• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2641
  • شنبه 1388/7/18
  • تاريخ :

امـام و اصـلاح سـاخـتارحـوزه(2)
امام خميني

بـه باور امام باید دگرگونی و ساخت و نوسازی ساختار حوزه از مـسـیـر صـحـیح و شایسته خود انجام بگیرد وگرنه تباهی آفرین خـواهـد و اصـلاح بـه افـسـاد مـی انجامد.

امام خمینی و اصلاح حوزه

امام خمینی در تمام دوران حیات علمی و حوزوی خویش, اصلاح حوزه و روحـانـیـت را در کانون توجه خویش داشته است. دیرینه ترین سندی کـه در ایـن بـاره در دسـترس ما قرار دارد, دیدگاههای ایشان در (کـشـف الاسـرار) اسـت. وی آن را در سال 1322ه.ش. و در پاسخ به عـلی اکبر حکمی زاده نویسنده (اسرار هزار ساله) نگاشت. در این اثـر, امـام بـا اشـاره بـه این که طبقه روحانیان هم بسان دیگر گـروهـهـای اجتماعی خوب و بد دارند و اصلاح روحانیت و سامان دهی حـوزه های علوم دینی بایسته است تاکید می ورزد:

اصلاح حوزه به دسـت هـر فردی امکان پذیر نیست. بی سوادان, ناصالحان, ناآگاهان از وضع حوزه ها و علوم و معارف دینی و... به هیچ روی شایستگی و توانایی چنین کاری را ندارند. امـام خـمینی از این که می دید ناشایستگان لباس روحانیت را می پـوشـنـد و هیچ برنامه ای برای کنترل این امر نیست یا حوزه بی بـرنـامه و بی سامان بود رنج می برد

 ولی باور داشت که جداسازی روحانیان خوب از بد و سامان دادن حوزه ها که در آن روزها ایادی رضـاخـان بـه انـگـیـزه های سیاسی و به قصد از بین بردن حوزه و روحـانـیـت از آن دم مـی زدنـد بـایـد با اندیشه طرح و اجرای شـایـسـتگان و زیر نظر علما و مراجع بزرگ انجام گیرد و اگر بنا بـاشدافرادی همانند رضاخان و ایادی وی, که به هیچ روی, شایستگی این کار را ندارند, دخالت کنند, حوزه از بین می رود.

امام خمینی از این که شماری از روحانیان ساده لوح به اصلاحها و بـرنامه های رضاخانی در حوزه دل خوش کرده بودند بسیار ناراحت می شود. خود ایشان می گوید به یکی از اینان گفتم:

(... ایـنها می خواهند خوبها را از بدها جدا کنند که خوب ها را از بین ببرند نه بدها را و همین طور هم شد.)

در سـال 1307 رضـاخان قانون یکسان لباس پوشی (متحد الشکل) مردم ایـران را از مـجـلـس گذرانده بود. براساس این قانون, که اجرای کـامـل آن تـا سـال 1315هـ.ش. عملی نشد روحانیان نیز تنها در صـورتـی می توانستند از لباس استفاده کنند که دارای شرایط مورد نظر آنها باشند. از همان ابتدا روشن بود که رضاخان به قصد از بـین بردن حوزه و روحانیت که مهم ترین سد در برابر خلاف کاریها استبداد و استعمار بودند چنین برنامه ای را پیش گرفته بود.

در ماده سوم همان قانون برای فریفتن مردم و ساده لوحان هدف از ایـن کـار را (جـدا کـردن اهل علم واقعی از روحانی نمایان) ذکر شده بود. ولی روشن بود که فریبی بیش نیست.

امام خمینی, با اشاره به این موضوع, بسیار هوشیارانه می نویسد:

(مـا هـرگـز نـمی گوییم که این طبقه یکسره خوب و منزهند و برای اصـلاح آنـها نباید قدمی برداشت. اینها هم مثل سایر طبقات خوب و بـد دارنـد... لـکـن اصـلاح آنـها را امثال رضاخان که نمی دانست روحـانـی را بـا (هـاء) هـوز مـی نویسند یا با (حاء) حطی نباید بـکـنـد... او فـهم صلاح و فساد نداشت و فشارهای او به روحانیون برای اصلاح نبود, او می خواست ریشه را از بن بکند.)

در اندیشه امام خمینی, سامان دهی به امور حوزه و روحانیت گرچه بـسیار بایسته و پرهیز ناپذیر است ولی از فتنه و دستان دشمنان و هـدفـها و برنامه های شومی که ممکن است پاره ای از جریانهای ضـد دیـنی و استعماری داشته باشند نباید غافل بود. تنها کسانی مـی تـوانـنـد بـه ایـن مـهم بپردازند که افزون بر شایستگیها و والایـیـهـای تقوایی و اخلاقی پرورده تمام عیار حوزه باشند و از تواناییها و دانشها و آگاهیهای کافی برخوردار باشند:

 

(کسی می تواند دست اصلاح به این دستگاه دراز کند که چند شرط زیر را داشته باشد:

1. تـخـصـص در عـلـوم روحانیه که سخنهای او کورکورانه و از روی جهالت نباشد.

2. علاقه مندی به دیانت و روحانیت و عقیده به این که روحانیت در کشور لازم است.

3. پاک بودن نیت او که دست درازیش برای او, نفع طلبی نباشد.

4. عـقـل تدبیر و تمیز صلاح و فساد, تا کارهایش از روی نقشه ها خردمندانه باشد.

5. نفوذ روحانی که نقشه های خود را بتواند عملی کند.

ایـن شـرایـطـ اگر پیدا شود, فقط در روحانیون درجه اول پیدا می شـود, دیـگـران به کلی از این حساب خارج اند. بعضی از آنها نیز کـم و بـیـش, بـه اصـلاح کوشیده و می کوشند, ولی البته آن نتیجه روشـن را, کـه اصلاح تمام افراد باشد, نگرفته اند با همه نواقصی کـه در کـار هست و سردی و سستیها که برای این طبقه پیش می آید, بـاز کـارهـای ایـنـهـا بـرای کشور و صلاح افراد توده روشن تر و موثرتر است, از صدها فوج نظامی و افراد شهربانی ها...)

 

پـس بـه باور امام باید دگرگونی و ساخت و نوسازی ساختار حوزه از مـسـیـر صـحـیح و شایسته خود انجام بگیرد وگرنه تباهی آفرین خـواهـد و اصـلاح بـه افـسـاد مـی انجامد. نظم رضاخانی در مدرسه سـپـهـسـالار بـهـتـرین گواه این امر است. ایادی رضاخان مدرسه سـپـهـسـالار (مدرسه عالی شهید مرتضی مطهری کنونی) را که پیشینه درخـشـانی داشت و بزرگانی چون: مدرس مدتها تولیت و سرپرستی آن را بـر عـهـده داشـتند و دانش آموختگان بسیاری را آن مرکز علمی تـحـویل جامعه داد با برنامه جدیدی زیر عنوان: (دانشکده معقول و مـنـقول) مدتی اداره کردند که نتیجه عکس داد و دانش آموختگان آن جـا کـه می خواستند جای دانش آموختگان حوزوی را بگیرند فاسد و غیرمهذب از کار درآمدند.

نخستین تلاشهای امام در مورد اصلاح حوزه

پس از فوت آقای حائری امام خمینی بر آن شد که از حاج آقا حسین بـروجـردی که در شهر بروجرد اقامت داشت برای آمدن به قم و به دست گرفتن اداره حوزه و مرجعیت تقلید دعوت کنند. این آهنگ و اراده بـیـش تر در راستای اصلاح حوزه و رونق بخشیدن به آن بود زیـرا امـام آقـای بروجردی را خوب می شناخت و از مقام و مرتبه عـلـمـی و نـیـز هوشیاری و شجاعت وی با خبر بود و امید داشت

با آمـدن این مرد بزرگ که از شاگردان برجسته آخوند خراسانی رهبر نـهـضـت مشروطه بود به حوزه علمیه قم رونق خواهد گرفت و درسـهـا بحثها سامان می یابد و امور روحانیت از آشفتگی به در مـی آید. بر این اساس, تلاش امام خمینی برای آوردن آقای بروجردی بـه قـم مـی تـوان نـخـستین تلاشهای عملی ایشان در راستای اصلاح ساختار حوزه و سامان دهی امور روحانیت به حساب آورد.

در آغـازیـن سـالهای ورود آقای بروجردی به قم, طلاب حوزه برنامه درسـتی نداشتند و فرد شناخته شده ای نبود که به امور آن رسیدگی کند17 و به گفته خود آقای بروجردی:

(حـوزه قـم مـثـل شهری بود که دروازه نداشت, حوزه به روی اشخاص مـخـتـلـف باز بود, افراد صالح و ناصالح از هم ممتاز نبودند,ای کاش نظمی بود و برنامه ای).

امام خمینی که بیش ترین تلاشها را برای آمدن آقای بروجردی به قم انـجـام داده بـود در همان سالهای نخست سعی کرد ایشان را در جـریان امور حوزه و جریانهایی که بسبب نابسامانی حوزه هست قرار دهـنـد و کـمبودها, کاستیها و اشکالهایی که در اداره حوزه وجود دارد, بـه آگاهی ایشان برساند. آقای بروجردی نیز با علاقه مندی و دقـت دیـدگـاههای امام را می شنید و برای ایشان احترام زیادی قـائـل بـود و ایـشـان را (چـشـم و چراغ حوزه) می دانست و با ایشان در کارهای مهم رایزنی می کرد.

هـمـان گونه که انتظار بود نخستین گامها را در رسیدگی به امور حـوزه و سـامـان دهی آن برداشت و برای این کار گروهی از فضلا و مـدرسـان حـوزه را بـرگـمـارد. این گروه که غیر از امام خمینی شـماری دیگر فرهیختگان حوزه از جمله:

شیخ مرتضی حائری, حاج سید احـمـد زنـجـانـی, حـاج سـید ابوطالب مدرسی, فاضل, حاج سید زین الـعـابـدیـن کـاشـانـی, سـیـد محمد یزدی (محقق داماد) حاج شیخ ابـوالقاسم اصفهانی هم عضو بودند, از سوی آقای بروجردی مامور بـودند بـرنـامـه ای جـامـع بـرای سامان دهی امور درسی امتحان, گزینش, وضع معیشتی طلاب و چگونگی اداره مدارس تهیه کنند.

ایـن گـروه در هـمـیـن راستا در جلسه های بسیار پس از بحث و بـررسـیهای طولانی طرحهایی را برای امتحان طلاب امور درسی و... تهیه کرد که در آنها به طور دقیق موضوع آزمونها درسهایی را که طـلاب باید امتحان بدهند تعیین رتبه ها و نمره ها و نیز درسهای اصـلـی و جـنبی و کتابهای درسی و... روشن شده بود. این طرحها و بـرنـامه ها بی درنگ به اجراگذاشته شد و به گونه چشم گیری امور حـوزه و طلاب و مدرسه ها سامان یافت. این حرکت چنان اثر بخشید و بـه رونـق حوزه افزود و شوق در طلاب آفرید که ترک کنندگان حوزه, دگـر بـاره بـه حوزه روی می آوردند و طولی نکشید که حوزه علمیه قـم پـررونـق و بـالـنده شد و شمار طالب علمان به سرعت افزایش یـافت و به هفت هزار نفر رسید. این در حالی بود که در سال ورود آقـای بـروجـردی به قم تمامی طلاب ساکن در مدارس حدود سیصد نفر بودند.

امـام خمینی طرحها و برنامه های به اجرا درآمده را بسیار مفید و مـهـم می دانست اما نه کامل و جامع و همه سویه. بر این باور بـود:

اصـلاح حـوزه بـه دگـرگونیهای بیش تری نیاز دارد; از این روی خـود ایشان طرحی را با توجه به همه زوایا تهیه کرد که پس از طـرح بـه وسـیله حاج شیخ مرتضی حائری درجلسه هیات به تصویب رسـیـد و هـمـه بـه جـز دو نـفر که در جلسه نبودند آن را امضا کـردنـد و بـرای تـصـمـیم گیری خدمت آقای بروجردی بردند ولی ایـشـان آن را نـپـذیـرفـت و هـیـچ گاه این طرح عملی نشد. گویا نـپـذیـرفـتـن ایشان از آن جا ناشی می شد که کسانی در بیت و از خارج بیت ایشان را به طرح بدبین کرده بودند.

این مطلب ادامه دارد....


منبع :حوزه نت                             تنظیم مجید نقدی گروه حوزه علمیه
امام و اصلاح ساختار حوزه(1)

امام و اصلاح ساختار حوزه(1)

اصـلاح سـاخـتار حـوزه و ساخت بنیادهای جدید بـرای تـعالی و رشد آن از دیر باز تا کنون از جمله مقـوله های پر گفت وگـو بـوده است.
UserName