• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1388/07/15
  • تاريخ :

موسیقی ساده و قابل لمس

ساز

شكی نیست كه خانواده پورناظری‌ها در حافظه تاریخی مردم موسیقی دوست ما، خانواده‌ای خلاق بوده‌اند و این تازه شدن پله به پله آنها، دیگر به یك ویژگی برای آنها تبدیل شده است.

 سهراب پور‌ناظری، فرزند كوچك‌تر این خانواده در سال‌های اخیر نشان داده است كه شور و شوق بیشتری برای حركت به سمت افق‌های تازه‌تر در موسیقی ایرانی دارد. ملودی‌هایی كه او خلق كرده است موید این نكته است. اما داستان به همین‌ جا ختم نمی‌شود.

 سال گذشته خبری در خبرگزاری‌ها درج شد كه سهراب پورناظری برای فیلم حمید نعمت‌الله، موسیقی می‌سازد. خبر خیلی خاص بود و دلیلش هم اینكه یك نوازنده حرفه‌ای در عرصه موسیقی ایرانی كه تجربیاتش عمدتا در حوزه موسیقی صرف ایرانی بوده است، آیا می‌تواند از پس تفكر اجتماعی‌نگر حمید نعمت‌الله بربیاید و موسیقی با تصویر چفت خواهد شد. از موسیقی فیلم بی‌پولی در جشنواره استقبال شد و سهراب هم بیشتر به سمت موسیقی فیلم رفت.

فكر می‌كنم رابطه خوبی بین شما و حمید نعمت‌الله  شكل گرفته است كه همكاری‌تان ادامه پیدا كرد؟

بله. اصولا حمید نعمت‌الله برای من فردی است كه با او در تعامل و تفاهم قرار می‌گیرم و به تبع آن همكاری با او برای من لذتبخش است، به همین خاطر همكاری من با نعمت‌الله در یك تله فیلم به نام «بیا از گذشته حرف بزنیم» ادامه پیدا كرد كه آن هم تجربه بسیار خوبی بود.

حال وهوای این كار هم ایرانی است؟

بله. در واقع ایرانی- بومی است. از آنجایی كه لوكیشن این فیلم در مشهد است، تلاش كرده‌ام موسیقی را براساس تم‌های موسیقی خراسان و در فضایی تركیبی از موسیقی دستگاهی و موسیقی محلی خراسان بسازم.

از چه سازهایی بهره برده‌اید؟

طبیعی است وقتی یك جغرافیای خاص مطرح می‌شود، ذهن به سمت استفاده از موسیقی آن ناحیه می‌رود. تلاش من بر این بوده كه با استفاده از دوتار و كمانچه و كوارتت زهی ایرانی در كنار سازهای اركسترال به فضایی خاص برسم كه پاسخگوی موسیقی فیلم باشد.

سال گذشته خبری در خبرگزاری‌ها درج شد كه سهراب پورناظری برای فیلم حمید نعمت‌الله، موسیقی می‌سازد. خبر خیلی خاص بود و دلیلش هم اینكه یك نوازنده حرفه‌ای در عرصه موسیقی ایرانی كه تجربیاتش عمدتا در حوزه موسیقی صرف ایرانی بوده است، آیا می‌تواند از پس تفكر اجتماعی‌نگر حمید نعمت‌الله بربیاید و موسیقی با تصویر چفت خواهد شد. از موسیقی فیلم بی‌پولی در جشنواره استقبال شد و سهراب هم بیشتر به سمت موسیقی فیلم رفت.

آیا در ساخت موسیقی فیلم «بی‌پولی» هم این موضوع را مدنظر داشتید؟

در بی‌پولی آقای نعمت‌الله دوست داشت ما از موسیقی ایرانی و سازهای ملی خودمان استفاده كنیم. منتها استفاده سنتی از این سازها می‌توانست به ضرر فیلم تمام شود؛ این شد كه به فراخور صحنه‌های مختلف علاوه بر موسیقی ایرانی از ویولن و حالت‌های كلاسیك هم استفاده كردم كه به جنس موسیقی فیلم- به مفهوم كلی- نزدیك شوم.

در طول ساخت موسیقی برای بی‌پولی آیا به چالش قابل ملاحظه‌ای هم رسیدید؟

ما خیلی زود به یك رابطه دوستانه رسیدیم كه موجب شد هیچ وقت به چالش‌های آنچنانی نرسیم؛ یعنی همه چیز با لبخند تمام شد. اصولا آدمی نیستم كه بخواهم وارد بحث‌های خسته كننده و بیهوده شوم. یا با كسی همكاری نمی‌كنم یا اگر همكاری كنم هنگام انتخاب دقت می‌كنم كسی را برگزینم كه با او بتوانم یك دیالوگ درست برقرار كنم؛ البته این حرف من به آن معنا نیست كه حمید نعمت‌الله هر‌آنچه من ساخته بودم را پذیرفت. نه اصلا اینطور نبود. مخالفت‌هایی هم داشت كه با گفت‌وگو و پیشنهاد به یك مفاهمه خیلی خوب می‌رسیدیم.

در تاریخچه  موسیقی فیلم‌ ما استفاده از موسیقی ایرانی بسیار كم بوده است. در همان چند مورد هم كه وجود دارد می‌بینیم كه موسیقی با جنس فیلم همخوانی دارد. اما در بی‌پولی استفاده از موسیقی ایرانی یك تضاد عجیب است كه در ابتدای امر پذیرفته نیست.وقتی آن را می‌بینیم متوجه می‌شویم كه نحوه استفاده از موسیقی و ابزار خیلی مهم است. آیا موسیقی ایرانی روی بی‌پولی جواب می‌دهد؟

استفاده از موسیقی ایرانی در سینما اصولا كار دشواری است، به خصوص اگر جنس این سینما، اجتماعی باشد. این دشواری در مورد فیلم بی‌پولی هم صدق می‌كرد. اما من سعی كردم به نحوی از سازها و موسیقی ایرانی استفاده كنم كه با جنس فیلم همخوان باشد. نمی‌خواستم موسیقی ایرانی توی ذوق بزند. از طرف دیگر در موسیقی ایرانی یك صمیمیت وجود دارد كه آن صمیمیت مدنظر حمید‌نعمت‌الله بود. بی‌پولی در حال و هوایی طنز می‌گذرد اما طنزی كه بعضی‌ها را می‌خنداند و بعضی‌ها را می‌گریاند. در واقع موضوع بی‌پولی در این فیلم خیلی دوپهلو است و همین دو پهلو بودن كار را برای من سخت می‌كرد. با این وجود موسیقی‌ای كه من در بی‌پولی استفاده كردم اگر چه ایرانی است اما خیلی عمیق نیست. تلاش كردم قابل لمس و ساده باشد.

در موسیقی فیلم، استفاده از افكت و خاصیت‌های افكیتو سازها نقش مهمی دارد. شما با چه رویكردی به این مسئله دست به ساخت موسیقی بی‌پولی زدید؟

خیلی دنبال این قضیه نبوده‌ام. استفاده خاصی از قانون كردم. در بی‌پولی كه در نوع خودش خیلی خاص و جالب است درواقع با صدایی متفاوت به نسبت آنچه تا به امروز از قانون شنیده‌ایم، روبه‌رو می‌شویم.

این تفاوت چگونه به دست‌ آمد؟

در درجه اول برخورد نوازنده در آن قطعه باعث یك تفاوت ذاتی شد و در مرحله بعدی وقتی خواستم كار را میكس كنم مقداری در حجم صدا دست بردم كه صدایی تازه بدهد. به هر حال قانون‌ سازی است كه خیلی در موسیقی فیلم مورد استفاده قرار نگرفته است.

باوجود اینكه پیداست براستفاده از موسیقی ایرانی اصراردارید، اما از ویولن هم خیلی استفاده كرده‌اید، فكر می‌كنید اگر می‌خواستید از یك موسیقی 100درصد ایرانی استفاده كنید- یعنی از ویولن استفاده نكنید- باز ساخت  موسیقی فیلم برایتان امكانپذیر بود یا نه؟

بالاخره نشدنی كه نیست. اما بهتر آن بود كه از ویولن هم استفاده كنیم كه كردیم. به هر حال موسیقی فیلم در بسیاری از لحظات به اركستر نیاز دارد كه در موسیقی اركسترال ،ویولن ساز اصلی است.

یكی از برخوردهای كلاسیك با موسیقی فیلم این است كه می‌گویند در یك فیلم هر سازی می‌تواند بیانگر حالات و موقعیت‌های یك كاراكتر باشد. آیا شما با این تعریف – كه اتفاقا این روزها مخالفان بسیاری دارد- موافقید؟

می‌تواند باشد و فكر می‌كنم بعضی جاها جواب می‌دهد. اما من در بی‌پولی با این قضیه به شكلی دیگر برخورد كردم. قهرمان‌های بی‌پولی یك زن و شوهر جوانند. در طول اثر، ما مدام صداهای باس و زیر می‌شنویم كه صدای باس نماینده تفكر مرد و صدای زیرنماینده تفكر زن است. اینجا دیگر یك ساز خاص نیست كه بیانگر موقعیت‌های روانی و فیزیكی یك كاراكتر باشد. البته منظور من از اینكه بعضی‌جاها جواب می‌دهد این نیست كه اختصاص دادن یك ساز به یك شخصیت درموسیقی هر فیلمی می‌تواند پاسخگو باشد. اصلا اینطور نیست و در آن صورت هیچ هنری اتفاق نمی‌افتد. اتفاقا هنر وقتی پا به میان می‌گذارد كه شما كاری بكنید كه مخاطب‌تان در عین لذت انتظار آن را نداشته باشد و در واقع به نوعی غیرمنتظره و غیر قابل پیش‌بینی باشد.

 از سنتور در بی‌پولی زیاد استفاده شده است. برای این كار توجیه خاصی داشتید؟

حمید نعمت‌الله پیشنهاد داد و من هم موافق بودم. 

شاید به دلیل این است كه در دوره‌ای از تاریخ سینمای ایران توسط كسی چون اسفندیار منفردزاده این ساز به شكل متفاوتی به كار گرفته شد و اتفاقا خوب هم جواب داد و آن فیلم‌ها و موسیقی‌هایشان در ذهن علاقه‌مندان سینما ماند.

به هر حال این هم می‌تواند دلیلی باشد. اما برخورد ما با سنتور از آن جنس كه شما حرفش را می‌زنید، نبود. سنتور ما در بی‌پولی سنتور معاصر است و صدایی كه از آن می‌شنویم با صدایی كه در آثار اسفندیار منفردزاده می‌شنویم تا حد زیادی فرق می‌كند.

با ساخت موسیقی فیلم بی‌پولی نشان دادید كه توانایی انجام تجربه‌های تازه در شما زیاد است. فكر می‌كنید بعد از تجربه بی‌پولی فضای ذهنتان در برخورد با موسیقی تغییر كرده است؟

بله. تغییرها كه فراوان بوده است اما مطمئن نیستم كه حتما این تغییرها حاصل رفتن به سمت موسیقی فیلم بی‌پولی باشد، اما خودم حس می‌كنم دارم وارد مرحله جدیدی از زندگی هنری‌ام می‌شوم؛ گویی وارد یك اقیانوس شده‌ام.

در واقع یعنی آن مرزهای ذهنی شما نسبت به موسیقی به هم ریخته است؟

به شدت این اتفاق افتاده است. مدتی است كه به شكل خاصی فكرم در معرض تغییر و حركت به سوی روزآمدتر شدن است. فكر می‌كنم خودم – نه حتما و لزوما موسیقی‌ام- روزآمدتر شده و این تفاوت من به نسبت گذشته حتما در آینده و آثاری كه خواهم ساخت، تاثیر می‌گذارد. در واقع فلسفه موسیقایی‌ام در حال عوض شدن است و شاید اگر مدتی دیگر قطعه‌ای از من بشنوید با آنچه تا قبل از آن شنیده بوده‌اید، خیلی فرق كند. وقتی به صداها و تركیب‌ها در موسیقی گروه‌نوازی ایران بیشتر فكر می‌كنم و آن را با مثلا اركستر سمفونیك مقایسه می‌كنم متوجه می‌شوم كه موسیقی ما از كمبودهایی برخوردار است كه سال‌ها قبل غربی‌ها به آن فكر كرده‌اند.

 منظورتان از كمبود چیست؟

قبل از پاسخ به این پرسش شما باید بگویم كه من نه فقط احترام برای موسیقی ایرانی قائلم، بلكه عاشق آن هستم، كه اگر چنین نبود به سمت نوازندگی موسیقی ایرانی نمی‌رفتم. اما فراموش نكنید اساس موسیقی ایرانی بر تكنوازی و بداهه‌نوازی است و از ابتدا برای گروه‌نوازی در موسیقی ایرانی خیلی فكر نشده است، در واقع یك روزگاری عده‌ای از سر علاقه تصمیم گرفتند كنار هم بنشینند و ساز بزنند. این شد كه چند ساز بدون اینكه به حجم و تكامل یك گروه فكر كنند در كنار هم یك گروه ساختند. اما در غرب به تمام محدوده‌های صوتی فكر شد و بعد اركستر سمفونیك شكل گرفت كه خلأیی ندارد.

منتها باید شرایطی به وجود بیاید كه موسیقی ما به تدریج به سمت تكامل در ساختمان و بافت خودش پیش برود. باید تغییراتی در ساختمان بعضی سازها ایجاد كرد و آنها را كامل‌تر كرد تا شاید بخشی از آن خلأ كه در حجم موسیقی گروه نوازی ایران وجود دارد از بین برود. از سوی دیگر باید تفكر اهالی موسیقی هم به سمت خلق زیبایی‌شناسی جدید در موسیقی ایرانی حركت كند.

منبع : همشهری

تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

 

UserName