• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1388/07/13
  • تاريخ :

 

جنگ خندق (1)

خندق

از حوادث مهم سال پنجم هجرت كه به قول معروف در ماه شوال آن سال اتفاق افتاد جنگ خندق بود،كه با توجه به كثرت سپاه و تجهیز لشكریان قریش،و محاصره طولانى و نبودن آذوقه كافى در شهر مدینه،و دشوارى وضع اقتصادى،كارشكنى‏هاى داخلى كه از ناحیه یهود بنى قریظه و منافقین مى‏شد و به سختى مسلمانان را تهدید مى‏كرد،براى پیغمبر اسلام و پیروان آن بزرگوار یكى از سخت‏ترین جنگها و دشوارترین درگیریهایى بود كه با دشمن داشتند و مانند گذشته به كمك و یارى خداى تعالى و ایمان و فداكارى و استقامت،بر همه این مشكلات پیروز شده و همه دشمنان را مغلوب ساختند و از این كارزار سخت و دشوار نیز فاتح و سربلند و پیروز بیرون آمدند.

در پایان غزوه بدر صغرى گفته شد كه چون مشركین به دستور ابو سفیان در بدر صغرى حاضر نشدند و آن سال را مناسب براى جنگ ندیدند مورد شماتت و سرزنش بزرگان قریش و مردم مكه قرار گرفته و قبایل عرب بازگشت آنها را حمل بر ترس و فرار از برابر مسلمانان كردند،و از این رو ابو سفیان تصمیم گرفت لكه این ننگ را از دامن خود بشوید و بار دیگر شوكت و عظمت خود را به رخ مسلمانان و ساكنان شبه جزیره عربستان بكشد و به همین منظور نزدیك به یك سال،یعنى از ذى قعده سال چهارم تا شوال سال پنجم در صدد تهیه سربازان جنگى و ابزار و اسلحه كافى براى چنین جنگ بزرگى بر آمده و توانستند روزى كه از مكه به سمت مدینه حركت كردندبیش از ده هزار مرد جنگى را با تمام تجهیزات بسیج كنند به شرحى كه در ذیل خواهید خواند.

آیا ندیدى آنان را كه بهره‏اى از كتاب داشتند به جبت و طاغوت مى‏گروند و به كافران گویند: راه شما به هدایت نزدیكتر از راه مؤمنان است،آنهایند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند یاورى براى او نخواهى یافت

عامل دیگرى كه در بسیج این لشكر زیاد و ترتیب دادن این جنگ مهم بسیار مؤثر بود،تحریكات جمعى از بزرگان یهود بنى نضیر و بنى وایل مانند حیى بن اخطب و هوذة بن قیس بود كه چون به دستور پیغمبر اسلام ناچار به خروج از مدینه و جلاى وطن گردیدندـبه شرحى كه پیش از این گذشت در صدد انتقام از محمد(ص)بر آمده و سفرى به مكه و نزد قریش رفتند و آنها را بر ضد مسلمانان و پیغمبر اسلام تحریك كرده و به آنها اطمینان دادند كه اگر شما به جنگ او بروید ما همه گونه كمك و مساعدت به شما خواهیم كرد،تا آنجا كه نوشته‏اند:وقتى قریش حال بنى النضیر را از ایشان پرسیدند آنها در پاسخ گفتند:

بنى النضیر در میان خبیر و یثرب چشم به راه شما هستند تا بر محمد و یارانش هجوم برید و آنان به كمك شما بشتابند.چون از حال بنى قریظه كه هنوز در مدینه سكونت داشتند جویا شدند گفتند:آنها نیز منتظر هستند تا چه وقت شما به شهرشان برسید و آن وقت پیمان خود را با محمد بشكنند و به یارى شما بشتابند.

قریشیان كه در اثر مبارزات طولانى با مسلمانان تا حدودى خسته به نظر مى‏رسیدند و از طرفى تدریجا عقایدشان نسبت به مراسم دینى قریش و آیین بت پرستى سست شده و به حال تردید در آمده بودند،براى اطمینان خاطر نسبت به مرام و آیین خود از آنها كه جزء بزرگان یهود و اهل كتاب به شمار مى‏رفتند سؤال كردند:راستى!شما كه اهل كتاب هستید و از آیین ما و محمد اطلاعات كافى دارید به ما بگویید:آیا آیین ما بهتر است یا دین محمد؟

لشکر

یهودیان در اینجا روى دشمنى با پیغمبر اسلام(ص)و عناد با آن بزرگوار از یك حقیقت مسلم و قطعى دست برداشته و براى خوشایند و تحریك آنها آشكارا حق كشى كرده و پاسخ دادند:مطمئن باشید كه شما بر حق هستید و آیین شما از دین او بهتر است. (1) قرآن كریم در مذمت آنان بسیار زیبا گوید:

«الم تر الى الذین اوتوا نصیبا من الكتاب یؤمنون بالجبت و الطاغوت و یقولون للذین كفروا هؤلاء اهدى من الذین آمنوا سبیلا،اولئك الذین لعنهم الله و من یلعن الله فلن تجد له نصیرا» (2)

[آیا ندیدى آنان را كه بهره‏اى از كتاب داشتند به جبت و طاغوت مى‏گروند و به كافران گویند: راه شما به هدایت نزدیكتر از راه مؤمنان است،آنهایند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند یاورى براى او نخواهى یافت.]و از برخى از تواریخ نقل شده كه یهودیان براى اطمینان قریش به مسجد الحرام آمده و در برابر بتهاى مشركین سجده كرده و خواستند با این رفتار عملا نیز حقانیت آیین آنها را ثابت كنند.

ابوسفیان از ذى قعده سال چهارم تا شوال سال پنجم در صدد تهیه سربازان جنگى و ابزار و اسلحه كافى براى چنین جنگ بزرگى بر آمده و توانستند روزى كه از مكه به سمت مدینه حركت كردندبیش از ده هزار مرد جنگى را با تمام تجهیزات بسیج كنند

قریش مكه با این جریان از نصرت یهود مطمئن شده و با سخنان آنها به آیین باطل خود دلگرم گشته و آمادگى خود را براى جنگ با مسلمانان اعلام كردند.

حیى بن اخطب و دیگر بزرگان یهود وقتى قرشیان را آماده كردند به نزد قبایل دیگرى كه در حجاز سكونت داشتند مانند قبیله غطفان،بنى مره و بنى فزاره و هر كدام كه روى جهتى با پیغمبر و مسلمانان عداوت و دشمنى داشتند آمده و آنها را نیز با سخنانى نظیر آنچه به قریش گفته بودند براى جنگ با مسلمانان تحریك و آماده كرده و پس از گذشتن چند روز دسته‏هاى مختلف از میان قبایل به مكه آمده و با قریش ائتلاف كرده به سوى مدینه حركت كردند.ریاست قریش با ابو سفیان بود و قبایل دیگر نیز هر كدام تحت ریاست و فرماندهى یكى از بزرگان خویش حركت كردند و ریاست همه سپاه را نیز به ابو سفیان واگذار كردند،و چنانكه گفته‏اند :وقتى از مكه خارج شدند متجاوز از ده هزار سپاه بودند.

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص)، ص 415

نویسنده: سید هاشم رسولى محلاتى

ابوذر سلطانی_گروه دین واندیشه

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName