.

تماشاگر ایرانی عطش خاصی نسبت به سریال های عاطفی و خانوادگی دارد

حقیقتا داستان شمس العماره بسیار ساده است و نمی توان موضوع خاصی را به عنوان تعریف، برای آن ارائه داد. به نظر می رسد نوع شخصیت پردازی در این داستان در کنار هنرمندی بازیگران در ایفای نقش شان، عامل اصلی موفقیت این سریال می باشد. البته به طور کلی فضای داستان بسیار شاد و مفرح است و همین مساله در ایجاد نوعی احساس خوشایند در مخاطبان، موثر است.

شخصیت هایی مثل عمو هرمز، عمه شمسی، پری خانوم، زیور و رحمت، هر کدام به نوعی معرف نوعی از طرز تفکر در جامعه هستند که به مدد دیالوگ های وزین و البته گه گاه حاوی پند و توصیه اخلاقی و فرهنگی، به ارزش های این مجموعه تلویزیونی می افزاید.

در کنار این شخصیت ها، با شخصیت لیلا مواجه هستیم که نماینده قشر جوان در جامعه امروز است که با مساله مهم ازدواج درگیر است و اتفاقا در گیر و دار تفکرات مدرن و امروزی، قصد دارد به شیوه سنتی خواستگاری با حضور بزرگترها، دست به انتخاب زند. شخصیت لیلا شباهت بسیار زیادی به دختران امروزی و بی‌اعتمادیشان به ازدواج دارد و تماشای‌ گیر‌افتادن خواستگاران لیلا در تله بی‌صداقتی، ممکن است به مذاق مخاطب خوشایند باشد. اما همه این خوشایندی‌ها در یك شبكه روابط داستانی جذاب است كه به پختگی می‌رسد و سریال را از سطح یك برنامه عادی به سطح یك اثر قابل اعتنا؛ حال در هر ژانری می‌رساند.

دلنوازان

مجموعه شمس‌العماره و عکس العمل بینندگان تلویزیون به آن، به چند نكته اساسی در تلویزیون ما اشاره دارد. اولین نکته این است که تماشاگر ایرانی عطش خاصی نسبت به سریال های عاطفی و خانوادگی دارد. نکته دوم توجه به این مساله است که افراد جامعه در زندگی روزمره خود با انواع و اقسام گرفتاریها مواجه هستند و ترجیح می دهند لحظاتی شاد و مفرح را پای تلویزیون بگذرانند. اصل مهمی كه مخصوصا در سالیان اخیر بسیار مغفول مانده است و سریال‌هایی چون شمس‌العماره از جمله برنامه‌هایی هستند كه استقبال از آنها پیش از آنكه به‌وجود خود اثر بستگی داشته باشد به كمبودش در نوع تولیدات سیما بستگی دارد. در واقع مجموعه هایی از این دست را کمتر دیده ایم، در حالیکه شاید بیان نکات آموزنده اخلاقی و فرهنگی و ارائه الگوهای مناسب رفتاری در برنامه هایی همچون این مجموعه از قابلیت بالاتری نسبت به سایر برنامه ها برخوردار است.

فاطمه ناظم زاده/گروه جامعه و سیاست

تنظیم برای تبیان: سعید آقازاده

UserName