• تعداد بازديد :
  • پنج شنبه 1388/07/23
  • تاريخ :

زندگي سپيد با دو چشم بي سو

روز جهاني نابينايان

کودک

امروزه باوجود پيشرفتهاي علمي و فن آوريهاي شگرف تمدن بشري، پيشگيري و درمان معلوليت هاي مختلف و محو پديده ناخوشايند نابينايي ـ به جز در مواردي بسيار معدود ـ آرزويي بيش نيست. نابينايان به عنوان قشر غيرقابل اغماضي از جامعه در سطوح مختلف سني مطرحند. كودك نابينا براي نخستين بار در فضاي خانواده نفس مي كشد. افراد خانواده نخستين كساني هستند كه كودك نابينا حضور آنها را درك مي كند. بنابر اين پدر ومادر كودك نابينا نخستين آموزگاران و سازندگان بناي شخصيتي اويند.

پدر ومادري كه بطور غيرمنتظره كودك نابينايي را در آغوش مي گيرند با احساسي آميخته با ناباوري و عدم قبول اين واقعيت ناخواسته، اضطراب انديشه «چه كنم» امروز و نگراني و وحشت «چه خواهد شد» فردا، روبرو مي شوند.

پدر ومادري كه بطور غيرمنتظره كودك نابينايي را در آغوش مي گيرند با احساسي آميخته با ناباوري و عدم قبول اين واقعيت ناخواسته، اضطراب انديشه «چه كنم» امروز و نگراني و وحشت «چه خواهد شد» فردا، روبرو مي شوند. اين احساس مخرب در روحيه و احساسات اين طفل كوچك و معصوم اثر مي گذارد. احساس ناامني را در ضمير او تقويت مي كند. اتكاي به نفس را از او مي گيرد و به خودباوري و استقلال وي زيان مي رساند. به همين جهت آموزش و راهنمايي پدر ومادر كودك نابينا در درجه اول ضروري تر از خود اوست. والدين كودك نابينا، نابينايي او را فاجعه يي بزرگ مي پندارند و نمي دانند كه درك آنها از فرزندشان به كلي با درك وي از خودش متفاوت است. كودك نابينا ابتدا اصلاً نمي دانسته كه از چه چيزي محروم شده و يا چه چيزي را از دست داده است و ديگران با او متفاوتند.

کودک

اين ناآگاهي از خود، تا مدتها ادامه دارد. كودك نابينا در سنين پيش از دبستان آمادگي پذيرش آموزشهايي را دارد كه به كسب مهارتهاي خودياري منجر مي شود. ليكن از آنجايي كه بيشتر مراحل يادگيري در اين سنين از طريق تقليد صورت مي گيرد، شايسته است ديگر حواس وي به حدي تقويت شوند كه بتوانند جايگزين حس بينايي شوند. در حين تقويت حواس در هر فرصت مناسب با گفتن مطالبي شيرين و جذاب محيط پيرامون او را توصيف و قابل درك نمود تا قادر به تقليد شود. همچنين بايدبه رشد حركتي و تقويت مهارتهاي جهت يابي كودك توجه خاصي داشت. كودك در اين سنين داراي انرژي فراوان و هيجان بسيار، براي تحرك وبازي است و بتدريج به تفاوت هاي خود با ديگران پي مي برد.

 

 

كم كم به محدوديت هاي خود مي انديشد، و احساس عدم امنيت نسبت به محيط پيرامونش در وي به وجود مي آيد. در اين زمان بايد كودك را دريافت. بايد او را با محيط آشنا كرد تا احساس امنيت كند.

بايد شرايط شركت او را در بازيهاي گروهي با همسالانش فراهم ساخت. او را با توانمنديهاي خود آشنا كرد و مقدمات بروز استعدادها و توانايي هايي را فراهم ساخت.

اگر كودك رها شده و در خود فرو رود،بتدريج از فرآيند رشد عقب مانده و از بستر طبيعي اجتماع منزوي مي شود.

کودک

بدون شك نقص بينايي در احراز تجربه و كسب دانش محدوديتهايي ايجاد مي كند، ولي اين محدوديت ها به آن اندازه نيست كه فرد نابينا را از تمام فعاليت هاي آموزشي، فراگيري حرفه و تجربه اندوزي محروم گرداند. چه بسيارند افراد نابينا كه در آموزش بسياري از علوم و فنون از بينايان نيز بهتر عمل كرده اند. نابينايان در علوم انساني پيشرفتي قابل توجه دارند. برخي از كارها را مشتركاً با بينايان انجام مي دهند. فكر و دست آنان با كمك و ديد بينايان بر بسياري از مشكلات فايق مي آيد.

 

آموزش و پرورش كودكان و بخصوص نابينايان درگرو اتحاد مستمر و محكم اوليا خانه و مدرسه امكان پذيرمي گردد. متوليان امور آموزشي و پرورشي بايد از وحدت رويه و وفاق كامل و تقسيم كار مناسبي برخوردار باشند تا اجراي صحيح وظايفشان، به اهداف عالي هم نزديك شود.

 

 اولياً خانه و مدرسه

دانش آموز نابينا، ضمن برقراري جلسات و ملاقات هاي مستمر و مكرر، آموزش و پرورش فرزندشان را جريان مي دهند و از هر گونه وقفه يا عدم هماهنگي جلوگيري مي كنند. به اين ترتيب تحصيل دانش آموز نابينا بي وقفه استمرار خواهد داشت، تا چشمان خاموش او بتواند فانوس راه خود و ديگران باشد.

 

منبع :دنياي نابينايان

تنظيم براي تبيان :داوودي

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName