• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1388/07/19
  • تاريخ :

شهداى جنگ خندق

لشکر

 

کاربران گرامی سلام. تا به امروز گزارشی تفصیلی از جنگ" احزاب "که نامی است که خداوند بزرگ در قرآن به این جنگ نهاده است پرداختیم.اما آنجه در جریان این جنگ بسیار کم شنیده اید ،به شهادت رسیدن تعدادی از یاران با وفای پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)است.ما در این نوشتار به معرفی این شهیدان و یکی از درس آموزترین شهادت ها می پردازیم.

جنگ خندق با تمام مشكلاتى كه براى مسلمانان ایجاد كرده بود و فشار و دشوارى كه براى آنها داشت با نصرت الهى به سود مسلمانان پایان یافت و احزاب‏بسرعت به سوى مكه كوچ كردند، و از آن پس نیز ـ چنانكه رسول خدا (ص) خبر داده بود ـ دیگر مشركان نتوانستند لشكرى فراهم كرده به جنگ پیغمبر اسلام و پیروان او بیایند.

و در این جنگ همان طور كه پیش از این اشاره شد به خاطر حفر خندق و وجود آن حایل بزرگ، حمله‏اى كه به صورت عمومى باشد از طرف مشركین صورت نگرفت، جز آنكه چند بار حمله‏هاى پراكنده از جانب گروههایى كه توانسته بودند خود را به این طرف خندق برسانند صورت گرفت كه آنها نیز به وسیله مسلمانان دفع مى‏شد.البته گاهى همین حمله‏ها روى نقشه قبلى و تاكتیكهاى جنگى صورت مى‏گرفت و به دنبال آن تیراندازان دشمن نیز به صورت دسته جمعى شروع به تیراندازى مى‏كردند كه در این گونه حمله‏ها كار بر مسلمانان سخت مى‏شد تا آنجا كه مورخین نوشته‏اند در پاره‏اى از روزها مسلمانان حتى فرصت نماز خواندن پیدا نمى‏كردند و نمازشان قضا مى‏شد و تمام ساعات روز و شب را به دفاع از آنها سرگرم بودند.

بار خدایا اگر هنوز جنگ با قریش پایان نیافته و باز هم قرار است مسلمانان به جنگ قریش بروند مرا زنده بدار تا در آن جنگها نیز شركت جویم، زیرا هیچ عملى نزد من محبوبتر از جنگ با آنها نیست، آنها كه پیغمبر تو را تكذیب و آزار كرده و از شهر و دیارش بیرون كردند، و اگر جنگ با قریش پایان یافته این زخم را وسیله شهادت من قرار بده، ولى مرا زنده بدار تا سرنوشت یهود بنى قریظه و سزاى‏خیانت بزرگى را كه به مسلمانان كردند در آنها ببینم و دیدگانم از این بابت روشن شود، آن گاه جانم را بگیر

در همین حمله و تیراندازیها جمعا شش تن از مسلمانان شهید شدند كه همگى از انصار مدینه و از بزرگان و سرشناسان تیره‏هاى مختلف اوس و خزرج به شمار مى‏رفتند.

ابن هشام نام آنها را این گونه ثبت كرده: انس بن اوس و عبد الله بن سهل از تیره بنى عبد الاشهل، طفیل بن نعمان و ثعلبة بن غنمه از بنى جشم، كعب بن زید از بنى النجار و سعد بن معاذ ـ رئیس قبیله اوس ـ كه به وسیله مردى از قریش به نام حبان بن قیس به عرقة بسختى تیر خورد و تیر به رگ اكحل او اصابت كرده، خون بشدت فوران نمود.

سعد كه چنان دید دست خود را روى آن زخم گذارده آن گاه سر را به سوى آسمان بلند كرد و گفت: بار خدایا اگر هنوز جنگ با قریش پایان نیافته و باز هم قرار است مسلمانان به جنگ قریش بروند مرا زنده بدار تا در آن جنگها نیز شركت جویم، زیرا هیچ عملى نزد من محبوبتر از جنگ با آنها نیست، آنها كه پیغمبر تو را تكذیب و آزار كرده و از شهر و دیارش بیرون كردند، و اگر جنگ با قریش پایان یافته این زخم را وسیله شهادت من قرار بده، ولى مرا زنده بدار تا سرنوشت یهود بنى قریظه و سزاى‏خیانت بزرگى را كه به مسلمانان كردند در آنها ببینم و دیدگانم از این بابت روشن شود، آن گاه جانم را بگیر.

دعاى سعد به اجابت رسید و خون ایستاد و تا روزى كه بنى قریظه از بین رفتند و به حكم همین سعد بن معاذ مردانشان مقتول و زنان و كودكانشان اسیر گشتند زنده ماند و به دستور رسول خدا (ص) خیمه‏اى براى او در مسجد زده بودند و در آن خیمه از او پرستارى مى‏كردند و پس از پایان یافتن كار بنى قریظه، جاى همان تیر باز شد و خون جارى شد و سبب شهادت او گردید.

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: ابوذر سلطانی

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسابقه ...

امتياز این سوال :
UserName