• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 14749
  • شنبه 1388/7/18
  • تاريخ :

اکسپرسیونیسم یا تعبیرگرایی

اکسپرسیونیسم یا تعبیرگرایی

مکتبی است در ادبیات، نقاشی، پیکرتراشی و سینما. این مکتب نخست در حدود سال 1905در نقاشی آلمان به وجود آمد و در طول دهه بعد از جنگ اول (1914-1918م) ادامه یافت. ظاهرا اولین بار اصطلاح اکسپرسیونیسم برای نقاشی های ژولیان آگوست هروه نقاش فرانسوی به کار رفت. ونسان ون گوگ (1853-1890م) نقاش معروف هلندی و ف.هودلر نقاش یویسی را می توان از جمله کسانی دانست که در پیدایش این مکتب موثر بوده اند.

توصیف و تعریف دقیق و یافتن خصوصیات مشترکی که بتواند همه ویژگی های این مکتب را در زمینه های مختلف هنری نشان دهد، مشکل است. به طور کلی می توان گفت که اکسپرسیونیسم مکتبی است شدیدا ضد واقع گرایی و تقلید و تکرار و دوباره سازی واقعیت و طبیعت را رد می کند وتمایل اصلی آن، پرهیز از روش های واقع گرایی و ناتورالیستی (ناتورالیسم) و اصل حقیقت مانندی (کلاسیسیسم) است و هدف آن، القای تاثرها و حالت های هنرمند با شخصیت های ساخته ذهن او از طریق تعبیری است که هنرمند از آن ها می کند. هرچند از نظر بعضی، اکسپرسیونیسم از تحریف و انتزاعی کردن موضوع ها پرهیز دارد اما عده ای دیگر، اکسپرسیونیسم را نتیجه و دنباله امپرسیونیسم در کوشش هایش برای عینیت بخشیدن به تجربه درونی، از امپرسیونیسم نیز پیشتر رفته است.

در نقاشی های این مکتب، اشکال طبیعی و دنیای خارج به صورت مبالغه آمیز و تحریف شده تجلی می یابد، زیرا از نظر هنرمند اکسپرسیونیست دنیا (واقعیت) در جای خود وجود دارد و تکرار و دوباره سازی آن کار بیهوده ای است. به قول کازیمیراداشمیت، هنرمند اکسپرسیونیست فقط به واقعیتی که خود آفریده است اعتقاد دارد و هر قاعده و قانون دیگری را جز آن چه مربوط به تعبیر و دریافت او از واقعیت می شود فراموش می کند و از دنیای واقعی تنها آن چه را در ذهن و روان او منعکس می شود، واقعیت به حساب می آورد. بدین گونه هنرمند این مکتب، به حد افراط ذهنی گراست مثلا نقاش اکسپرسیونیست برای نشان دادن عوالم کودکی، دست به کشیدن تصویری از کودکی در حال بازی نمی زند، بلکه سعی می کند خصوصیات جسمانی کودک را با حالتی مبالغه آمیز به تصویر بکشد تا تعبیری را که از کودک و کودکی دارد به بیننده منتقل کند. بدین ترتیب نقاش اکسپرسیونیست در اثر خود، زندگی را نه آن گونه که در ظاهر هست و نه از دیدگاهی بی طرفانه، بلکه آن گونه که خود تعبیر می کند، به نمایش می گذارد و به همین منظور آگاهانه و به عمد ظاهر خارجی موضوع موردنظر خود را تغییر می دهد و آن را بنا به برداشت خود، تحریف می کند؛ از این جاست که اکسپرسیونیسم را قیامی ضد واقع گرایی به شمار آورده اند، زیرا دنیای عینی برحسب حالت های هیجانی و غیرمتعارف ذهن اکسپرسیونیست ها تغییر شکل می یابد، به اعتقاد گالرورثی (1867-1933م) نویسنده انگلیسی، هنرمندان اکسپرسیونیست سعی دارند درون اشیا را نشان دهند، بی آن که به نشان دادن بیرون آن بپردازند.

به عنوان مکتب ادبی، اولین جلوه های روش اکسپرسیونیستی در تئاتر به ظهور رسید و تاثیر آن به خصوص تئاتر سال های 1920اروپا به شدت آشکار شد و از تئاتر و نمایشنامه به سایر انواع ادبی راه یافت.

ریشه های اکسپرسیونیسم را می توان در آثار نویسنده سوئدی، استریندبرگ (1849-1912م) یافت.

ارنست تولر (1893-1939م) و جورج کایزر (1878-1945م) آلمانی و نیز کارل چاپک (1890-1938م) نمایشنامه نویس چک، از جمله نمایندگان این مکتب در نمایشنامه نویسی هستند. بیشتر این نمایشنامه نویسان، بر «برتولت برشت» (1898-1956م) نمایشنامه نویس آلمانی اثر گذاشتند.

شیوه اکسپرسیونیستی در تئاتر، بر فضاسازی غیرواقعی و دادن خصوصیت کابوس گونه به صحنه ها و نیز محتواهای هیجانی و عکس العمل های ذهنی شخصیت ها و صحنه پردازی های نمادین و هم چنین گفت و گوهای مقطع و تلگرافی تمرکز می یابد. در بعضی از آثار تئاتری، توالی معمول زمان به هم می ریزد و نمایش به صورت مجموعه ای از قطعاتی رویاگونه درمی آید.

بدین ترتیب هنرمند اکسپرسیونیست در اثر خود، زندگی را نه آن گونه که در ظاهر هست و نه از دیدگاهی بی طرفانه، بلکه آن گونه که خود تعبیر می کند، به نمایش می گذارد و به همین منظور آگاهانه و به عمد ظاهر خارجی موضوع موردنظر خود را تغییر می دهد و آن را بنا به برداشت خود، تحریف می کند؛

شیوه تحریف واقعیت در تئاتر اکسپرسیونیستی نیز به کار می رود، بنابراین ظاهر خارجی اشیا، آگاهانه مخدوش می شود. در نمایش های اکسپرسیونیستی، گاه صحنه به طور دقیق صحنه دنیای واقعی نیست، مثلا دیوارهای دادگاه برای القای حالت ذهنی متهم به شیوه ای غیرمعمول نشان داده می شود. استفاده از شخصیت ها ماسک زده و وسایل جدیدی از قبیل صحنه گردان و بهره گیری از تاثیرهای نور و صدا نیز از اختصاص تئاتر اکسپرسیونیستی است.

نمایش نامه های پیراندللو (1868-1936م) نویسنده ایتالیایی و گارسیالورکا (1898-1936م) شاعر و نویسنده اسپانیایی، یوجین اونیل (1888-1953م)، المررایس (1892-1967م)، آرتور میلر و تنسی ویلیامز (1911-1983م) نویسندگان آمریکایی را می توان تحت تاثیر این مکتب دانست.

روش پرهیز از صراحت های واقع گرایانه بر پیشروان تئاتر پوچی و هم چنین بر سینمای قرن بیستم، تاثیر بسیار گذاشت. اینگماربرگمان، فدریکو فلینی وآنتونیونی روش های اکسپرسیونیستی را برای نشان دادن افکار و رویاهای شخصیت های پریشان و مضطرب فیلم های خود به کار برده اند.

داستان نویسی قرن بیستم نیز از نفوذ اکسپرسیونیسم، بی نصیب نمانده است و نویسندگانی از قبیل ویرجینیاوولف (1882-1941م) نویسنده انگلیسی وفرانتس کافکا (1883-1924م) نویسنده چک وساموئل بکت، نویسنده ایرلندی در آثار خود، نشانه هایی از آن دارند.

یکی از شگردهای معمول اکسپرسیونیست ها در رمان، نشان دادن دنیای عینی است، بدان گونه که در تاثرات و حالت های شخصیت ها جلوه می کند.

اکسپرسیونیسم در شعر، به صورت توجه به اصوات و رنگ و کوشش هایی برای حس آمیزی که گاه به خاطر آن ها مفهوم فدا می شود، ظهور می کند. تحریف موضوع های جهان خارج و جابه جا کردن توالی زمان و کوشش دقیق برای نشان دادن، (نه توضیح دادن)، دنیا آن گونه که در ذهنی ناآرام و مشوش می تواند آشکار شود، از خصایص شعر اکسپرسیونیستی به حساب می آید. از جمله شاعرانی که شعر اکسپرسیونیستی را تجربه کرده اند، می توان ادیت سیتول (1887-1964م) شاعر انگلیسی را نام برد.

اکسپرسیونیسم را می توان عکس العمل و نشانه تمایلات رمانتیک هنرمندانی دانست که در جامعه صنعتی رو به رشد اوایل قرن بیستم می زیستند و بی اعتنایی آن جامعه نسبت به ارزش های هنری، آنان را به یافتن شیوه های جدید و به کارگیری شکل های متفاوت بیان هنری برمی انگیخت و این در حالی بود که عقاید زیگموند فروید (1856-1939م) روان شناس اتریشی که اعماق ذهن بشر را می کاوید، هنرمندان را به گزارش دقیق زوایای درون انسان وامی داشت.

می توان گفت که اصولا اکسپرسیونیسم بیش از آن که روشی در ادبیات باشد، عاملی است برای القای تعبیر هنرمند از واقعیت و در ادبیات قرن بیستم هر تحریف استادانه ای که در واقعیت انجام گرفته، می تواند نشانه ای از اکسپرسیونیسم باشد.

دوران نهضت اکسپرسیونیسم بسیار کوتاه بود و فاصله بین سال های 1915تا 1925 را در برمی گرفت. در آلمان، شعر اکسپرسیونیستی از 1910تا اواسط سال های 1920که سوررئالیسم جایگزین آن شد، ادامه یافت.

 


برگرفته از کتاب واژه نامه هنر شاعری    

روزنامه خراسان

تنظیم:بخش ادبیات تبیان

چند ایسم امروزی

چند ایسم امروزی

ایماژیست ها عقیده داشتند که باید به همه عادات قبلی پشت پا زد و شیوه ای نو آفرید، با بیانی تازه و زبانی تازه با بدعتی تازه شعری تازه سرود، شعری که در هذیان واژه ها گرفتار است، باید آهنگدار و اندیشمند هم باشد و تصویر و معنای روشن و صریحی را هم نمادین کند.
UserName